
Sign up to save your podcasts
Or


درخت دوستی
اجرای خصوصی در شور
آواز: محمدرضا #شجریان
سنتور: پرویز #مشکاتیان
نی: محمد #موسوی
پالایش صدا: مازیار مرتاضیه
سپاس فراوان از نیلبرگ و اهمیتی که برای فرهنگ و هنر ایرانی قائل است.
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
دریغ مدت عمرم که بر امید وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق
سری که بر سر گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم بر آستان فراق
چگونه باز کنم بال در هوای وصال
که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق
کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی
فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق
بسی نماند که کشتی عمر غرقه شود
ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق
اگر به دست من افتد فراق را بکشم
که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق
رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
قرین آتش هجران و هم قران فراق
***************
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم
***************
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
***************
شبها زاشتیاقت در آتش فراقت
سوز و گداز دارم
حبیبم طبیبم خدا را تو کم کن جفا را
سوز و گداز من ببین
جفا مکن یار
با من آشنا نشین
صفا بکن یار
***************
های های های های دل تنگ من
پیش دوست پیش دوست شده ننگ من
ره كجاست
جانم ره كجاست
پای لنگ من
By Khosousi4.8
1919 ratings
درخت دوستی
اجرای خصوصی در شور
آواز: محمدرضا #شجریان
سنتور: پرویز #مشکاتیان
نی: محمد #موسوی
پالایش صدا: مازیار مرتاضیه
سپاس فراوان از نیلبرگ و اهمیتی که برای فرهنگ و هنر ایرانی قائل است.
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
دریغ مدت عمرم که بر امید وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق
سری که بر سر گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم بر آستان فراق
چگونه باز کنم بال در هوای وصال
که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق
کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی
فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق
بسی نماند که کشتی عمر غرقه شود
ز موج شوق تو در بحر بیکران فراق
اگر به دست من افتد فراق را بکشم
که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق
رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
قرین آتش هجران و هم قران فراق
***************
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گلبن حسنت نه خود شد دلفروز
ما دم همت بر او بگماشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرونگذاشتیم
***************
چنان در قید مهرت پای بندم
که گویی آهوی سر در کمندم
گهی بر درد بی درمان بگریم
گهی بر حال بی سامان بخندم
نه مجنونم که دل بردارم از دوست
مده گر عاقلی بیهوده پندم
***************
شبها زاشتیاقت در آتش فراقت
سوز و گداز دارم
حبیبم طبیبم خدا را تو کم کن جفا را
سوز و گداز من ببین
جفا مکن یار
با من آشنا نشین
صفا بکن یار
***************
های های های های دل تنگ من
پیش دوست پیش دوست شده ننگ من
ره كجاست
جانم ره كجاست
پای لنگ من

850 Listeners

7,899 Listeners

29 Listeners

4,352 Listeners

52 Listeners