دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

By
Download on the App Store

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها episodes

  • پزشکیان در دیدار با خانواده جان‌باختگان: «از خارج تحریک می‌شدند»
    مسعود پزشکیان در سفر به گلستان، در نخستین دیدار رسمی با خانواده برخی از کشته‌شدگان اعتراضات اخیر، بار دیگر ریشه اعتراض‌ها را به تحریک خارجی نسبت داد و منتقدان داخلی را متهم کرد سخنانی می‌گویند که «دل دشمن می‌خواهد».در حالی‌که خانواده‌ جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه همچنان در جست‌وجوی حقیقت و عدالت هستند، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، در سفر به استان گلستان و دیدار با برخی از این خانواده‌ها، کشته‌شدن عزیزان آن‌ها را نتیجه "تحریک از خارج" توصیف کرد و گفت اصولاً نباید این اتفاقات می‌افتاد. او هم‌زمان در نشست با فعالان سیاسی و مدنی استان، منتقدان حاکمیت را متهم کرد که به "اسم اصلاحات و روشنفکری" حرف‌هایی می‌زنند که "دشمن دلش می‌خواهد" و روایت‌های منتقدانه از نقش حکومت در سازمان‌دهی خشونت و آتش‌زدن اماکن عمومی را بی‌انصافی خواند.
    نسبت‌دادن نقش خانواده جان‌باختگان به تحریک خارجی
    پزشکیان در نخستین دیدار رسمی خود با خانواده برخی از کسانی که درسرکوب حکومتیجان باخته‌اند، مدعی شد که این جوانان «از خارج تحریک می‌شدند» و تأکید کرد این رویدادها اساساً نباید رخ می‌داد.
    این سخنان در ادامه‌ی همان نگاهی است که او پیش‌تر نیز در قبال "انقلاب ملی" اتخاذ کرده و در اظهارات قبلی، معترضان را "تروریست" توصیف کرده بود؛ نگاهی که خاستگاه خیزش سراسری را نه در بحران‌های اقتصادی، فساد ساختاری و سرکوب مزمن، بلکه در تحریک دشمنان خارجی جست‌وجو می‌کند.
    این رویکرد، به‌زعم منتقدان، از یک‌سو نقش مستقیم نهادهای امنیتی و نظامی در کشتار و سرکوب را کمرنگ می‌کند و از سوی دیگر، خانواده‌های داغدار را در موقعیت متهمان بالقوه قرار می‌دهد؛ خانواده‌هایی که هم عزیزان خود را از دست داده‌اند و هم هنوز از کوچک‌ترین حق خود یعنی دانستن حقیقت و برخورداری از دادرسی عادلانه محروم مانده‌اند.
    حمله به منتقدان: «به اسم اصلاحات حرف دشمن را می‌زنند»
    پزشکیان در نشست با فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گلستان، بدون نام بردن از همه افراد اما با اشاره مستقیم به فضای نقد در داخل، گفت کسانی که "به اسم اصلاحاتو روشنفکری" سخن می‌گویند، گاهی حرفی می‌زنند که «دشمن دلش می‌خواهد».
    او با تکرار روایت امنیتی از اعتراضات دی‌ماه، این پرسش را مطرح کرد که: آیا عقلانی است بپذیریم حاکمیت «خودش بازار و مسجد و آمبولانس را به آتش بکشد» تا جامعه را مدیریت کند و این رفتار را به منتقدانی نسبت داد که می‌گویند بخشی از تخریب‌ها کار خود حاکمیت بوده است.
    اشاره او متوجه اظهارات علی شکوری‌راد است که نسبت به نقش نیروهای امنیتی و سناریوهای مهندسی‌شده در ایجاد خشونت و تخریب هشدار داده‌اند. پزشکیان این روایت‌ها را "بی‌انصافی" خواند و مدعی شد کسانی که چنین می‌گویند «راحت پول درمی‌آورند و زندگی می‌کنند» و اگر مرد هستند باید «دکان خود را ببندند و به میدان بیایند و به مردم خدمت کنند».
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود گفت که اگر در استان گلستان "قصوری از سوی دولت" صورت گرفته است، حاضراست "محاکمه" شود و بر لزوم «اصلاح» تأکید کرد؛ اما در عین حال هشدار داد که نباید "به اسم اصلاحات" همه مشکلات را به گردن حاکمیت انداخت.
    تکرار روایت رسمی: «ترامپ و نتانیاهو گفتند بروید آتش بزنید، ما می‌آییم»
    پزشکیان در دفاع از این نگاه، دوباره به ادعای دخالت مستقیم خارجی در سازمان‌دهی خشونت‌ها متوسل شد و این سناریو را طرح کرد که گویا "ترامپ و نتانیاهو" به معترضان گفته‌اند به بازار و مسجد و آمبولانس حمله کنند و آتش بزنند و «ما می‌آییم».
    این نوع روایت، که سال‌هاست در ادبیات رسمی حاکمیت تکرار می‌شود، تلاش می‌کند معترضان را نه شهروندانی معترض به وضعیت موجود، بلکه پیاده‌نظام طرح‌های خارجی معرفی کند. چنین نگاهی، از منظر حقوق بشری، راه را برای مشروع‌سازی سرکوب و نادیده‌گرفتن حقوق اساسی شهروندان باز می‌کند؛ در حالی‌که گزارش‌های نهادهای مستقل بین‌المللی از جمله سازمان ملل، عفو بین‌الملل و سازمان‌های حقوق بشری ایرانی، بارها بر ماهیت داخلی، فراگیر و خودجوش این اعتراضات تأکید کرده‌اند.
    شکاف میان بستگان جانباختگان و روایت رسمی حاکمیت
    دیدار پزشکیان با خانواده‌های کشته‌شدگان در گلستان، می‌توانست فرصتی برای شنیدن روایت قربانیان، ابراز همدردی بدون شرط و وعده پیگیری شفاف قضایی باشد؛ اما تأکید او بر این‌که کشته‌شدگان «از خارج تحریک می‌شدند» عملاً آن‌ها را در چارچوب همان گفتمان امنیتی قرار می‌دهد که معترضان را "اغتشاشگر" و "تروریست" معرفی می‌کند.
    این در حالی است که خانواده‌های بسیاری، چه در اعتراضات سال‌های گذشته و چه در موج اخیر، نه تنها از حق دسترسی به حقیقت و عدالت محروم مانده‌اند، بلکه تحت فشارهای امنیتی برای سکوت، امضای تعهدنامه، پذیرش روایت رسمی و حتی برگزاری مراسم تدفین در سکوت و تحت کنترل قرار گرفته‌اند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    پزشکیان در بخشی دیگر از سخنان خود، با اشاره به دوره پهلوی و روایت کار پزشکان روستایی، به مقایسه‌ای نمادین میان آن دوره و امروز پرداخت و گفت پزشک روستایی آن زمان به‌خاطر حقوق «۶ هزار تومانی معادل ۶ هزار دلار» تا ساعت ۹ شب کار می‌کرد، در حالی‌که «حقوق ماهانه رئیس‌جمهور الآن هزار دلار است».
    این نوع مثال‌زدن، در عین حال که می‌کوشد تصویر خود او را در جایگاه مسئولی دور از رانت ترسیم کند، اما عملاً بحث را از محور اصلی یعنی فساد ساختاری، رانت‌جویی، ناکارآمدی و نقش نهادهای غیرپاسخگو در اقتصاد، به سمت مقایسه‌های نمادین و شخصی می‌برد؛ در حالی‌که بحران مشروعیت اقتصادی و سیاسی حاکمیت، به‌گفته بسیاری از فعالان و کارشناسان، از حوزه‌ای بسیار فراتر از حقوق اسمی مقام‌ها نشأت می‌گیرد.
    0 min
  • سرکوب خونین دی ماه؛ ترومای جمعی چه تاثیری بر نوجوانان دارد؟
    پس از سرکوب خونین دی‌ماه، بحث ترومای جمعی جدی شده اما کمتر کسی از نوجوانان می‌گوید؛ نسلی که در میانه شکل‌گیری هویت، بیش از بزرگسالان از دیدن خشونت و ناامنی تاثیر می‌پذیرد و خانواده‌ها بعضا نمی‌دانند چگونه همراهشان باشند."مدام عصبی هستم، به هیچ‌کدام از کارهای روزمره‌ام دیگر نمی‌توانم برسم، حوصله خانواده و اطرافیانم را ندارم، با هر بهانه‌ای زیر گریه می‌زنم، رابطه‌ام با پسر ۱۵ ساله‌ام به کل دچار مشکل شده، اظهارنظرهای سیاسی همسرم مرا عصبی می‌کند، دختر نوجوانم دیگر با من حرف نمی‌زند."
    اینها تنها نمونه‌هایی از اظهارات چند ایرانی خارج از کشور است که پس از اعتراضات دی ماه دچار مشکلات روحی و اختلافات با نزدیکانشان شده‌اند.
    اما آنچه این روزها کمتر به آن پرداخته می‌شود، وضعیت نوجوانان است؛ نسلی که نه‌تنها مانند بزرگسالان در معرض تصاویر و روایت‌های تلخ این رخدادها قرار دارد، بلکه به‌دلیل حساسیت‌های رشدی ممکن است تاثیری عمیق‌تر و پیچیده‌تر را تجربه کند.
    آنها هم احتمالا مانند والدینشان این روزها میان خشم، ترس، ناامیدی و سردرگمی در نوسان‌اند اما بی‌آنکه ابزار لازم برای فهم و پردازش این هیجانات را داشته باشند.
