كتيبه

داراب نامه- قطعۀ پنجاه و نهم


Listen Later

اسکندر در سرزمین فیروز شاه و ناهید، که مادرش است، به تعبیر خواب مشغول است.

فیروز شاه خوابی سهمناک می بیند. موبدان دربار را خبر می کند تا خوابش را تعبیر کنند. آنها سر باز می زنند. از درباریان یکی به شاه می گوید که کودکی معبر در شهر هست که خواب ها را درست تعبیر می کند.

اسکندر را به دربار می برند. برای آزمودن اسکندر، چند تن از درباریان خوابهایشان را می گویند و اسکندر به درستی تعبیر می کند.

ناهید خبر می شود که پسرکی آمده است و خواب را تعبیر می کند. ناهید که نشانی ها را می شنود حدس می زند که او پسرش است. با دایه اش در پنجره ای می نشیند و گوش می دهد.

اسکندر خواب فیروز شاه را تعبیر می کند. شخصی خواهد آمد ومُلک فیلقوس و او را خوهد گرفت و شاه و فیلقوس و ناهید را خواهد کشت و به پادشاهی خواهد نشست.

شاه فرمان می دهد که اسکندر را چوب بزنند و به زندان بیندازند. ناهید چون نالۀ اسکندر را می شنود می فهمد که او پسرش است.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

كتيبهBy Hossein Abbasi