
Sign up to save your podcasts
Or


سواد رسانهای | سیاست، و مسئولیت شهروند
#کانال_وفا #بیداری_مدنی #شهروندی #عاملیت #قدرت #ایران۱۴۰۰در اپیزود پیشین سواد رسانهای گفتیم مشکل امروز ما کمبود اطلاعات نیست؛ هجوم اطلاعات است .سرعت و حجم اطلاعات که از سرعت فکر کردن ما بیشتره.گفتیم سواد رسانهایمکث و تأمل است— فکر کردن پیش از واکنش.گفتیم احترام به شعور خودمان و مخاطب یعنی وقتی یک واقعه یا خبر به دستمان میرسد، بهجای اینکه با قطعیت بهجای مخاطب فکر کنیم، کمک کنیم سؤال بپرسد و خودش دربارهٔ آن خبر تحقیق کند.حالا یک قدم جلوتر میرویم. این بار بهجای اینکه بپرسیم «این خبر درست است یا نه؟» میپرسیم:پشت این خبر کیه؟ کدام رسانه، کدام سیاست؟کدام رسانه، کدام سیاست؟وقتی میگوییم «رسانه»، فقط از یک نهاد، کانال یا شرکت حرف نمیزنیم؛ از یک جایگاه قدرت حرف میزنیم.رسانههای دولتی در ایراندر این رسانهها سیاست از کجا میآید؟ از ساختاری که قدرت را متمرکز میبیند و خبر را ابزار مدیریت افکار عمومی میداند.در این فضا، خبر توضیح واقعیت نیست؛ تنظیم روایت است— یا آنچه در اصطلاح پروپاگاندا نامیده میشود.تحلیلها هم اغلب تحلیل واقعی نیستند؛ بیشتر توضیح تصمیمهاییاند که از قبل گرفته شدهاند.رسانههای فارسیزبان خارج از ایران (دیاسپورا)اینجا صورت سؤال عوض میشود، اما اصل سؤال حذف نمیشود.سیاست از کجا میآید؟ از دولتها؟ از اسپانسرها؟ از رقابت برای دیدهشدن؟ یا از بازار جلب توجه مخاطب؟خیلی وقتها تحلیلها جای خودشان را میدهند به پیشبینیهای هیجانی، فالبینی سیاسی، و تیترهایی که بیشتر «امید یا ترس» میفروشند تا فکر کردن و فهم موضوع.چرا تحلیل به فالبینی تقلیل پیدا کرده؟چون تحلیل واقعی هزینه دارد: دقت، تردید، و پذیرش ندانستن.فالبینی اما سریع است، جذاب است، و مسئولیت نمیخواهد.وقتی رسانه— چه داخل، چه خارج— خودش را پاسخگو به «شهروند» نمیداند، تحلیل تبدیل میشود به نوعی نمایش.و اینجاست که سواد رسانهای دیگر فقط تشخیص خبر جعلی نیست؛ بلکه تشخیص نیت، جایگاه، و منطق روایت هم هست.تبِ «رسانهٔ مستقل»این سالها خیلیها از لزوم داشتن «رسانهٔ مستقل» حرف میزنند.بهویژه کسانی که نه در رسانههای داخل ایران صدا دارند، نه در رسانههای مطرح دیاسپورا، به این نتیجه رسیدهاند که باید رسانهٔ مستقل خودشان را بسازند.این خواست قابل فهم است؛ از دل حذفشدگی میآید، نه لزوماً از قدرتطلبی یا جاهطلبی.اما اینجا یک مکث لازم است.میگوییم «ما رسانهٔ مستقل میخواهیم»؛ کدام «ما»؟ مستقل از چی؟رسانهٔ مستقل یعنی چه؟رسانهٔ مستقل بهمعنای «وابسته نبودن» نیست؛ با حذف وابستگی تعریف نمیشود؛ با پذیرش مسئولیت و پاسخگویی معنا پیدا میکند.در عمل، رسانهای مستقل محسوب میشود که در برابر شهروند پاسخگو باشد . در غیر این صورت، وابستگی همیشه به یک شخص، یک گروه، یا منافع و اهداف آنها باقی میماند.