رسولان اسکندر در دربار شاه کیدآور، شاه هندوان هستند و با توصیه هایی که اسکندر به آنها کرده است می توانند جادوی شاه را دریابند.
شاه از آنها پیغام اسکندر را طلب می کند و در می یابد که اسکندر در نامه از او خواسته که به خدمت او در آید.
بعد جواب نامه را می نویسد و به رسولان می گوید شما را اینجا نگاه می دارم و رسولانی به نزد اسکندر می فرستم.
شاه در لباس رسولان در می آید و به همراه یکی از همراهان به دربار اسکندر می رود تا ببیند که او چگونه کسی است. اسکندر از رفتار او می فهمد که او خود شاه کیدآور است.
کیدآور نامه را می خواند که در آن نوشته شده من از عجایب دنیا شش چیز دارم که تو نداری و من از تو برترم. اسکندر به او می گوید من می دانم که تو کیدآوری و من تو را اینجا نگاه می دارم تا این شش چیز را برای من بیاورند.