کتابخانه گلها

دوران عشق


Listen Later

#گلهای_رنگارنگ
برنامه شماره 419
#مرضیه
#مولانا
#سعدی
#خیام
#نواب_صفا
#عاشق_اصفهانی
#نیاز_جوشقانی
#همایون_خرم
#جواد_معروفی
#انوشیروان_روحانی
#مجید_نجاحی
#‌آذر_پژوهش
دردم نه همین است که بستند پرم را
ترسم نرسانند به گلشن خبرم را
بودند به هم روز و شب آیا که جدا کرد
از روشنی روز شب بی سحرم را
نیست در سودای زلفت کار من جز بی قراری
ای پریشان طره تا چندم پریشان می گذاری
آفتابا از در میخانه مگذر کاین حریفان
یا بنوشندت که جامی یا ببوسندت که یاری
در صحراها هر چه بگذرم حاصلی نمی بینم
بر دریاها هر چه بنگرم ساحلی نمی بینم
ستاره ای از دیار دورم
که کس نشد بهره ور ز نورم
غروب غم پرور خزانم
پرنده دور از آشیانم
یارب کشته غمم مژده ز یارم ده
یارب د ر چنین غمی صبر و قرارم ده
به سینه جز داغ او ندارم
به غیر او آرزو ندارم
صفای اهل صفا منم من
حدیث مهر و وفا منم من
زندگی را بهانه ای باید آرزو را کرانه ای باید
ای مرا زندگی نمی دانی که آرزوی مرا تو پایانی
چنان افروختم از آتش عشق
که هم بالین از آن هم بسترم سوخت
غمت از هستیم نگذاشت چیزی
که بعد از پیکرم خاکسترم سوخت
از جمله رفتگان این راه دراز
باز آمده ای کو که به ما گوید راز
زنهار در این دو راهه آز و نیاز
چیزی نگذاری که نمی آیی باز
خوش تر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
تا نسوزد برنیاید بوی عود
پخته داند کاین سخن با خام نیست
مستی از من پرس ز شور عاشقی
او کجا داند که درد آشام نیست
ای زلف تو هر خمی کمندی
چشمت به کرشمه چشم بندی
مخرام بدین صفت مبادا
کز چشم بدت رسند گزندی
یک شبی مجنون به خلوتگاه ناز
با خدای خویشتن می کرد راز
کای خدا نامم تو مجنون کرده ای
بهر یک لیلا دلم خون کرده ای
ای ناصبور دل به خدا می سپارمت
از کوی یار می روم و می گذارمت
اغیار در کمین تو و من قرین مرگ
جان می سپارم و به خدا می سپارمت
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

کتابخانه گلهاBy حسین