این گروهها خودشان با هم تضاد منافع، تضاد روایت، و دستکم اختلاف چشمانداز دارند.پس رسانهای که برای یک صدا ساخته میشود، ناخواسته صدای دیگری را حذف میکند؛ و چیزی به نام «رسانهٔ کاملاً مستقل» عملاً شکل نمیگیرد— مگر اینکه ماهیت رسانه به رسانهای پاسخپذیر و شهروندمحور تبدیل شود.ربط این موضوع به عاملیت فردی و شهروند مسئولوقتی ما هر اختلاف را با ساختن یک رسانهٔ جدید حل میکنیم، در واقع مسئلهٔ گفتوگو را دور میزنیم.رسانهٔ مستقل بدون پذیرش کثرت، تبدیل میشود به رسانهٔ هویتی.و رسانهٔ هویتی— حتی اگر نیتش خوب باشد— نمیتواند بستر عاملیت جمعی شود؛ فقط عاملیت درونگروهی تولید میکند.شهروند مسئول .او میپرسد: این رسانه از کجا خط میگیرد؟ این تحلیل باعث فهم شده یا فقط هیجان ساخته؟ من با بازنشرش چه نقشی بازی میکنم؟وقتی بدون مکث بازنشر میکنیم، عاملیتمان را واگذار میکنیم.در یکی از مقالهه یی که دربارهٔ تحول و آیندهٔ رسانههای فارسیزبان خارج از ایران نوشتهام، به همین بحران اشاره شده: بحران اعتماد، سیاستزدگی، و فاصله گرفتن رسانه از شهروند.جمعبندیمسئلهٔ امروز ما کمبود رسانه نیست؛ کمبود ظرفیت شنیدن صداهای متفاوت، و حتی متضاد است.مسئله، نبود گفتوگوست.و سواد رسانهای به این معنا نیست که هیچچیز را باور نکنیم؛ بلکه یعنی:مسئولیت فکر کردن و فهمیدن را به رسانه نسپاریم.#کانال_وفا #بیداری_مدنی #شهروندی #عاملیت #قدرت #ایران۱۴۰۰ #سواد_رسانهای
By Iran 1400 Project5
33 ratings
سواد رسانهای | سیاست، و مسئولیت شهروند
#کانال_وفا #بیداری_مدنی #شهروندی #عاملیت #قدرت #ایران۱۴۰۰در اپیزود پیشین سواد رسانهای گفتیم مشکل امروز ما کمبود اطلاعات نیست؛ هجوم اطلاعات است .سرعت و حجم اطلاعات که از سرعت فکر کردن ما بیشتره.گفتیم سواد رسانهایمکث و تأمل است— فکر کردن پیش از واکنش.گفتیم احترام به شعور خودمان و مخاطب یعنی وقتی یک واقعه یا خبر به دستمان میرسد، بهجای اینکه با قطعیت بهجای مخاطب فکر کنیم، کمک کنیم سؤال بپرسد و خودش دربارهٔ آن خبر تحقیق کند.حالا یک قدم جلوتر میرویم. این بار بهجای اینکه بپرسیم «این خبر درست است یا نه؟» میپرسیم:پشت این خبر کیه؟ کدام رسانه، کدام سیاست؟کدام رسانه، کدام سیاست؟وقتی میگوییم «رسانه»، فقط از یک نهاد، کانال یا شرکت حرف نمیزنیم؛ از یک جایگاه قدرت حرف میزنیم.رسانههای دولتی در ایراندر این رسانهها سیاست از کجا میآید؟ از ساختاری که قدرت را متمرکز میبیند و خبر را ابزار مدیریت افکار عمومی میداند.در این فضا، خبر توضیح واقعیت نیست؛ تنظیم روایت است— یا آنچه در اصطلاح پروپاگاندا نامیده میشود.تحلیلها هم اغلب تحلیل واقعی نیستند؛ بیشتر توضیح تصمیمهاییاند که از قبل گرفته شدهاند.رسانههای فارسیزبان خارج از ایران (دیاسپورا)اینجا صورت سؤال عوض میشود، اما اصل سؤال حذف نمیشود.سیاست از کجا میآید؟ از دولتها؟ از اسپانسرها؟ از رقابت برای دیدهشدن؟ یا از بازار جلب توجه مخاطب؟خیلی وقتها تحلیلها جای خودشان را میدهند به پیشبینیهای هیجانی، فالبینی سیاسی، و تیترهایی که بیشتر «امید یا ترس» میفروشند تا فکر کردن و فهم موضوع.چرا تحلیل به فالبینی تقلیل پیدا کرده؟چون تحلیل واقعی هزینه دارد: دقت، تردید، و پذیرش ندانستن.فالبینی اما سریع است، جذاب است، و مسئولیت نمیخواهد.وقتی رسانه— چه داخل، چه خارج— خودش را پاسخگو به «شهروند» نمیداند، تحلیل تبدیل میشود به نوعی نمایش.و اینجاست که سواد رسانهای دیگر فقط تشخیص خبر جعلی نیست؛ بلکه تشخیص نیت، جایگاه، و منطق روایت هم هست.تبِ «رسانهٔ مستقل»این سالها خیلیها از لزوم داشتن «رسانهٔ مستقل» حرف میزنند.بهویژه کسانی که نه در رسانههای داخل ایران صدا دارند، نه در رسانههای مطرح دیاسپورا، به این نتیجه رسیدهاند که باید رسانهٔ مستقل خودشان را بسازند.این خواست قابل فهم است؛ از دل حذفشدگی میآید، نه لزوماً از قدرتطلبی یا جاهطلبی.اما اینجا یک مکث لازم است.میگوییم «ما رسانهٔ مستقل میخواهیم»؛ کدام «ما»؟ مستقل از چی؟رسانهٔ مستقل یعنی چه؟رسانهٔ مستقل بهمعنای «وابسته نبودن» نیست؛ با حذف وابستگی تعریف نمیشود؛ با پذیرش مسئولیت و پاسخگویی معنا پیدا میکند.در عمل، رسانهای مستقل محسوب میشود که در برابر شهروند پاسخگو باشد . در غیر این صورت، وابستگی همیشه به یک شخص، یک گروه، یا منافع و اهداف آنها باقی میماند.این گروهها خودشان با هم تضاد منافع، تضاد روایت، و دستکم اختلاف چشمانداز دارند.پس رسانهای که برای یک صدا ساخته میشود، ناخواسته صدای دیگری را حذف میکند؛ و چیزی به نام «رسانهٔ کاملاً مستقل» عملاً شکل نمیگیرد— مگر اینکه ماهیت رسانه به رسانهای پاسخپذیر و شهروندمحور تبدیل شود.ربط این موضوع به عاملیت فردی و شهروند مسئولوقتی ما هر اختلاف را با ساختن یک رسانهٔ جدید حل میکنیم، در واقع مسئلهٔ گفتوگو را دور میزنیم.رسانهٔ مستقل بدون پذیرش کثرت، تبدیل میشود به رسانهٔ هویتی.و رسانهٔ هویتی— حتی اگر نیتش خوب باشد— نمیتواند بستر عاملیت جمعی شود؛ فقط عاملیت درونگروهی تولید میکند.شهروند مسئول .او میپرسد: این رسانه از کجا خط میگیرد؟ این تحلیل باعث فهم شده یا فقط هیجان ساخته؟ من با بازنشرش چه نقشی بازی میکنم؟وقتی بدون مکث بازنشر میکنیم، عاملیتمان را واگذار میکنیم.در یکی از مقالهه یی که دربارهٔ تحول و آیندهٔ رسانههای فارسیزبان خارج از ایران نوشتهام، به همین بحران اشاره شده: بحران اعتماد، سیاستزدگی، و فاصله گرفتن رسانه از شهروند.جمعبندیمسئلهٔ امروز ما کمبود رسانه نیست؛ کمبود ظرفیت شنیدن صداهای متفاوت، و حتی متضاد است.مسئله، نبود گفتوگوست.و سواد رسانهای به این معنا نیست که هیچچیز را باور نکنیم؛ بلکه یعنی:مسئولیت فکر کردن و فهمیدن را به رسانه نسپاریم.#کانال_وفا #بیداری_مدنی #شهروندی #عاملیت #قدرت #ایران۱۴۰۰ #سواد_رسانهای