Iran 1400 Podcast

Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۹ |


Listen Later

 بیداری مدنی | از عاملیت فردی تا کنش جمعی

(اعتماد و فاصلهٔ میان «من» و «ما»)

چه چیزی عاملیت فردی را به کنش جمعی وصل می‌کند؟

همراهان ارجمند، به کانال وفا خوش آمدید.

در اپیزودهای قبلی بیداری مدنی گفتیم که عاملیت فردی بدون بستر اجتماعی دوام نمی‌آره.

گفتیم فرد می‌تونه آگاه باشه، مسئولیت‌پذیر باشده، حتی هزینه بده؛ اما اگر کنشش در یک فضای جمعیِ قابل اتکا تجربه نشه، عاملیت به‌تدریج کمرنگ و فرسوده می‌شه.

اینجا یه توضیح لازمه

یادتون هست که در اپیزود ۳ که به تجربه شهروندی اشاره کردیم

یادآور شدیم که

شهروندی هر جایی معنا پیدا می‌کنه که فرد با یک نهاد طرفه حالا این نهاد می‌تونه دولت باشه، یا یک شرکت، یا یک نهاد غیرانتفاعی، یا حتی نهادهای مذهبی— یا هر ساختار جمعی دیگه‌ای که از فرد انتظار همراهی، اطاعت یا مشارکت داره. حتی خانواده. 

از همین‌جا می‌شه فهمید که عاملیت فردی هم فقط یک مفهوم سیاسی نیست.

عاملیت از خانه معنا پیدا می‌کنه، در محیط کار تمرین می‌شه، در جمع‌های کوچک شکل می‌گیره، و اگر بستر اجتماعی داشته باشه، می‌تونه به سطوح گسترده‌تر جامعه راه پیدا کنه.

درست مثل شهروندی، عاملیت فردی و بستر اجتماعی مفاهیمی هستند که از زندگی روزمره شروع می‌شوند، نه از شعارهای بزرگ.

حالا پرسش اینه که: این بستر اجتماعی چطور ساخته می‌شه؟

چه چیزی عاملیت فردی را به کنش جمعی وصل می‌کند؟

یکی از ساده‌ترین و در عین حال دشوارترین پاسخ‌ها اینه:

اعتماد.

نه اعتماد شعاری. نه اعتماد دستوری. و نه اعتمادی که از بالا مطالبه یا تحمیل بشه.

بلکه اعتمادی که در تجربه‌های کوچک، در همیاری‌های محدود، و در تداومِ کنش‌های صادقانه آهسته شکل می‌گیره و بروز میکنه.

مشکل امروز ما این نیست که افراد نمی‌فهمند. یا نمی‌دانند. یا نمی‌خواهند.

مشکل اینه که

بسیاری نمی‌دانند، 

آیا دیگری هم

پای این کنش می‌ایسته

یا در لحظهٔ عمل،

تنها می‌مونه. آیا دیگری یا دیگرانی هم هستند که همین‌قدر جدی اند یا نه.

اینجاست که بین «من» و «ما» یک شکاف شکل می‌گیره.

فرد می‌پرسه: اگر من قدم بردارم، آیا تنها می‌مونم؟ آیا هزینه فقط بر دوش من می‌افته؟

وقتی این تردید

بارها تکرار می‌شه،

کنش جمعی

جاش را می‌ده

به واکنش‌های هم‌زمان،

اما جدا از هم و پراکنده

همه ناراضی‌اند، همه معترض‌اند، اما هرکس به نوعی تنهاست.

نه به‌خاطر بی‌تفاوتی، بلکه به‌خاطر فرسایش اعتماد.

در یکی از نوشته‌هایی که دربارهٔ نسبتِ حقیقت و اعتماد در آیندهٔ مدنی ایران در سایت پروژه ایران ۱۴۰۰ به زبان انگلیسی منتشر شده به این نکته اشاره کردم که اعتماد نه با وعده ساخته می‌شه، نه با هم‌صدایی یا اتحادهای ظاهری یا تظاهری، بلکه با تداومِ کنشِ صادقانه و قابل پیش‌بینی.

کنشی که دیگری بتونه روی اون حساب کنه.

همیاری دقیقاً همین‌جا معنا پیدا می‌کنه.

این همیاری، پروژه‌ای بزرگ، یا حرکت قهرمانانه نیست؛ بلکه تمرین روزمرهٔ شهروندی.

تمرین دیدن دیگری، شنیدن دیگری، و پذیرفتن اینکه کنش من بر تجربهٔ جمعی اثر می‌ذاره.

کنش جمعی از اعتماد کامل شروع نمی‌شه.

از اعتمادساری و امتحان کردنِ اعتماد شروع می‌شه.

از قدم‌های کوچک، قابل تکرار، و قابل فهم و محسوس.

از جایی که فرد کم‌کم از «منِ تنها» به «مایی در حال شکل‌گیری» حرکت می‌کنه.

بیداری مدنی در همین گذار معنا میشه.

نه وقتی همه آماده‌اند، نه وقتی شرایط ایده‌آله بلکه وقتی افراد با وجود تردید، با وجود زخم‌ها، تصمیم می‌گیرن همیاری را دوباره تمرین کنن.

قبلا هم گفتیم که شاید مسئلهٔ امروز ما کمبود آگاهی نباشه. کمبود نارضایتی هم نباشه.

شاید مسئلهٔ اصلی این باشه: چگونه دوباره بین «من» و «ما» پل بسازیم. 

در اپیزود بعدی بیداری مدنی به این می‌پردازیم که: کنش جمعی چطور می‌تونه دوام بیاره، نهاد بسازه، و به تجربه‌ای پایدار تبدیل بشه.

برای فردایی بهتر مکث کنیم، به هم گوش بدهیم، و اعتماد و همیاری رو از همین‌جا تمرین کنیم.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

Iran 1400 PodcastBy Iran 1400 Project

  • 5
  • 5
  • 5
  • 5
  • 5

5

3 ratings