شعر فارسی با آمر قوانینی

چه خلاف سرزد از ما، فروغی بسطامی


Listen Later

چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی

بر دشمنان نشستی دل دوستان شکستی


سر شانه را شکستم به بهانهٔ تطاول

که به حلقه حلقه زلفت نکند درازدستی


ز تو خواهش غرامت نکند تنی که کشتی

ز تو آرزوی مرهم نکند دلی که خستی


کسی از خرابهٔ دل نگرفته باج هرگز

تو بر آن خراج بستی و به سلطنت نشستی


به قلمروی محبت در خانه‌ای نرفتی

که به پاکی‌اش نرُفتی و به سختی‌اش نبستی


به کمال عجز گفتم که به لب رسید جانم

ز غرور ناز گفتی که مگر هنوز هستی


ز طواف کعبه بگذر تو که حق نمی‌شناسی

به در کنشت منشین تو که بت نمی‌پرستی


تو که ترک سر نگفتی ز پی‌اش چگونه رفتی

تو که نقد جان ندادی ز غمش چگونه رستی


اگرت هوای تاج است ببوس خاک پایش

که بدین مقام عالی نرسی مگر ز پستی


مگر از دهان ساقی مددی رسد وگرنه

کس از این شراب باقی نرسد به هیچ مستی


مگر از عذار سر زد خط آن پسر فروغی

که به صد هزار تندی ز کمند شوق جستی



...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

شعر فارسی با آمر قوانینیBy Amer Ghavanini