كتيبه

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و دوم


Listen Later

لشکر اسکندر در بیرون حلب است و لشکر بوران دخت در حلب. اسکندر به آنها می گوید بوران دخت مرده است و پیشنهاد صلح می دهد. بوران دخت از مرگ نجات یافته است و در لباس مبدل در بیرون بارۀ حلب به دنبال یافتن راهی است که به داخل برود.

امیران بوران دخت کنیزکی از نزدیکان بوران دخت را به بیرون باره می فرستند تا با اسکندر صلح کند. او بوران دخت را می بیند و به داخل حلب می برد.

یاران بوران دخت که او را می بینند آمادۀ جنگ می شوند. بوران دخت هم اسب پدرش را سوار می شود و خود پدربزرگش را بر سر می گذارد و گرز او را بر می دارد و آمادۀ جنگ می شود. نحوستی که در طالع او بوده رفع شده است و پیروزی را نزدیک می بیند.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

كتيبهBy Hossein Abbasi