كتيبه

داراب نامه- قطعۀ هفتاد و یکم


Listen Later

بوران دخت حلب را گرفته است و اسکندر به سمت حلب می آید تا با او بجنگد.

وقتی که اسکندر به حلب می رسد، بوران دخت به خوزستان رفته است. باز می گردد و شبانه به لشکر اسکندر حمله می برد. بوران دخت تا انجا پیش می رود که با "تیغی چون قطرۀ آب" بر سر اسکندر که در خواب است ظاهر می شود. ولی اسکندر فریاد می زند و کنیزان و غلامان بوران دخت را می گیرند.

برخی از مشاوران اسکندر به او می گویند بوران دخت را بکش و برخی دشمن خونی اویند و خواهان قتل او. اسکندر از بوران دخت می خواهد تسلیم او شود ولی او نمی پذیرد. اسکندر او را به دست کسی که دشمن خونی اوست می دهد تا او را به بیابان ببرد و بکشد. بوران دخت به جلادان التماس می کند. جلادان بر او رحم می آورند و او را رها می کنند و دشمن او را می کشند.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

كتيبهBy Hossein Abbasi