    بسیاری از خانواده‌ها نیز نمی‌دانند چگونه باید با این وضعیت مواجه شوند؛ آیا درباره اتفاقات صحبت کنند یا سکوت را ترجیح دهند؟ چگونه میان آگاهی‌بخشی و حفظ احساس امنیت تعادل برقرار کنند؟
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در مورد کودکان خردسال، موضوع تا حدی متفاوت است؛ خانواده‌ها معمولا می‌توانند میزان مواجهه آنها با اخبار و تصاویر خشونت‌بار را کنترل کنند اما نوجوانان، به‌واسطه دسترسی مستقل به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، کمتر در معرض چنین کنترلی هستند.
    افزون بر این، بسیاری از آنها حتی در ایران متولد یا بزرگ نشده‌اند و اکنون با والدینی روبه‌رو هستند که هر روز خشمگین، مضطرب یا اندوهگین‌اند؛ وضعیتی که بر احساس امنیت و ثبات روانی‌شان اثر می‌گذارد.
    از اندوه تا خشم؛ لایه‌های پنهان یک ترومای جمعی
    در روزهای اخیر، یک نکته در روایت بسیاری مشترک است: فراتر از اندوه و ناامیدی، احساسی فراگیر از خشم که حتی کسانی که علت اصلی آن را می‌شناسند، گاه آن را متوجه نزدیک‌ترین افراد زندگی‌شان می‌کنند که نقشی در این وضعیت ندارند. اما چرا چنین جابه‌جایی رخ می‌دهد؟ چرا آستانه تحمل پایین آمده و روابط شخصی در این مقطع دچار تنش و گسست شده است؟
    این پرسش‌ها را با مژگان کاهن، روانشناس و ناهید کشاورز، نویسنده و روان‌درمانگر در میان گذاشته‌ایم تا ریشه‌های این خشم و راه‌های عبور کم‌هزینه‌تر از این دوره پرتنش را بررسی کنیم.
    ترومای جمعی یا اجتماعی زمانی شکل می‌گیرد که یک رویداد شدید و تکان‌دهنده، حس امنیت، اعتماد و پیوند میان اعضای یک جامعه را مخدوش کند. پیامدهای آن فقط در سطح فردی باقی نمی‌ماند، بلکه می‌تواند بافت اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد و حتی به نسل‌های بعد منتقل شود.
    ناهید کشاورز، نویسنده و روان‌درمانگر با تاکید بر اینکه ایرانیان بی‌تردید در حال تجربه نوعی ترومای جمعی هستند، معتقد است این وضعیت صرفا به رخدادهای اخیر هم محدود نمی‌شود، بلکه ریشه در سلسله اتفاقاتی دارد که در سال‌های گذشته تکرار شده‌اند. به گفته او، شدت آسیب روانی پس از هر بحران متفاوت است اما الگوی تکرارشونده آن "فرساینده و انباشتی" است.
    کشاورز به وضعیت ایرانیان خارج از کشور اشاره می‌کند: «آنها از یک‌سو شاهد تصاویر خشونت‌بار هستند و از سوی دیگر نگران امنیت خانواده‌هایشان. در رخدادهای اخیر، قطعی اینترنت و بی‌خبری از عزیزان، این اضطراب را دوچندان هم کرد.»
    او اضافه می‌کند که افزون بر اندوه و خشم، احساس دیگری نیز در میان بسیاری شکل می‌گیرد: «حسی از بار مضاعف و حتی گناه؛ گویی مسئولیتی ناگفته را با خود حمل می‌کنیم.»
    کشاورز توضیح می‌دهد، احساس گناه در میان بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، نخست از نبودن در لحظات بحرانی و ناتوانی از همراهی نزدیکان شکل می‌گیرد؛ احساسی از غیبت در زمانه‌ای که حضور، معنایی حیاتی پیدا می‌کند. لایه دوم این گناه، به برداشت از "مسئولیت" بازمی‌گردد؛ این تصور که چون در کشوری امن‌تر زندگی می‌کنند، باید صدای معترضان باشند و نقشی فعال در بازتاب آنچه گذشته ایفا کنند.
    بیشتر بخوانید: قمار خون برای بقا؛ سایه هزاران کشته بر آینده حکومت ایران
    به گفته او، این "احساس گناهِ انباشته" در مواردی به خشم تبدیل می‌شود؛ به‌ویژه زمانی که افراد حس می‌کنند صدایشان در جامعه میزبان چندان شنیده نشده یا تاثیرگذاری مطلوبی نداشته‌اند. این "تجربهِ نادیده‌انگاشته‌شدن" خود به منبعی تازه برای خشم بدل می‌شود.
    با این حال، دامنه این خشم گسترده‌تر است. برخی نه‌فقط از آنچه در ایران رخ داده، بلکه از مواجهه مداوم با اخبار ضدونقیض، پیگیری وسواس‌گونه تحولات، شنیدن دیدگاه‌های سیاسی مخالف و فرسایش ناشی از جدل‌های بی‌پایان نیز خسته و خشمگین‌اند. مجموعه این عوامل، فشار روانی را تشدید و روابط فردی و اجتماعی را آسیب‌پذیرتر می‌کند.
    با وجود اینکه بسیاری از ایرانیان خارج از کشور تنها از راه دور شاهد روزهای سیاه دی ماه بوده‌اند، تجربه‌های روانی حاصل از آن دست‌کمی از آسیب مستقیم ندارد. همان‌طور که مژگان کاهن، روانشناس ساکن بلژیک توضیح می‌دهد: «انسان موجودی اجتماعی است و محصول آن همدلی است؛ یعنی مشاهده این جنایات، حتی اگر مستقیما شامل ما نشود، احساسات انسانی ما را بیدار می‌کند و هرچه صحنه دهشتناک‌تر باشد، تاثیر روانی آن نیز عمیق‌تر است.»
    او می‌افزاید، شدت و شکل این تجربه‌ها به ساختار روانی فرد بستگی دارد و از اضطراب و بی‌خوابی گرفته تا آسیب‌های جدی‌تر متغیر است.
    نوروساینس و واکنش مغز به ترومای جمعی: تفاوت بزرگسالان و کودکان
    دانش نوروساینس در سال‌های اخیر کمک کرده است تا بهتر بفهمیم مغز و روان انسان چگونه در مقابل فجایعی که شاهد آن بوده‌ایم، واکنش نشان می‌دهند. مژگان کاهن می‌گوید: «نوروساینس به ما کمک می‌کند تا تغییراتی را که در مغز در چنین شرایطی رخ می‌دهد، درک کنیم و بفهمیم این تجربه‌ها چگونه بر درون فرد و رفتار او با اطرافیان تاثیر می‌گذارد. همچنین می‌توانیم تفاوت واکنش‌ها بین بزرگسالان، نوجوانان و کودکان را بهتر بشناسیم.»
    مغز انسان مجهز به سیستمی است که هنگام مواجهه با وضعیت ترسناک، معمولا به ما کمک می‌کند تا از محیط خطرناک فرار کنیم. کاهن توضیح می‌دهد: «تصور کنید اجداد ما در جنگل‌ها در مقابل حیوانی وحشی قرار می‌گرفتند؛ بخش خاصی از مغز به نام "آمیگدال" فعال می‌شد. این بخش احساس ترس را بیدار می‌کند، ضربان قلب را افزایش می‌دهد و ما را قادر می‌سازد از خطر فرار کنیم. معمولا پس از فرار، آمیگدال به فعالیت عادی بازمی‌گردد اما اگر ترس طولانی شود یا تجربه هراسناک گریزناپذیر باشد، اتصالات بین کورتکس پیشانی و بخش احساسی مغز (بخش لمبیک) دچار اختلال می‌شود و آمیگدال به مدت طولانی فعال می‌ماند.»
    به گفته این روانشناس "تجربه‌های دهشتناک می‌توانند این اتصالات را کاهش دهند و باعث عوارض روانی مختلف شوند که در تروما مشاهده می‌کنیم؛ کاهش این اتصالات می‌تواند خود را در ابعاد گوناگون مانند خشم، اندوه و اضطراب شدید نشان دهد."
    کاهن درباره کودکان توضیح می‌دهد: «این اتصالات در کودکان هنوز کامل شکل نگرفته‌اند. سیستم مغزی کودک به‌دلیل تکامل نیافته، نه تنها توانایی کنترل هیجانات شدید را ندارد، بلکه تجربه این هیجانات می‌تواند بسیار شدیدتر و دردناک‌تر باشد. از این رو، مواجهه با ترس و اضطراب شدید یا خشونت بدنی و روانی، آسیب بیشتری به کودک می‌زند نسبت به بزرگسالانی که سیستم مغزی تکامل‌یافته‌تری دارند.»
    مغز نوجوانان و حساسیت بیشتر به ترومای جمعی
    اما همین مکانیزم در مغز نوجوانان که یکی از گروه‌های کلیدی این گزارش است، به شکل متفاوتی عمل می‌کند. کاهن توضیح می‌دهد: «در دوران نوجوانی، بخش کورتکس پیشانی یعنی جلوی مغز هنوز کامل رشد نکرده و بخش آمیگدال بسیار فعال است. همین باعث می‌شود نوجوانان در مواجهه با استرس و اتفاقات دردناک بسیار حساس باشند و احساسات شدیدی را تجربه کنند. تفاوت آنها با کودکان خردسال این است که اتصال بین بخش‌های احساسی و کورتکس بیشتر شکل گرفته اما هنوز بخش جلویی مغز به بلوغ کافی نرسیده است. در نتیجه، نوجوان نمی‌تواند به‌سادگی روی احساساتش نام بگذارد یا به اندازه یک انسان بزرگسال از عملکردهای منطقی و استدلالی برای آرام کردن خود بهره گیرد.»
