
Sign up to save your podcasts
Or


در قصر فیلقوس جنگ درگرفته است. اسکندر گریخته و به صومعۀ ارسطاطالیس رفته است. ارسطاطالیس به او می گوید من می دانستم که این اتفاق می افتد و دشمنان تو کشته می شوند تا تو بدون رقیب به پادشاهی برسی. اکنون لشکریان به دنبال تو می گردند تا تو را به شاهی بنشانند.
چنین می شود و اسکندر ملک الروم می شود و همه به فرمان او می شوند و او با عدالت حکومت می کند.
روزی اسکندر در خواب می بیند که مادر و جدش به او می گویند که باید از فیروز شاه انتقام مادرت را بگیری. او با سپاهی به سمت شهر بربر حرکت می کند.
فیروز شاه در لباس مبدل با حکیمان دربارش به اردوگاه اسکندر می اید تا ببیندکه او واقعا اسکندر هست یا نه. اسکندر او را می شناسد و در بند می کند و به شهر خود می برد و در دخمه ای مادر و جدش را دفن کرده اند بر دار می کند.
By Hossein Abbasiدر قصر فیلقوس جنگ درگرفته است. اسکندر گریخته و به صومعۀ ارسطاطالیس رفته است. ارسطاطالیس به او می گوید من می دانستم که این اتفاق می افتد و دشمنان تو کشته می شوند تا تو بدون رقیب به پادشاهی برسی. اکنون لشکریان به دنبال تو می گردند تا تو را به شاهی بنشانند.
چنین می شود و اسکندر ملک الروم می شود و همه به فرمان او می شوند و او با عدالت حکومت می کند.
روزی اسکندر در خواب می بیند که مادر و جدش به او می گویند که باید از فیروز شاه انتقام مادرت را بگیری. او با سپاهی به سمت شهر بربر حرکت می کند.
فیروز شاه در لباس مبدل با حکیمان دربارش به اردوگاه اسکندر می اید تا ببیندکه او واقعا اسکندر هست یا نه. اسکندر او را می شناسد و در بند می کند و به شهر خود می برد و در دخمه ای مادر و جدش را دفن کرده اند بر دار می کند.