
Sign up to save your podcasts
Or


داراب بن داراب در جنگ با اسکندر کشته شده است. از او دختری مانده است بوران دخت نام، و به روایت دیگر روشنک، که در "هژده سالگی صورت سیاوخش و فر هوشنگ داشت و در قوت و دلاوری به اسفندیار می ماند، اما بر لب خط سبزی داشت چنانک هر که وی را بدیدی پنداشتی که او مرد است، و گرز دویست و پنجاه من کار فرمودی"
داراب پیش از مرگش از اسکندر خواسته بود که دختر او را به زنی بگیرد.
وقتی که خبر مرگ داراب به بوران دخت می رسد، "عالم روشن بر چشم او سیاه" می شود. و سوگند می خورد که داد او را از اسکندر بگیرد.
سپاهی بزرگ گرد می آورد و به جنگ اسکندر می رود. در جنگ شکست می خورد و با تنی چند از یارانش می گریزد و به یک چهار دیواری پناه می برد. چند هزار سپاهی هم که از جنگ گریخته اند به او می پیوندند.
غلامی رومی در میان غلامان بوران دخت هست که می خواهد به روم برگردد. شبانه می گریزد و به نزد اسکندر می رود و به او می گوید که می توانی بوران دخت را آسان بدست بیاوری. اسکندر امیرانی را با ده هزار سوار می فرستد تا بوران دخت را بگیرند.
By Hossein Abbasiداراب بن داراب در جنگ با اسکندر کشته شده است. از او دختری مانده است بوران دخت نام، و به روایت دیگر روشنک، که در "هژده سالگی صورت سیاوخش و فر هوشنگ داشت و در قوت و دلاوری به اسفندیار می ماند، اما بر لب خط سبزی داشت چنانک هر که وی را بدیدی پنداشتی که او مرد است، و گرز دویست و پنجاه من کار فرمودی"
داراب پیش از مرگش از اسکندر خواسته بود که دختر او را به زنی بگیرد.
وقتی که خبر مرگ داراب به بوران دخت می رسد، "عالم روشن بر چشم او سیاه" می شود. و سوگند می خورد که داد او را از اسکندر بگیرد.
سپاهی بزرگ گرد می آورد و به جنگ اسکندر می رود. در جنگ شکست می خورد و با تنی چند از یارانش می گریزد و به یک چهار دیواری پناه می برد. چند هزار سپاهی هم که از جنگ گریخته اند به او می پیوندند.
غلامی رومی در میان غلامان بوران دخت هست که می خواهد به روم برگردد. شبانه می گریزد و به نزد اسکندر می رود و به او می گوید که می توانی بوران دخت را آسان بدست بیاوری. اسکندر امیرانی را با ده هزار سوار می فرستد تا بوران دخت را بگیرند.