    این وضعیت درونی می‌تواند به شکل‌های مختلف در رفتار نوجوانان بروز پیدا کند. در برخی، احساسات شدید درونی باقی می‌مانند و نشانه‌های بیرونی چندانی ندارند اما در برخی دیگر، به صورت انفجاری از خشم، اندوه یا دیگر واکنش‌های بیرونی،و حتی مشکلات روان‌تنی مانند اختلالات خواب یا تغذیه، آشکار می‌شود.»
    تاثیر روانی والدین؛ مراقبت از خود، کلید حمایت از فرزند
    با درک چگونگی عملکرد مغز و واکنش آن در برابر رخدادهای شدید، می‌توان راحت‌تر به آنچه بین والدین و نوجوانان در یک ماه گذشته رفته است، پرداخت. به دلیل رشد ناقص مغز در کودکان و نوجوانان، این وقایع می‌توانند باعث شکنندگی‌های روحی در آنها شوند و در کنار آشفتگی روانی والدین، اضطراب کودک و نوجوان را تشدید کنند.
    مژگان کاهن با تاکید بر تاثیر تزلزل روانی والدین بر وضعیت احساسی فرزندان توضیح می‌دهد: «متعادل شدن روابط در درجه اول به تلاش والدین برای مراقبت از خود و بهبود حالشان بستگی دارد.» او اضافه می‌کند: «همان‌طور که پیش‌تر گفتم، کودکان و نوجوانان سیستم مغزی کاملا توسعه‌یافته‌ای ندارند، بنابراین مهم است که تا حد امکان از قرار گرفتن در معرض ترس‌های بزرگ محافظت شوند اما در شرایطی که این تجربه‌ها خارج از کنترل ماست، نکته کلیدی این است که زمانی را به فرزند اختصاص دهیم و حس اعتماد ایجاد کنیم تا بتواند با ما گفتگو کند.»
    کاهن تاکید می‌کند: «گفتگو با نوجوان همیشه آسان نیست اما توجه به تغییرات شدید رفتاری او اهمیت دارد؛ زیرا بسیاری از نوجوانان نیز در یک ماه اخیر تصاویری دیده یا تجربه کرده اند که ممکن است باعث تروما، افسردگی، اختلالات اضطرابی یا مشکلات روانی دیگر برایشان شود.»
    اهمیت گفت وگو با نوجوانان؛ بازسازی اعتماد و تاب‌آوری در بحران‌های جمعی
    اما گفت‌وگو نه تنها با نوجوانان می‌تواند در شرایط کنونی دشوار باشد، بلکه حتی در میان بزرگسالان نیز این روزها تبدیل به چالشی جدی شده است. ناهید کشاورز، روان‌درمانگر در این باره می‌گوید: «در تروماهای جمعی، اعتماد آسیب می‌بیند و ما نیاز داریم این اعتماد از دست رفته در روابط‌مان را دوباره بازسازی کنیم. البته این کار در خارج از کشور دشوارتر است، زیرا جامعه میزبان اغلب همدلی لازم با این وضعیت را ندارد و فرصت‌ابراز احساسات در محیط کار یا میان آشنایان محدود است. در چنین شرایطی، بسیار مهم است که احساسات‌مان را سرکوب نکنیم.»
    او ادامه می‌دهد: «در مواجهه با ترومای جمعی یا سوگ جمعی، گذراندن این تجربه و ابراز احساسات اهمیت زیادی دارد. این می‌تواند در قالب گروه‌های کوچک دوستانه یا بازسازی روابط صورت گیرد؛ فرصتی برای شنیدن و درک احساسات یکدیگر فراهم کنیم و اگر امکان آن وجود ندارد، مراجعه به روانشناس می‌تواند بسیار مفید باشد.»
    کاهن نیز در ارتباط با فرزندان بر اهمیت گفت‌وگو تاکید دارد و می‌گوید: «بسیاری از والدین در تلاش برای محافظت از نوجوانان، سکوت و خودداری از گفت‌وگو را انتخاب می‌کنند اما این انتخاب الزاما مناسب نیست. تبدیل احساسات به کلام یکی از سالم‌ترین روش‌ها برای درک خود و دیگری است و این ضرورت در نوجوانان بیشتر احساس می‌شود، چون هنوز توانایی کامل بیان احساسات خود را پیدا نکرده‌اند.»
    به اعتقاد او، ایجاد فضایی برای تبادل نظر در مورد اتفاقات دردناک، به نوجوانان این امکان را می‌دهد که سوالات خود را مطرح کنند و از خلال این پرسش‌ها می‌توان به دنیای درونشان نزدیک‌تر شد، نگرانی‌های ذهنی‌شان را بهتر درک کرد و به آنها کمک کرد.
    نباید فراموش کرد که دوران نوجوانی مرحله‌ای است که مغز انسان قابلیت "تفکر انتزاعی" را آغاز می‌کند و ذهن نوجوانان پر از سوال‌هایی درباره مرگ، زندگی و مفهوم "بودن" می‌شود که ممکن است هرگز مطرح نکنند.
    به اعتقاد کاهن، "شاهد وقایع اخیر بودن و تلاقی آن با این دوران از زندگی یک نوجوان، این ضرورت را ایجاب می‌کند که او را با سوالات درونی‌اش تنها نگذاریم و باید دقت کنیم، بدبینی‌های فلسفی خود را در این برهه به آنها انتقال ندهیم."
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    این روانشناس ساکن بلژیک با مثالی عینی از سوی نوجوان‌های ایرانی که در مهاجرت بزرگ شده‌اند، ادامه می دهد: «چیزی که من در این نوجوان‌ها در این مدت مشاهده کرده‌ام این است که بسیار از صحنه‌های شجاعتی که از مردم و جوان‌های ایران دیده‌اند، سخن می‌گویند و این می‌تواند نشان دهد که آنها به چه میزان در اعمال انسان، در جستجوی معنا هستند. گفت‌و‌گوهایی که جستجوی معنا را در کنش‌های انسان‌ها در بردارد و می‌تواند به قابلیت تاب‌آوری ما و فرزندانمان یاری برساند.»
    تاب‌آوری و مراقبت از خود؛ قهرمان نساختن از رنج در بحران‌های جمعی
    و همان‌قدر که در مواجهه با فرزندان‌مان اهمیت دارد که چگونه عمل کنیم تا بتوانیم آنها را در عبور از این سوگ جمعی محافظت کنیم، به همان اندازه لازم است خودمان نیز نسبت به آنچه بر سرمان آمده آگاه باشیم.
    ناهید کشاورز تاکید می‌کند، بسیار مهم است درباره احساسات‌مان نسبت به شرایط پیش‌آمده صحبت کنیم و آنها را سرکوب نکنیم. همچنین ضروری است که در این وضعیت، "از رنج‌بردن قهرمان‌سازی نکنیم."
    قهرمان‌سازی به این معنا که به دلیل اینکه در لحظات بحرانی حضور نداشتیم و فجایع را به طور مستقیم تجربه نکردیم، نخواهیم با رنج‌های خود در اینجا، قهرمانی از خود بسازیم.
    در مواجهه با این ترومای سهمگین و آثار عمیقی که بدون شک بر روان و روح ما گذاشته است، آنچه اهمیت دارد این است که "تاب آوری" را در خود تقویت کنیم و با پذیرش واقعیت، راهی برای ادامه پیدا کنیم.
    0 min
  • نطق عراقچی در ژنو؛ چرا ناقضان حقوق بشر همچنان تریبون دارند؟
    در حالی‌که گزارش‌های نهادهای مستقل حقوق بشری، از حجم بی‌سابقه سرکوب و کشتار معترضان و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران خبر می‌دهند، عدم لغو سخنرانی عراقچی در شورای حقوق بشر سازمان ملل با موجی از انتقادها روبه‌رو شده است.عدم لغو سخنرانی عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل با واکنش تند فعالان حقوق بشر و نهادهایی از جمله دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل همراه شده است.
    نهاد غیردولتی دیده‌بان سازمان ملل (UN Watch) که مقر آن در ژنو است، روز سه‌شنبه ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) با ارسال نامه‌ای رسمی به دبیرکل سازمان ملل، به حضور عباس عراقچی در نشست افتتاحیه سالانه شورای حقوق بشر در ۲۳ فوریه ۲۰۲۶ اعتراض کرده بود.
    دیده‌بان سازمان ملل نهادی است که وظیفه نظارت بر تطبیق عملکرد سازمان ملل متحد با معیار منشور خود آن سازمان را برعهده دارد.
    هیلل نویر، مدیر اجرایی این سازمان در بیانیه‌ای اعلام کرد، "اعطای تریبون به نماینده حکومتی که به کشتار معترضان، شکنجه، اعدام‌های گسترده و سرکوب سیستماتیک متهم است، مایه نگرانی عمیق است".
    منتقدان می‌گویند حضور مقام‌های جمهوری اسلامی در چنین جایگاهی، در شرایطی که گزارش‌های رسمی سازمان ملل پس از کشتار خونین معترضان در دی ماه ۱۴۰۴ از احتمال وقوع جنایت علیه بشریت در ایران سخن می‌گویند، نه‌تنها با فلسفه وجودی این نهادها در تضاد است، بلکه می‌تواند به نوعی عادی‌سازی و مشروعیت‌بخشی به سرکوب داخلی تعبیر شود.
