شعرهای کمونیستی ایران

بیژن نجدی | پروانگی‌های مقدس


Listen Later

▨ نام شعر: پروانگی های مقدس

▨ شاعر: بیژن نجدی

▨ با صدای: بیژن نجدی

▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

ـــــــــــــــــــــ

تذکر: «پروانه» نام کوچکِ همسر شاعر است.

ـــــــــــــــــــــ

در گودِ خیال و خیابان و تاریکی

نئون راه می‌رود

با طرحی از تنِ پروانه...

«مبل‌فروشی پروانه»

که بوی تو در آن نشسته است

بوی روشن و خاموش

خاموش و روشن تو.


در میدان و آن‌سوی شیشه‌ی اتوبوس

پشت پرده‌ی باران

نئون راه می‌رود

»چایخانه‌ی پروانه»

کاش صبحانه‌ای با تو در دلِ شب.


تهران و خیابان فردوسی

آسمانی پر از بُراده‌هایِ سرخ نئون...

«عتیقه فروشی پروانه»

پروانه‌های روی زره

بر تیغه‌ی شمشیر و جامی از نقره.


حالا، صبحِ تهران است

و شکسته‌های خاموشِ نئون ریخته بر آسفالت.

«آرایشگاه پروانه»

چشمانِ بی‌سرمه

نیمرخ تو

عطر دورِ حنا

و نگاهی پر از آبِ مروارید

بیژن نجدی

از کتاب واقعیت رویای من است نشر مرکز صفحه ۹۶

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

شعرهای کمونیستی ایرانBy شهروز کبیری