داستان نینا

داستان نینا، بخش هفتم، نوشته دکتر مهدی مشگینی


Listen Later

 .بعد از آن شوک اولیه و گریه ها و زاری های شبانه روزی، یک شب که روی زمین خشک به خواب رفته بودم. نینا آمد. موهایش افشان روی شانه اش ریخته بود. لباس بلند سفیدی به تن داشت .همانجور که خرامان نزدیک می شد، با بیان شیرین همیشگی اش میخواند: یاد آر زشمع مرده یاد آر... ولی او نمرده بود...

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستان نیناBy Nina

  • 5
  • 5
  • 5
  • 5
  • 5

5

1 ratings