    بیشتر بخوانید: پارلمان اروپا: سرکوب اعتراضات در ایران می‌تواند مصداق "جنایت علیه بشریت" باشد
    با این حال، بررسی سازوکارهای سازمان ملل نشان می‌دهد که مسئله، صرفاً به اراده اخلاقی یا فشار افکار عمومی محدود نیست و در لایه‌های عمیق‌تر، به ماهیت دیپلماسی بین‌المللی، موازنه قدرت و تناقض‌های ساختاری سازمان ملل بازمی‌گردد.
    "لغو سخنرانی اساساً مطرح نیست"
    استفان دوجاریک، سخنگوی سازمان ملل، روز پنجشنبه ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) در کنفرانس مطبوعاتی خود در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک به درخواست "دیده‌بان سازمان ملل" برای لغو سخنرانی عراقچی درشورای حقوق بشر این سازمان واکنش نشان داد و گفت: «این تصمیم شورای حقوق بشر است و هر کشور عضو حق دارد در نهادهای قانون‌گذاری سخنرانی کند و اظهارات دیگران را مورد پرسش قرار دهد.»
    دوجاریک در ادامه واکنش خود به این نامه تاکید کرد: «در حیطه اختیارات دبیرکل نیست که یک کشور عضو را از سخنرانی در یک نهاد قانون‌گذاری منع کند و درباره شورای حقوق بشر، پیشنهاد می‌کنم این سئوال را از رئیس شورای حقوق بشر بپرسید.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    این در حالیست که در نامه دید‌ه‌بان سازمان ملل هشدار داده شده است که در صورت لغو نشدن دعوت عراقچی، این سازمان از مقام‌های قضایی سوئیس خواهد خواست با استناد به اصل صلاحیت قضایی جهانی، عباس عراقچی را به اتهام نقض حقوق بشر بازداشت کنند.
    این سازمان همچنین اعلام کرده است علاوه بر نامه رسمی، کارزاری عمومی برای درخواست لغو دعوت عراقچی راه‌اندازی کرده و خواستار "اقدامی قاطع برای حفظ اعتبار شورای حقوق بشر و حمایت از قربانیان نقض حقوق بشر در ایران" شده است.
    سابقه سخنرانی ناقضان حقوق بشر در صحن شورای حقوق بشر
    حسن نایب‌هاشم، پزشک و فعال حقوق بشر، با اشاره به سابقه طولانی حضور نمایندگان جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل در گفتگو با دویچه‌وله فارسی یادآوری می‌کند که در تمام سال‌هایی که این شورا فعال بوده، همواره یکی از مقامات جمهوری اسلامی در آن حضور داشته است. به گفته او، حتی در سال ۲۰۱۸ نیز علیرضا آوایی، وزیر دادگستری دولت حسن روحانی در این شورا سخنرانی کرد؛ مقامی که به گفته نائب‌هاشم "به‌طور مشخص دستش به خون آلوده بود" و در روند کشتار جمعی سال ۱۳۶۷ در خوزستان نقش داشت.
    او توضیح می‌دهد که در آن زمان تلاش‌هایی صورت گرفت تا آوایی در بدو ورود به سوئیس بازداشت شود، اما این تلاش‌ها به نتیجه نرسید و در نهایت او در شورای حقوق بشر سازمان ملل سخنرانی کرد.
    نایب‌هاشم تأکید می‌کند که بر اساس رویه موجود، بحث لغو دعوت اساساً مطرح نمی‌شود، زیرا سازمان ملل از مقامات عالی‌رتبه کشورهایی که عضو این نهاد هستند دعوت می‌کند در شورا حضور داشته باشند و تا زمانی که یک حکومت از نظر بین‌المللی به‌عنوان دولت حاکم شناخته می‌شود، از این امکان برخوردار است.
    بیشتر بخوانید: دیده‌بان سازمان ملل: سخنرانی عراقچی در شورای حقوق بشر باید لغو شود
    به گفته این فعال حقوق بشر، سیاست سازمان ملل بر این اساس است که همه دولت‌ها را همان‌طور که هستند بپذیرد و به‌جز یک مورد خاص، یعنی آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید نژادی، این سازمان هرگز به‌سمت اخراج نمایندگان دولت‌ها حرکت نکرده است. او یادآوری می‌کند که حتی امروز نیز کشورهای متعددی وجود دارند که ناقض حقوق بشر هستند، هرچند به گفته او "نه به شدت جمهوری اسلامی" اما همچنان عضو سازمان ملل باقی مانده‌اند.
    استاندارد دوگانه؛ واقعیت تلخ سازمان ملل
    سینا یوسفی، وکیل دادگستری و پژوهشگر حقوق بین‌الملل نیز در گفتگو با دویچه‌وله فارسی معتقد است "استاندارد دوگانه" پدیده‌ای شناخته‌شده در رفتار جمعی دولت‌های عضو سازمان ملل است. به گفته او، واکنش‌ها به نقض حقوق بشر همیشه یکسان نیست و ریشه این تفاوت‌ها معمولاً در ملاحظات سیاسی و توازن قدرت قرار دارد. او تأکید می‌کند که سازمان ملل یک دادگاه مستقل جهانی نیست، بلکه نهادی متشکل از دولت‌هاست که هر کدام منافع و اولویت‌های سیاسی خود را دارند.
    یوسفی هشدار می‌دهد که دعوت از مقامات جمهوری اسلامی برای سخنرانی در مجامع بین‌المللی، به‌ویژه در شرایطی که گزارش‌های هیأت حقیقت‌یاب از اتهام جنایت علیه بشریت سخن می‌گویند، می‌تواند هم در داخل ایران به‌عنوان ابزار تبلیغاتی مورد استفاده قرار گیرد و هم در سطح بین‌المللی به تضعیف اعتبار نهادهای جهانی و کاهش فشار برای پاسخگویی منجر شود.
    نایب‌هاشم نیز به تناقض‌های آشکار در ساختار سازمان ملل اشاره می‌کند و می‌گوید دیپلماسی را باید در وضعیت واقعی این نهاد شناخت؛ وضعیتی که در آن از یک سو مجمع عمومی سازمان ملل با آرای بسیار زیاد، روسیه را به دلیل نقض فاحش منشور سازمان ملل محکوم می‌کند و از سوی دیگر همین کشور در شورای امنیت از حق وتو برخوردار است.
    او یادآوری می‌کند که اگرچه روسیه پس از حمله به اوکراین از شورای حقوق بشر اخراج شد، اما همچنان عضو دائم شورای امنیت باقی ماند؛ موضوعی که به گفته او، نمونه‌ای روشن از تناقض ساختاری در نظام بین‌الملل است.
    اعتراض نمادین؛ تنها ابزار در دست منتقدان
    تعدادی از دیپلمات‌های عمدتا کشورهای غربی هنگام سخنرانی علیرضا آوایی، وزیر دادگستری جمهوری اسلامی ایران در سی و هفتمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو سالن را به نشانه اعتراض ترک کردند. او در حالی در نشست شورای حقوق بشر ریاست هیات ایران را بر عهده داشت که از سوی فعالان حقوق بشر به عنوان یکی از ناقضان حقوق بشر متهم شده بود. سفر علیرضا آوایی به سوئیس در حالی صورت گرفته بود که در مهر ماه ۱۳۹۰، او به همراه ۲۸ مقام دیگر در فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفت.
    نایب هاشم ابراز امیدواری می‌کند که این بار نیز در زمان سخنرانی عباس عراقچی چنین اعتراضی تکرار شود، به‌ویژه از سوی کشورهایی که رسماً پذیرفته‌اند حجم بی‌سابقه کشتار و سرکوب معترضان در ایران مصداق جنایت علیه بشریت بوده است.
    یوسفی نیز توضیح می‌دهد که ابزارهایی برای جلوگیری از حضور و سخنرانی یک دولت عضو در نشست‌های سازمان ملل وجود دارد، اما استفاده از این ابزارها نیازمند تصمیم سیاسی اکثریت دولت‌هاست. یوسفی اشاره می‌کند که دولت‌ها می‌توانند با استناد به وقوع نقض‌های فاحش حقوق بشر یا حتی ارتکاب جنایت علیه بشریت، موضوع تعلیق عضویت یک دولت را مطرح کنند و این اقدام می‌تواند در چارچوب اصل "مسئولیت حمایت" توجیه شود؛ اصلی که جامعه بین‌المللی را در برابر سرکوب سیستماتیک بی‌تفاوت نمی‌داند.
    "عدم لغو سخنرانی مقامات جمهوری اسلامی به معنی مشروعیت بخشی به آنهاست"
    شورای حقوق بشر سازمان ملل روز جمعه ۲۳ ژانویه طی برگزاری یک نشست اضطراری،‌با تصویب قطعنامه‌ای سرکوب شدید معترضان در ایران را به شدت محکوم کرد. این قطعنامه با ۲۵ رای مثبت، ۷ رای منفی از سوی چین، کوبا، هند، عراق، پاکستان، ویتنام، اندونزی و ۱۴ رای ممتنع به تصویب رسید. بر أساس این مصوبه ماموریت کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل که قرار بود در بهار به پایان برسد، برای دو سال دیگه تمدید شود تا این کمیته بتواند حجم بی‌سابقه از شواهد جنایات صورت گرفته جمهوری اسلامی را جمع آوری کند و آنها را به نحوی ذخیره کند که قابلیت پیگیری قضایی و حقوقی را داشته باشند.
