
Sign up to save your podcasts
Or


سپیده سر زده خورشید آهسته پله پله بالا آمده شن ها داغ شده یاد شبانه روزی نینا در دلم به نقطه جوش رسیده و حالا که دیگر سال هاست جرقه ای دل صد پاره ام را و تاریکخانه مغز منجمدم را روشن نمی کند که این دفتر را تمام کنم
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
نینا آن طرف کنارش ایستاده است بلند قامت استوار لبخند بر لب در چشمانش گم می شوم مثل اون روزها در قنادی موسیو مثل آن روزها در جنگل ساعی مثل زمانی که در کافه نادری در چشمانش گم می شدم لبخند میزند و من با لبخندش جاودانه می شوم.
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
حالا دور از او، در خواب های شبانه و رویاهای روزانه ام او را می بینم مثل آن شب پشت پیانو نشسته و انگشت های خلاقش کلیدهای پیانو را نوازش می دهد و شعر مرا همراه با آهنگش می خواند و با شیطنت معمول لبخند بر لب چشمک می زند.
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
نه اینکه سکوت باید کرد باید سخن خاص را نهان در میان سخن عام گفت باید دست افشان تا برآمدن سپیده سحر رقص دلدار رو مشاهده کرد و اسرار عشق و مستی رو گفت ولی در پرده حمد و صنا و ذکر و ورد پنهان کرد
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
28m
نینا آن طرف کنارش ایستاده است.
بلند قامت، استوار، لبخند بر لب، در چشمانش گم می شوم.
مثل اون روزها در قنادی موسیو.
مثل آن روزها در جنگل ساعی. مثل زمانی که در کافه نادری در چشمانش گم می شدم.
لبخند میزند و من با لبخندش جاودانه می شوم.
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
نه اینکه سکوت باید کرد. باید سخن خاص را نهان در میان سخن عام گفت. باید دست افشان تا برآمدن سپیده سحر رقص دلدار رو مشاهده کرد و اسرار عشق و مستی رو گفت. ولی، در پرده حمد و صنا و ذکر و ورد پنهان کرد
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید
معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید
معشــوق تــو همسـایه و دیــوار به دیوار
در بادیه ســـرگشته شمـــا در چــه هوایید
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
شاید تلخ ترین خاطره من از آن دوران روزهای اول شروع جنگ عراق و ایران و ماه های بعد از آن است. وقتی یکی از اون روزها عطا یکی از شاگردان نوجوان کلاس انگلیسی ام وقتی آمد و گفت فقط برای خداحافظی آمده است و عازم جبهه است نمیدانستم چه عکس العملی نشان بدهم بالاخره به حرف آمدم .....
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
محمد علی شاه قسم به قرآن خورده و بعد هم قسم شکسته با حمایت بی دریغ دولت روسیه و پشتیبانی این خلق های ناآگاه و حمایت روحانیون ریاکار با سرکردگی این ملاهای مرتجع چون فضل الله نوری و ضحیر الاسلام و حاجی سید ابوالقاسم امام جمعه که فرمان تحریم مشروطه رو داده بودند با خیال راحت حکم به دستگیری و شکنجه و قتل آزادی خواهانی چون میرزا جهانگیر خوان سور اصرافیل و سلطان العلمای خراسانی مدیر روزنامه روح القدس در باغ شاه می داد.
چند هفته ای از آن روز مبارک در حافظیه گذشته و من هنوز شب ها و روزهایم در مستی و بی وزنی می گذرد در خواب و خیال هنوز در حافظیه ام و در آغوش نینا بوی گلم چنان مست کرده که دامنم از دست رفته ..
https://anchor.fm/nina2122/episodes/ep-epvc8a/a-a4i3pbt
From the publisher's feed