
Sign up to save your podcasts
Or


پسر حاجب دربار فیلقوس ملک الروم شده است و خواهان ازدواج با آزاد سرو، دختر فیلقوس است.
آزاد سرو با اسکندر مشورت می کند. اسکندر می گوید جواب مثبت بده و او را دعوت کن که به خانه ات بیاید و ما او را می کشیم.
حکیم دربار ملک الروم به او می گوید نرو. ملک الروم آزاد سرو را به کاخ می خواند. اسکندر در لباس کنیزان به همراه آزاد سرو و دیگر غلامان و کنیزان برای عروسی به کاخ شاه می روند.
در شب عروسی وقتی ملک الروم به نزد آزادسرو می آید، اسکندر و غلامان او را و مادر او را می کشند. پدر ملک الروم توسط جاسوسی خبر می شود و آزاد سرو را می کشد. درگیری بالا می گیرد. اسکندر فرار می کند.
فردا سران لشکر همه را کشته می بینند و به دنبال اسکندر می گردند تا او را به شاهی بنشانند.
By Hossein Abbasiپسر حاجب دربار فیلقوس ملک الروم شده است و خواهان ازدواج با آزاد سرو، دختر فیلقوس است.
آزاد سرو با اسکندر مشورت می کند. اسکندر می گوید جواب مثبت بده و او را دعوت کن که به خانه ات بیاید و ما او را می کشیم.
حکیم دربار ملک الروم به او می گوید نرو. ملک الروم آزاد سرو را به کاخ می خواند. اسکندر در لباس کنیزان به همراه آزاد سرو و دیگر غلامان و کنیزان برای عروسی به کاخ شاه می روند.
در شب عروسی وقتی ملک الروم به نزد آزادسرو می آید، اسکندر و غلامان او را و مادر او را می کشند. پدر ملک الروم توسط جاسوسی خبر می شود و آزاد سرو را می کشد. درگیری بالا می گیرد. اسکندر فرار می کند.
فردا سران لشکر همه را کشته می بینند و به دنبال اسکندر می گردند تا او را به شاهی بنشانند.