    حسن نایب‌هاشم توضیح می‌دهد که تلاش‌ها بر این متمرکز است که بر این اساس پرونده جنایت‌های جمهوری اسلامی که جنایت علیه بشریت تلقی می‌شود، به شورای امنیت سازمان ملل برده شود و از آن مسیر به دادگاه بین‌المللی کیفری ارجاع داده شود. با این حال، به گفته او، اقدامات اولیه هنوز در شورای امنیت انجام نشده است و بنابراین موضوع هنوز به مرحله‌ای نرسیده که با وتوی کشورهایی مانند چین و روسیه مواجه شود. او تأکید می‌کند که قدم اول، بردن پرونده به شورای امنیت است تا مشخص شود مراحل بعدی چگونه پیش خواهد رفت.
    بیشتر بخوانید: وقتی حکومت حتی از اصلاح‌طلبان نیز هراس دارد
    در نهایت، نایب‌هاشم تصریح می‌کند که تلاش فعالان حقوق بشر باید به سمت اخراج جمهوری اسلامی و جلوگیری از مشارکت آن در سخنرانی‌های ارگان‌های سازمان ملل معطوف شود.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    یوسفی نیز در ادامه تأکید می‌کند که اگر دعوت از مقامات یک دولت ناقض حقوق بشر همراه با مطالبه جدی پاسخگویی باشد، شاید بتوان آن را تا حدی توجیه‌پذیر دانست. اما به گفته او، در سال‌های گذشته هیچ نشانه‌ای از رفتار متعهدانه جمهوری اسلامی در این زمینه دیده نشده است. او یادآوری می‌کند که جمهوری اسلامی حتی هیأت حقیقت‌یاب ایجادشده توسط شورای حقوق بشر را به رسمیت نشناخته و نه‌تنها با این هیات همکاری نکرده، بلکه اجازه ورود و تحقیق در ایران را نیز به اعضای آن نداده است.
    به گفته این وکیل حقوق بشر، در چنین شرایطی، سخنرانی مقامات جمهوری اسلامی در شورای حقوق بشر سازمان ملل می‌تواند در افکار عمومی به‌عنوان نوعی مشروعیت‌بخشی به رفتارها و اقدامات آن حکومت تلقی شود.
    0 min
  • پارلمان اروپا: سرکوب اعتراضات در ایران می‌تواند مصداق "جنایت علیه بشریت" باشد
    پارلمان اروپا با اکثریت قاطع، قطعنامه‌ای درباره نقض حقوق بشر در ایران تصویب کرد؛ نمایندگان با اشاره به احتمال حدود ۳۵هزار کشته در اعتراضات، هشدار داده‌اند که سرکوب معترضان می‌تواند به سطح "جنایت علیه بشریت" رسیده باشد.در ادامه موج واکنش‌های بین‌المللی به کشتار گسترده معترضان در ایران، نمایندگان پارلمان اروپا در نشست روز پنج‌شنبه با ۵۲۴ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۴۱ رأی ممتنع، قطعنامه‌ای را تصویب کردند که در آن، "سرکوب سیستماتیک"، بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدسازی قهری و شکنجه در ایران شدیداً محکوم شده و هشدار داده شده است که ابعاد کشتار اخیر، آستانهٔ "جنایت علیه بشریت" را پشت سر گذاشته است.
    در متن این قطعنامه، نمایندگان پارلمان اروپا خشونت ساختاری جمهوری اسلامی علیه شهروندان را محکوم کرده‌اند؛ به‌ویژه سرکوب معترضان، فعالان مدنی، زنان، اقلیت‌ها و جوامع محلی که نقش مهمی در اعتراضات سراسری ماه‌های اخیر داشته‌اند.
    نمایندگان می‌گویند برآوردهای موجود از شمار قربانیان سرکوب اعتراضات اخیر در ایران، حدود ۳۵هزار کشته را نشان می‌دهد و تأکید کرده‌اند که این سطح از کشتار، همراه با الگوی شکنجه، ناپدیدسازی قهری و بازداشت‌های گسترده، «می‌تواند معیارهای حقوقی جنایت علیه بشریت را برآورده کند».
    پارلمان اروپا خواستار آن شده است که نهادهای سازمان ملل، این وقایع را به‌شکل مستقل مستند کنند، شواهد را برای پیگردهای قضایی آینده حفظ کنند و زمینهٔ استفاده از سازوکارهای عدالت کیفری بین‌المللی را فراهم آورند.
    درخواست برای توقف فوری سرکوب و آزادی زندانیان سیاسی
    در این قطعنامه، نمایندگان پارلمان اروپا خواهان پایان فوری استفاده از زور علیه شهروندان، توقف بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی قهری شده‌اند.
    آن‌ها به‌طور خاص از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته‌اند آزار و پیگرد پزشکان و کادر درمانی را که به معترضان زخمی کمک کرده‌اند، متوقف کنند و همهٔ کسانی را که به‌خاطر درمان مصدومان یا مستندسازی سرکوب هدف قرار گرفته‌اند، آزاد کنند.
    نمایندگان همچنین خواستار آزادی فوری همه زندانیان سیاسی شده و نام نرگس محمدی، برندهٔ جایزه صلح نوبل، را به‌عنوان نمونه‌ای نمادین از مدافعان حقوق بشری که همچنان در زندان نگه داشته شده‌اند، تاکید کردند.
    در بخشی از قطعنامه، پارلمان اروپا بار دیگر بر این نکته تأکید می‌کند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش مرکزی در سرکوب اعتراضات سراسری و نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران دارد.
    نمایندگان از شورای اتحادیه اروپا و کمیسیون خواسته‌اند تحریم‌های هدفمند علیه مأموران، فرماندهان و ساختارهای مسئول سرکوب را گسترش دهند، اجرای تحریم‌ها را بدون هیچ حفره یا بهانه تضمین کنند و در برابر تلاش‌های جمهوری اسلامی برای دور زدن محدودیت‌ها هوشیار باشند.
    هم‌زمان، پارلمان اروپا از دولت‌ها و نهادهای اروپایی خواسته برای حمایت از خانواده‌های بازداشت‌شدگان و جان‌باختگان، یک راهکار در برابر دیپلماسی گروگان‌گیری جمهوری اسلامی طراحی کنند تا از فشار سیستماتیک تهران از طریق بازداشت دوتابعیتی‌ها و شهروندان خارجی بکاهند.
    پیام سیاسی: «مردم ایران تنها منبع مشروع حاکمیت هستند»
    نمایندگان اروپایی در این قطعنامه همبستگی خود را با مردم ایران اعلام کرده و تصریح کرده‌اند که «مردم ایران تنها منبع مشروع حاکمیت در این کشور هستند».
    پارلمان اروپا تأکید می‌کند که جنبش اعتراضی کنونی ادامهٔ زنجیره‌ای طولانی از مطالبات مردم ایران برای آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون است و این مطالبات را نمی‌توان با برچسب‌هایی مانند «آشوب» یا «تروریسم» بی‌اعتبار کرد.
    نمایندگان همچنین نسبت به استفادهٔ جمهوری اسلامی از "دیپلماسی گروگان‌گیری" هشدار داده و از اتحادیه اروپا خواسته‌اند رویکردی هماهنگ برای مقابله با این الگو و حمایت از خانوادهٔ زندانیان سیاسی و گروگان‌ها اتخاذ کنند.
    متسولا: «ایران آزاد خواهد شد»
    روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا، پس از رأی‌گیری در پیامی در شبکهٔ ایکس نوشت که این رأی قاطع "پیامی قوی، روشن و پایدار"
    او با اشاره به این قطعنامه و لزوم اجرای تحریم‌ها علیه اعضای سپاه پاسداران گفت که اعمال این تحریم‌ها باید بدون هیچ روزنه و بدون هیچ بهانه‌ای انجام شود و در پایان تأکید کرد: «ایران آزاد خواهد شد.»
    این موضع‌گیری، در ادامهٔ مجموعه‌ای از مواضع نمادین و سیاسی پارلمان اروپا در حمایت از معترضان ایرانی، بار دیگر شکاف عمیق میان نهادهای منتخب اروپایی و جمهوری اسلامی را برجسته می‌کند.
    دو قطعنامهٔ هم‌زمان درباره ترکیه و اوگاندا
    در کنار ایران، پارلمان اروپا در همان نشست دو قطعنامهٔ دیگر نیز درباره وضعیت حقوق بشر در ترکیه و اوگاندا تصویب کرد.
    در قطعنامهٔ مربوط به ترکیه، نمایندگان به‌شدت اخراج هدفمند روزنامه‌نگاران خارجی و شهروندان مسیحی خارجی را که تحت پوشش "تهدید امنیت ملی" و بدون دادرسی شفاف انجام شده، محکوم کردند.
    پارلمان اروپا از مقام‌های ترکیه خواست همهٔ انواع آزار قضایی و اداری علیه خبرنگاران را متوقف کنند، کدهای امنیتی اداری برای برچسب‌زدن به شهروندان مسیحی به‌عنوان تهدید امنیت ملی را کنار بگذارند و برای افراد اخراج‌شده امکان بازگشت و دادرسی مستقل فراهم کنند.
