
Sign up to save your podcasts
Or


دل عاشق
آواز: محمدرضا شجریان
نی: محمد موسوی
اجرای خصوصی در ابوعطا
سپاس از جناب یاوری عزیز که نسخهی باکیفیتتر این اجرا را برای ما ارسال کردند.
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدن
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد
صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه زدند
آتش آن نیست که از شعله او خندد شمع
آتش آن است که در خرمن پروانه زدند
کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب
تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند
*******
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
*******
دل عاشق به پیغامی بسازد
ریاضت کش به بادامی بسازد
مرا کیفیت چشم تو کافیست
خمار آلوده با جامی بسازد
*******
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند
مصلحت دید من آن است که یاران همه کار
بگذارند و خم طره یاری گیرند
خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی
گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند
قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش
که در این خیل حصاری به سواری گیرند
یا رب این بچهی ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند
حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست
زین میان گر بتوان به که کناری گیرند
منزل جانان
اجرای خصوصی در اصفهان و ماهور
۱۱ تیر ۱۳۷۱
آواز: محمدرضا شجریان
تار: داود آزاد
نی: جمشید عندلیبی
صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
وز او به عاشقِ بیدل خبر دریغ مدار
به شُکرِ آن که شِکُفتی به کامِ بخت ای گل
نسیمِ وصل ز مرغِ سحر دریغ مدار
حریفِ عشقِ تو بودم چو ماهِ نو بودی
کنون که ماهِ تمامی نظر دریغ مدار
جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است
ز اهلِ معرفت این مختصر دریغ مدار
کنون که چشمهٔ قند است لعلِ نوشینات
سخن بگوی و ز طوطی، شِکَر دریغ مدار
غبارِ غم بِرَوَد، حال خوش شود حافظ
تو آبِ دیده از این رهگذر دریغ مدار
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ
نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم, جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نو بهار است، گل به بار است
ابر چشمم ژاله بار است
این قفس، چون دلم، تنگ وتار است
شعله فکن، در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت، گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه ای تازه گل از این
بیشترکن, بیشتر کن, بیشتر کن
مرغ بیدل، شرح هجران
مختصر مختصر کن
مختصر کن
گلهای تازه ۱۸۷ – دستگاه ماهور
گلهای شجریان (۹۴)
پیش درآمد و رنگ از درویش خان
هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور
خواننده: محمدرضا شجریان
سنتور: فرامرز پایور
تار: هوشنگ ظریف
کمانچه: رحمت الله بدیعی
نی: حسن ناهید
قیچک: پروین صالح، پروین شکالور ، حسین فرهادپور
عود: حسن منوچهری
رباب: محمد دلنوازی
تنبک: محمد اسماعیلی
گوینده: فخری نیکزاد
غزل آواز: حافظ
شعر تصنیف: حافظ
صبا به تهنیت پیر میفروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نَفَس گشت و باد نافهگشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غَرقِ عَرق گشت و گل به جوش آمد
ز مرغِ صبح ندانم که سوسنِ آزاد
چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامَحرَم است مجلس اُنس
سر پیاله بپوشان که خرقهپوش آمد
قطعه خزان
آهنگساز: زنده یاد استاد پرویز #مشکاتیان
کمانچه: سپهر اسدی
سنتور: سپنتا اسدی
تنظیم: مهدی مرتضایی
صدابردار: حمید عسکری
میکس: نوید شاه بیگی
کارگردان: میلاد روح افزا
instagram.com/hoseinrezaasadi
نوبت عاشقی – محمدرضا شجریان، پرویز مشکاتیان و گروه عارف - اجرای دوم
با سپاس فراوان از پوریا پورنیکی برای ارسال این نسخه از کنسرت
نسخهای که پیشتر منتشر کرده بودیم کامل نبود و در وسط آواز مجری رادیو به آلمانی صحبت میکرد
نقاش کاور: مرجان کشانی
آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم
تا برفتی ز برم صورت بیجان بودم
نه فراموشیم از ذکر تو خاموش نشاند
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم
بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب
که نه در بادیه خار مغیلان بودم
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
به تولای تو در آتش محنت چو خلیل
گوییا در چمن لاله و ریحان بودم
تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح
همه شب منتظر مرغ سحرخوان بودم
سعدی از جور فراقت همه روز این میگفت
عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم
*********
گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی
وان که را دیده در جمال تو رفت
هرگزش گوش نشنود پندی
خاصه ما را که در ازل بودهست
با تو آمیزشی و پیوندی
به دلت کز دلت به درنکنم
سختتر زین مخواه سوگندی
یک دم آخر حجاب یک سو نه
تا برآساید آرزومندی
کاشکی خاک بودمی در راه
تا مگر سایه بر من افکندی
چه کند بندهای که از دل و جان
نکند خدمت خداوندی
سعدیا دور نیک نامی رفت
نوبت عاشقی است یک چندی
جان و جهان! دوش کجا بودهای؟
نی غلطم، در دل ما بودهای
آه که من دوش چه سان بودهام!
آه که تو دوش کرا بودهای!
رشک برم کاش قبا بودمی
چونک در آغوش قبا بودهای
زهره ندارم که بگویم ترا
« بی من بیچاره چرا بودهای؟! »