    نمایندگان همچنین از کمیسیون اروپا خواستند در گفت‌وگوهای سیاسی با آنکارا این نگرانی‌ها را به‌طور منظم مطرح کنند و در صورت تداوم این سیاست‌ها، گزینهٔ اقدامات هدفمند را بررسی کنند.
    اوگاندا؛ انتخابات مخدوش و سرکوب سازمان‌یافته مخالفان
    در مورد اوگاندا، پارلمان اروپا انتخابات ۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ را به‌دلیل سرکوب گسترده، خشونت، تقلب، ارعاب مخالفان و قطع سراسری اینترنت به‌شدت زیر سؤال برد.
    نمایندگان نسبت به بازداشت و آزار رهبران اپوزیسیون، از جمله رابرت کیاگولانی (بابی واین) و کیزا بسیگیه، ابراز نگرانی عمیق کرده و خواستار آزادی فوری همهٔ بازداشت‌شدگان شدند.
    پارلمان اروپا از مقام‌های اوگاندایی می‌خواهد اصلاحات انتخاباتی و نهادی را در دستور کار قرار دهند، از محدودیت‌های جدید اینترنتی خودداری کنند و اجازه دهند سازمان‌های مدنی، مدافعان حقوق بشر و رسانه‌ها بدون ترس از سرکوب فعالیت کنند.
    هم‌زمان، از اتحادیه اروپا و دولت‌های عضو خواسته شده است همکاری خود با اوگاندا را بازبینی کنند تا با اصول اتحادیه اروپا در زمینه حقوق بشر، حاکمیت قانون و حمایت از جامعهٔ مدنی هم‌خوان باشد.
    0 min
  • گروسی: ایران برای جلوگیری از حملات حاضر به راستی‌آزمایی است
    به گفته رافائل گروسی ایران به دلیل جلوگیری از حملات جدید به مراکز اتمی خود حاضر به راستی‌آزمایی شده است. به گفته مدیرکل آژانس بین‌المللی انرزی اتمی اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی ایران هنوز زیر آوار مراکز هسته‌ای مدفون است.رئیس‌جمهور ایران اعلام کرد که این کشور آماده است برای اثبات اینکه به دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست، سایت‌های هسته‌ای خود را برای "هرگونه راستی‌آزمایی" باز کند؛ این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که مذاکرات برای جلوگیری از اقدام نظامی آمریکا ادامه دارد.
    مسعود پزشکیان روز چهارشنبه در مراسم چهل‌وهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی این وعده را به‌طور علنی مطرح کرد، اما مشخص نیست که آیا این سخنان به معنای تغییر ملموس در سیاست فعلی ایران که تنها اجازه بازرسی‌های محدود از برخی سایت‌ها را می‌دهد است یا نه.
    پزشکیان در این مراسم گفت: «ما بارها اعلام کرده‌ایم که به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم. ما برای هر نوع راستی‌آزمایی آماده‌ایم.» این اظهارات در شرایطی بیان شد که آمریکا همچنان در حال تقویت حضور دریایی خود در نزدیکی ایران است و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، دیدار کرده و از او خواسته است ایران را وادار کند نه‌تنها غنی‌سازی اورانیوم بلکه برنامه موشک‌های بالستیک پیشرفته خود را نیز کنار بگذارد.
    ترامپ پس از این دیدار در شبکه اجتماعی "تروث سوشال" نوشت که "دیدار بسیار خوبی" بوده است. او افزود: «به نتیجه قطعی‌ای نرسیدیم، جز اینکه تأکید کردم مذاکرات با ایران ادامه یابد تا ببینیم آیا می‌توان به توافقی دست یافت یا نه. اگر چنین شود، این گزینه ترجیحی من خواهد بود.» او هشدار داد که در صورت عدم دستیابی به توافق، "باید دید نتیجه چه خواهد شد". ترامپ همچنین اشاره کرد: «دفعه قبل ایران تصمیم گرفت توافق نکند و با عملیات "چکش نیمه‌شب" هدف قرار گرفت و این برایشان خوب پیش نرفت.»
    گروسی: جلوگیری ایران از ورود بازرسان به مراکز اتمی یک موضع سیاسی است
    رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، با اشاره به سخنان اخیر مسعود پزشکیان درباره پذیرش «راستی‌آزمایی» برنامه هسته‌ای، اعلام کرد حکومت ایران می‌کوشد تا از این طریق مانع حملات جدید به مواضع خود شود.
    رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، روز چهارشنبه در مصاحبه‌ای گفت بازرسان آژانس ماه‌هاست در انتظار دسترسی به سه سایت مهم غنی‌سازی ایران هستند که اسرائیل و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵ آن‌ها را بمباران کردند. به گفته او، تغییر موضع ایران در میانه این مذاکرات حساس می‌تواند نشان دهد که "ایران مایل به شفافیت است و چیزی برای پنهان کردن ندارد، بدین ترتیب هرگونه توجیه برای حملات جدید دست‌کم قابل تردید خواهد بود."
    گروسی توضیح داد ایران ورود بازرسان به این سایت‌های زیرزمینی که دو مورد آن‌ها با بزرگ‌ترین سلاح‌های متعارف جهان هدف قرار گرفتند را تا زمان تدوین "اقدامات یا پروتکل‌های مشخص" مسدود کرده است. او گفت: «این‌ها در اصل دلایل یا توجیهاتی برای یک موضع سیاسی هستند.» به گفته او، جز تدابیر ایمنی فیزیکی منطقی برای ورود به تونل‌های بمباران‌شده، اقدام اضافی دیگری لازم نیست.
    با جلوگیری از دسترسی بازرسان، ایران توانسته ارزیابی کامل میزان خسارات واردشده به برنامه‌های غنی‌سازی خود در نطنز، فردو و اصفهان طی جنگ ۱۲روزه ژوئن گذشته را محدود کند. تهران اعلام کرده است ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای اندکی بیش از ۶۰ درصد که یک گام با سطح ۹۰ درصد مورد نیاز برای سلاح هسته‌ای فاصله دارد، همچنان زیر آوار باقی مانده است. کشورهای غربی درباره سرنوشت این ذخایر ابراز نگرانی کرده‌اند.
    گروسی: اورانیوم غنی‌شده هنوز در تاسیسات زیرزمینی است
    گروسی گفت آژانس "اطمینان قوی دارد" که این مواد هنوز در همان تأسیسات زیرزمینی قرار دارند، هرچند تأکید کرد که نمی‌تواند صددرصد مطمئن باشد. او هشدار داد که تحلیل اطلاعات جایگزین بازرسی فیزیکی نمی‌شود و خودِ وجود این ذخیره خطر اشاعه‌ای جدی دارد. به گفته او، این میزان مواد برای تولید "چند، شاید تا حدود یک دوجین" سلاح هسته‌ای کافی است، حتی اگر زیر آوار پنهان شده باشد.
    گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر اینکه انتقال این ذخایر به یک کشور ثالث می‌تواند بخشی از توافقی برای جلوگیری از حمله احتمالی ترامپ باشد. رئیس جمهور آمریکا یک ناوگروه هواپیمابر، جنگنده‌ها و سامانه‌های پدافندی را به منطقه اعزام کرده و هشدار داده زمان ایران "رو به پایان است."
    اسرائیل سال گذشته تنها ۴۸ ساعت پیش از برگزاری دور ششم مذاکرات هسته‌ای میان آمریکا و ایران، جنگ را آغاز کرد. این اقدام همچنین مانع از بازرسی برنامه‌ریزی‌شده یک سایت جدید زیرزمینی در اصفهان شد. گروسی گفت: «درست پیش از جنگ، ایران یک تأسیسات زیرزمینی جدید در اصفهان اعلام کرد و ما بلافاصله درخواست دسترسی دادیم. دسترسی پذیرفته شد و قرار بود ۱۳ ژوئن از آن بازدید کنیم»، همان روزی که اسرائیل حملات را آغاز کرد.
    تا کنون بازرسان آژانس نتوانسته‌اند از آن سایت بازدید کنند و از هدف، اندازه یا میزان پیشرفت آن اطلاعی ندارند. گروسی گفت: «آن محل وجود دارد، اما ممکن است فقط یک سالن خالی باشد یا مقدماتی برای نصب سانتریفیوژها در آن انجام شده باشد. حتی نمی‌دانیم تجهیزاتی در داخل آن هست یا نه؛ نباید گمانه‌زنی کنیم.»
    کشورهای عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) موظف‌اند در صورت ارتباط سایت‌ها با برنامه هسته‌ای، آن‌ها را برای بازرسی در دسترس قرار دهند. اسرائیل درباره برنامه تسلیحات هسته‌ای خود سیاست ابهام راهبردی دارد و برآورد می‌شود از دهه ۱۹۶۰ تاکنون نزدیک به ۱۰۰ سلاح هسته‌ای تولید کرده باشد. این کشور سایت‌های خود را برای بازرسی مستقل باز نکرده است. اسرائیل معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌‌ای را امضا نکرده است.
    گروسی در پایان گفت: «پایبندی برای ما یعنی دادن دسترسی کامل برای بازرسی.» او افزود ایران می‌تواند اورانیوم غنی‌سازی کند، «اما مابه‌ازای آن در چارچوب NPT این است که به ما دسترسی بدهد تا بتوانیم تا آخرین گرم بررسی کنیم که مواد مهر و موم شده و به سمت اهداف دیگر منحرف نشده‌اند.»
    0 min
  • آمریکا در تدارک اعزام دومین ناو هواپیمابر به خاورمیانه
    پنتاگون در حال آماده‌سازی یک ناو هواپیمابر دیگر برای اعزام به خاورمیانه است؛ اقدامی که همراه با استقرار جنگنده‌ها، سامانه‌های پدافندی و بالگردهای تهاجمی، به‌عنوان نمایش آماده‌باش برای حمله احتمالی به ایران تفسیر می شود.همزمان با تشدید تهدیدهای واشینگتن، مقام‌های دفاعی آمریکا می‌گویند پنتاگون دستور آماده‌سازی دومین ناو هواپیمابر برای استقرار در خاورمیانه را صادر کرده است؛ تصمیمی که می‌تواند در صورت شکست مسیر دیپلماسی، گزینهٔ حمله نظامی به اهداف هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی را در دسترس کاخ سفید قرار دهد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    به‌گزارش وال استریت ژورنال، وزارت جنگ ایالات متحده به یک ناو هواپیمابر دیگر دستور داده است خود را برای اعزام به خاورمیانه آماده کند تا در صورت تصمیم سیاسی، به ناو هواپیمابر "آبراهام لینکلن" بپیوندد که هم‌اکنون در منطقه مستقر است.
    منابع مطلع در پنتاگون گفته‌اند این ناو، که تمرین‌های پایانی خود را در سواحل آمریکا پشت سر می‌گذارد، ظرف حدود دو هفته می‌تواند راهی منطقه شود و در صورت ضرورت، فرآیند آماده‌سازی آن تسریع خواهد شد. این ناو قابلیت به‌کارگیری هواپیماهای رادارگریز مانند اف–۳۵ را دارد؛ جنگنده‌ای که از آن به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی در هر حمله احتمالی به تأسیسات حساس ایران یاد می‌شود.
    این نخستین‌بار در حدود یک سال گذشته است که آمریکا برای استقرار هم‌زمان دو ناو هواپیمابر در خاورمیانه برنامه‌ریزی می‌کند؛ آخرین مورد، در کارزار دریایی علیه حوثی‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در دریای سرخ و خلیج عدن بود.
    دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در اظهارنظرهای اخیر خود ارسال یک "آرمادای بزرگ" به نزدیکی ایران را تأیید کرده و گفته است که ترجیح می‌دهد توافقی با تهران حاصل شود، اما «اگر توافق ممکن نباشد، باید دید چه اتفاقی خواهد افتاد.»
    افزایش تحرکات نظامی آمریکا محدود به ناوهای هواپیمابر نیست. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در حساب فارسی خود در شبکهٔ ایکس با انتشار تصویری از یک بالگرد ای‌اچ–۶۴ آپاچی اعلام کرده خلبانان ارتش آمریکا در خاورمیانه در حال آماده‌سازی این بالگردهای تهاجمی برای انجام مأموریت هستند.
    در این پیام توضیح داده شده که آپاچی‌ها در طیف گسترده‌ای از عملیات، از جمله حملات اخیر علیه اهداف تروریستی در سوریه به‌کار گرفته شده‌اند و قادرند هم پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروهای زمینی فراهم کنند و هم با موشک‌های دوربرد، توان تهاجمی بالا ارائه دهند.
    در کنار این تحرکات، آمریکا طی هفته‌های اخیر علاوه بر ناو آبراهام لینکلن، ناوهای جنگی دیگر، واحدهای پدافند هوایی و اسکادران‌های جنگنده را نیز به منطقه فرستاده است؛ مجموعه‌ای که از نگاه تحلیلگران، شالودهٔ یک کارزار هوایی و موشکی بالقوه علیه زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران را تشکیل می‌دهد.
    سایه اعتراضات و تهدید حمله؛ از عقب‌نشینی مقطعی تا درخواست گزینه‌های قاطع‌تر
    پس‌زمینهٔ این آرایش نظامی، سرکوب خونین اعتراضات سراسری در ایران است؛ اعتراضاتی که در دیماه بر بستر فروپاشی اقتصادی و نارضایتی عمیق سیاسی آغاز شد و به گفتهٔ نهادهای حقوق بشری، به کشته‌شدن هزاران معترض انجامید.
    ترامپ پیش‌تر در میانهٔ این سرکوب، تهدید کرده بود در صورت ادامهٔ کشتار معترضان، نیروهای آمریکایی آمادهٔ اقدام هستند؛ اما پس از آن‌که تهران به‌طور تاکتیکی وعده کاهش خشونت را مطرح کرد، کاخ سفید موقتاً از حمله صرف‌نظر کرد.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    با این حال، گزارش‌ها حاکی است رئیس‌جمهوری آمریکا در روزهای اخیر از فرماندهان نظامی خود خواسته گزینه‌های قاطع‌تری روی میز بگذارند؛ از حملات هدفمند به سایت‌های هسته‌ای و موشکیگرفته تا ضربات محدود علیه ساختار فرماندهی و رهبری جمهوری اسلامی.
    هم‌زمان، دیدار ترامپ و نخست‌وزیر اسرائیل در واشینگتن عمدتاً حول محور ایران و سناریوهای مختلف فشار و اقدام علیه تهران صورت گرفته است.
    پیام دوگانه واشینگتن: «دیپلماسی ترجیح دارد، اما گزینه نظامی کنار نرفته است»
    ترامپ در اظهارات عمومی خود، از یک سو تأکید کرده که ترجیح او حصول توافق با ایران است و گفته مذاکرات باید ادامه یابد تا روشن شود آیا امکان رسیدن به یک توافق وجود دارد یا نه؛ اما از سوی دیگر، همزمان با این پیام‌های دیپلماتیک، عملاً زیرساخت‌های یک اقدام نظامی را تقویت می‌کند.
    0 min
  • هشدار در مورد تعلیق پذیرش داوطلبان دوره‌های آموزش زبان آلمانی
    وزارت کشور آلمان پذیرش داوطلبان دوره‌های آموزش زبان آلمانی به منظور همگرایی اجتماعی را تا اطلاع ثانوی متوقف کرد. مراکز آموزش بزرگسالان (VHS) این تصمیم را ضربه‌ای به ساختارهای تثبیت‌شده آموزش زبان آلمانی دانست.اعتراض‌ها به تعلیق دوره‌های آموزش زبان آلمانی به منظور همگرایی اجتماعی همچنان ادامه دارد و مراکز آموزش بزرگسالان (VHS) می‌گویند وزارت کشور با این اقدام، ساختارهای جاافتاده آموزش زبان را در معرض فروپاشی قرار داده است.
    فراکسیون حزب سوسیال‌ دموکرات در پارلمان آلمان (بوندستاگ) اما گفته است که این موضوع هنوز قطعی و نهایی نشده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله
    مراکز آموزش بزرگسالان در آلمان موسسه‌هایی هستند که دوره‌هایی مانند زبان آلمانی و مهارت‌های شغلی را با هزینه‌ای مقرون‌ به‌ صرفه ارائه می‌کنند. این مراکز قدمتی دیرینه در آلمان دارند، در سراسر کشور فعالیت می‌کنند و آموزش عمومی را در دسترس همگان قرار می‌دهند.
    اتحادیه مراکز آموزش بزرگسالان آلمان روز چهارشنبه ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) نسبت به پیامدهای "فاجعه‌بار" تعلیق دوره‌های آموزش آلمانی برای افراد، شرکت‌ها و برگزارکنندگان دوره‌ها هشدار داد. به گفته این اتحادیه، وزارت کشور در حال "برچیدن ساختارهایی است که خود بر آن‌ها تکیه دارد".
    الکساندر دوبرینت، وزیر کشور آلمان از حزب سوسیال مسیحی ولی از این تصمیم دفاع می‌کند، اما به نظر می‌رسد حزب سوسیال‌دموکرات هنوز آن را نپذیرفته است. دیرک ویزه، رئیس فراکسیون این حزب روز چهارشنبه ۱۱ فوریه در برلین گفت که هنوز "حرف آخر زده نشده است".
    اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان آلمان روز دوشنبه ۹ فوریه به برگزارکنندگان چنین دوره‌هایی اطلاع داده بود که "تا اطلاع ثانوی" دیگر شرکت‌کنندگانی که حضورشان در دوره اجباری نیست، پذیرفته نخواهند شد. این تصمیم شامل پناهجویان در حال رسیدگی به پرونده، افراد دارای اقامت موقت (دولدونگ)، مهاجران از کشورهای اتحادیه اروپا و پناهندگان اوکراینی می‌شود.
    در ابلاغیه این نهاد که تحت پوشش وزارت کشور عمل می‌کند، دلیل توقف کلاس‌های آموزش زبان "هزینه‌های برگزاری دوره‌ها" عنوان شده است.
    "حتی دوره‌های اجباری کلاس زبان نیز در خطرند"
    طبق برآورد مراکز آموزش بزرگسالان که بزرگ‌ترین برگزارکننده دوره‌های کلاس زبان هستند، بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان دوره‌های ادغام به صورت داوطلبانه و نه به دلیل الزام، مثلا از سوی اداره کار، در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند.
    طبق پیش‌بینی این اتحادیه، بدون این گروه از شرکت‌کنندگان، کل دوره‌ها در معرض خطر قرار می‌گیرند، زیرا حداقل تعداد شرکت‌کننده تعیین‌شده از سوی اداره فدرال دیگر تامین نخواهد شد.
    در بیانیه این اتحادیه آمده است که در نتیجه این تصمیم، در آینده بسیاری از افرادی که ملزم به شرکت در دوره هستند نیز دیگر شانسی برای دریافت این دوره‌ها را نخواهند داشت.