رنگ رخ خوب تو آخر گواست
در حرم لطف خدا بودهای
آینه ای، رنگ تو عکس کسیست
تو ز همه رنگ جدا بودهای
ساقی و می - اجرای خصوصی در ابوعطا
آواز:محمدرضا شجریان
تار: صابر نظرگاهی
نی: فردین لاهورپور
اجرای تهران سال ۱۳۸۶
حالیا مصلحتِ وقت در آن میبینم
که کشم رَخت به میخانه و خوش بنشینم
جز صُراحی و کتابم نَبُوَد یار و ندیم
تا حریفانِ دَغا را به جهان کم بینم
بس که در خرقهٔ آلوده زدم لافِ صَلاح
شرمسار از رخِ ساقی و مِیِ رنگینم
جامِ مِی گیرم و از اهلِ ریا دور شَوَم
یعنی از اهلِ جهان پاکدلی بُگزینم
سر به آزادگی از خَلق برآرم چون سَرو
گر دهد دست که دامن ز جهان دَرچینم
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه مهرآیینم
سینهٔ تَنگِ من و بارِ غمِ او، هیهات
مردِ این بارِ گران نیست دلِ مسکینم
نفس یار
اجرای خصوصی در شور - آمریکا به تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۷۱
آواز: محمدرضا شجریان
تار: فرهنگ شریف
تنبک: رضا ترشیزی
ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دلدار بیار
نکتهای روحفَزا از دهنِ دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار
تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام
شَمِّهای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار
به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز
بیغباری که پدید آید از اغیار بیار
گَردی از رهگذرِ دوست به کوریِ رقیب
بهرِ آسایش این دیدهٔ خونبار بیار
خامی و سادهدلی شیوهٔ جانبازان نیست
خبری از بَرِ آن دلبر عیّار بیار
کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بیدوست
عشوهای زان لبِ شیرین شِکربار بیار
برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
بر امید جامِ لعلت دُردیآشامم هنوز
روز اول رفت دینم در سرِ زلفین تو
تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوز
ساقیا یک جرعهای زان آبِ آتشگون که من
در میانِ پُختگانِ عشقِ او خامم هنوز
در ازل دادهست ما را ساقیِ لعلِ لبت
جرعهٔ جامی که من مَدهوشِ آن جامم هنوز
ای که گفتی جان بده تا باشَدَت آرامِ جان
جان به غمهایش سپردم، نیست آرامم هنوز
گرد ره او
اجرای خصوصی در بیات ترک
آواز: محمدرضا #شجریان
تار: فرهنگ #شریف
تنبک: رضا #ترشیزی
آمریکا، 17 نوامبر 1992 - ۲۶ آبان ۱۳۷۱
اگر روم ز پِیاش فتنهها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد
این اثر توسط استاد فرهنگ شریف ضبط شده و در سال ۱۳۷۱ هنگام تور کنسرتهای استاد شجریان در آمریکا در یک محفل خصوصی ضبط گردیده که برای اولین بار دیشب در کانال یوتیوب جناب سلمان سالک منتشر شده است.
به دلیل نگهداری نامناسب در طول سالیان دراز، متاسفانه بخشهایی از نوار خراب شده و قابل احیا نمیباشد.
این اثر توسط آقایان ریموند موسسیان و رامین مظاهری پالایش و مستر شده است. قسمت شور این اجرا را قبلا قرار داده بودیم.
دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:
Khosousi.com/?p=33824
بداههنوای ویولن در چهارگاه
حبیبالله بدیعی
اجرای خصوصی در منزل دکتر - ۱۰ شهریور ۱۳۶۵
این اجرا در ادامهی همکاریهای محمدرضا شجریان و حبیبالله بدیعی در سال ۱۳۶۵ است. از تاریخ ۳۱ مرداد تا ۹ شهریور ۱۳۶۵، شش اجرای خصوصی در اختیار داریم که همگی در منزل جناب خادمی در آلمان ضبط شدهاند.(۳۱ – ۲ – ۴ – ۷ – ۸ – ۹)
اجرای چهارگاهِ پیشِرو، مربوط به ۱۰ شهریور است؛ تکنوازیای از جناب بدیعی که در آن، به رفتن شجریان اشاره میشود. گویا ایشان در این ایام به پاریس سفر کردهاند و در تاریخهای ۱۸ و ۱۹ شهریور، همراه با حسین عمومی دو اجرای خصوصی در آنجا ضبط میکنند.
پس از این دو اجرا، ایشان دوباره به آلمان بازمیگردند و در منزل جناب خادمی چند اثر دیگر ضبط میکنند. با اطمینان میتوان گفت یکی از این اجراها (گنج شایگان) در تاریخ احتمالی ۲۶ شهریور ۱۳۶۵ انجام شده است.
همچنین در همان شبها، در تاریخ ۲۷ شهریور، سیامک شجریان به همراه جناب بدیعی اجرایی در دستگاه سهگاه ضبط میکنند؛ گفته میشود دلیل نخواندن محمدرضا شجریان در آن شب، بیماری ایشان بوده است.
دو اجرای دیگر نیز از منزل جناب خادمی در دست است که متأسفانه تاریخ ضبط آنها مشخص نیست.( این اجرا و این اجرا)
محرم دل
اجرای خصوصی در سه گاه - سال ۱۳۶۱
آواز: محمدرضا شجریان
نی: محمد موسوی
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وآن که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من، عیب مکن!
شُکر ایزد که نه در پردهٔ پندار بماند
صوفیان واسِتُدند از گرو مِی همه رَخْت
خرقه ماست که در خانهٔ خَمّار بماند
داشتم دَلقی و صد عیب مرا میپوشید
خِرقهْ رهنِ مِی و مُطرب شد و زُنّار بماند
هر می لعل کز آن دست بلورین سِتُدم
آب حَسرَت شد و در چشم گُهربار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دَوّار بماند
جز دل من کز اَزَل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدم که در کار بماند
هر می لعل کز آن دست بلورین سِتُدم
آب حَسرَت شد و در چشم گُهربار بماند
***********
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن چه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ور نه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم
نکتهها رفت و شکایت کس نکرد
جانب حرمت فرو نگذاشتیم
From the publisher's feed

850 Listeners

7,893 Listeners

27 Listeners

4,220 Listeners

47 Listeners