    این اتحادیه هشدار داده است که این "اقدام صرفه‌جویانه اما کوته‌بینانه" در بلندمدت پیامد خواهد داشت. مراکز آموزش بزرگسالان دیگر نخواهند توانست چشم‌اندازی شغلی برای مدرسان فراهم کنند و از نظر مالی آسیب خواهند دید.
    انتقاد حزب سوسیال‌ دموکرات از توقف "دوره‌های ادغام"
    حزب سوسیال‌ دموکرات با تصمیم وزارت کشور مخالف است. دیرک ویزه، رئیس فراکسیون این حزب در پارلمان گفت: «بسیاری از افرادی که در سال‌های اخیر دوره‌های ادغام را با موفقیت گذرانده‌اند در بازار کار جذب شدند و جایگاه پیدا کرده‌اند.»
    در مقابل، وزارت کشور و اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان از این تعلیق دوره‌های ادغام دفاع کردند. سخنگویان دو نهاد روز چهارشنبه ۱۱ فوریه اعلام کردند که با این اقدام، دوره‌ها "دوباره به وظیفه اصلی خود بازگردانده می‌شوند" و حمایت‌ها عمدتا متوجه افرادی خواهد بود که چشم‌انداز اقامت دائم دارند.
    همچنین استدلال شده است که این اقدام واکنشی به کاهش آمار مهاجرت است، هزینه‌ها را کاهش می‌دهد، "مشوق‌های نادرست" را کم و اولویت‌بندی ایجاد می‌کند.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    وزارت کشور اما نتوانست مشخص کند با این محدودیت و توقف دوره‌های ادغام چه میزان صرفه‌جویی مالی حاصل خواهد شد. برای سال جاری در بودجه فدرال حدود یک میلیارد یورو برای این دوره‌ها در نظر گرفته شده است.
    0 min
  • اعتراضات دی‌‌ماه ۱۴۰۴؛ دانش‌آموزان کشته‌شده و نیمکت‌های خالی
    در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ ده‌ها دانش‌آموز و معلم کشته یا بازداشت شدند. خانواده‌ها از سکوت اجباری می‌گویند، معلمان از فضای امنیتی مدارس. همزمان، نهادهای حقوق بشری خواستار اقدام فوری شورای حقوق بشر سازمان ملل شده‌اند.اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ فقط خیابان‌ها را درگیر نکرد. روایت‌هایی که از دل مدارس بیرون آمده، تصویری از نسلی می‌دهد که مستقیما در معرض خشونت قرار گرفته است.
    گزارش‌های فعالان صنفی معلمان و نهادهای حقوق بشری حاکی از کشته شدن شمار قابل توجهی از دانش‌آموزان و بازداشت صدها نوجوان در جریان سرکوب اعتراضات است. با این حال، هنوز هیچ آمار رسمی و مستقلی از سوی مقام‌های جمهوری اسلامی منتشر نشده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    فعالان صنفی می‌گویند، یکی از دشوارترین بخش‌های مستندسازی، فشار امنیتی بر خانواده‌هاست. برخی خانواده‌ها گفته‌اند از آن‌ها خواسته شده درباره علت مرگ فرزندانشان سکوت کنند یا روایت رسمی را بپذیرند. در مواردی، تحویل پیکرها با محدودیت‌های امنیتی همراه بوده و گواهی‌های فوت با توضیحات مبهم صادر شده است.
    بیشتر بخواند: اعتراضات مردمی ۱۴۰۴
    پروژه "نیمکت‌های خالی"
    شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران پروژه‌ای با عنوان "نیمکت‌های خالی" را آغاز کرده که هدف آن ثبت نام و تصویر دانش‌آموزان کشته‌شده است.
    محمد حبیبی، سخنگوی این شورا در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید، شورای هماهنگی تاکنون هویت قطعی بیش از ۲۰۰ دانش‌آموز و کودک جان‌باخته را ثبت و راستی‌آزمایی کرده است. به گفته او، این عدد "حداقل ممکن" است، زیرا فشار امنیتی بر خانواده‌ها، دفن شبانه و تغییر علت فوت در جواز دفن باعث شده نام بسیاری از قربانیان رسانه‌ای نشود.
    حبیبی تاکید می‌کند: "ما با یک مدرسه کامل از جان‌باختگان روبرو هستیم که توسط سیستم سرکوب کشته شده‌اند" و پیش‌بینی می‌کند با رسیدن مستندات بیشتر، شمار واقعی قربانیان افزایش یابد.
    در همین زمینه اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان نیز در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید، بر اساس پرونده مستند شورای هماهنگی با هشتگ "نیمکت‌های خالی"، تاکنون بیش از ۲۱۵ دانش‌آموز و بیش از ده معلم در جریان سرکوب‌ها جان باخته‌اند.
    عبدی می‌گوید: «حدود ۱۰۰ دانش‌آموز و ده‌ها معلم دیگر بازداشت شده‌اند که برخی از آنان تنها با وثیقه‌های سنگین و به صورت موقت آزاد شده‌اند. این ارقام صرفا آمار نیستند، بلکه نشان‌دهنده امنیتی‌سازی نهاد آموزش و تلاش سازمان‌یافته برای خاموش کردن صدای مستقل دانش‌آموزان و فرهنگیان‌اند.»
    به گفته عبدی، سازمان جهانی معلمان (Education International) و اتحادیه‌های وابسته به آن با صدور بیانیه‌هایی رسمی، این سرکوب‌ها را محکوم کرده و بر حق تشکل‌یابی و امنیت حرفه‌ای معلمان تأکید کرده‌اند.
    بازداشت‌ها و فضای امنیتی مدارس
    علاوه بر کشته‌شدگان، گزارش‌های متعددی از بازداشت دانش‌آموزان و معلمان منتشر شده است.
    محمد حبیبی به دویچه وله می‌گوید، برخلاف ادعای مقامات جمهوری اسلامی، هنوز ده‌ها دانش‌آموز در بازداشتگاه‌های امنیتی یا کانون‌های اصلاح و تربیت نگهداری می‌شوند و خانواده‌ها تحت فشار قرار دارند که درباره وضعیت فرزندان خود اطلاع‌رسانی نکنند.
    او می‌افزاید: «اگر دانش‌آموز زندانی نداریم، این بچه‌ها کجا بودند؟» اشاره او به آزادی سه دانش‌آموز از کانون اصلاح و تربیت یاسوج در هفته‌های اخیر است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    شورای هماهنگی همچنین فهرستی از معلمان و فعالان صنفی بازداشت‌شده منتشر و تاکید کرده که آمار واقعی بازداشت‌ها بیش از موارد اعلام‌شده است، اما به دلیل نگرانی خانواده‌ها از فشار امنیتی، همه موارد رسانه‌ای نشده‌اند.
    در یکی از موارد، امیر رحیمی، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در ازنا، به ۱۰ سال زندان و دو سال تبعید محکوم شده است. همکاران او می‌گویند، رحیمی که دچار معلولیت جسمی است، پس از تلاش برای جلوگیری از ضرب و شتم یک دانش‌آموز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
    اسماعیل عبدی نیز در همین زمینه به دویچه وله می‌گوید: «از منظر حقوقی، این روند نقض مجموعه‌ای از تعهدات بنیادین حقوق بشر است، از جمله حق حیات، آزادی بیان، تجمع و تشکل‌یابی و همچنین حقوق مندرج در کنوانسیون حقوق کودک درباره حفاظت در برابر خشونت و حق آموزش ایمن.»
    او می‌افزاید: «شبکه‌ای از معلمان، خانواده‌ها و وکلا در حال شکل‌گیری است که با الهام از الگوهای عدالت انتقالی، برای دادخواهی تلاش می‌کند.»
    همزمان خانواده‌ها و معلمان از افزایش نظارت امنیتی در مدارس خبر می‌دهند. محمد حبیبی همچنین به دویچه وله از "سرکوب خاموش" در مدارس سخن گفته است: «نیروهای غیرآموزشی از جمله عوامل بسیج و نهادهای امنیتی، وارد مدارس شده‌اند و پروژه‌ای شبیه "تفتیش عقاید" را اجرا می‌کنند.»
    به گفته او، این روند مدرسه را از یک محیط امن به فضایی همراه با ترس تبدیل کرده و منجر به ایجاد آسیب‌های روانی جدی در میان دانش‌آموزان شده است. حبیبی همچنین هشدار می‌دهد که این سیاست‌ها به تخریب اعتماد میان معلم و دانش‌آموز منجر شده است.
    ابعاد بین‌المللی و نبرد بر سر حافظه
    تحولات ایران واکنش نهادهای بین‌المللی را نیز برانگیخته است. در سطح جهانی، سازمان‌های حقوق بشری از جمله دیده‌بان حقوق بشر خواستار اقدام فوری و برگزاری نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل برای رسیدگی به "قتل‌های غیرقانونی گسترده" شده‌اند.
    همزمان دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از تصویب قطعنامه‌هایی درباره تمدید مأموریت سازوکارهای حقیقت‌یاب مربوط به ایران خبر داده است.
    آموزش بین‌الملل، فدراسیون جهانی اتحادیه‌های معلمان، به همراه ده‌ها سازمان مدنی دیگر، از شورای حقوق بشر خواسته‌اند تحقیقات مستقلی درباره کشتار معلمان و دانش‌آموزان انجام شود.
    برای بسیاری از خانواده‌ها، مسئله فقط دادخواهی حقوقی نیست، بلکه حفظ یاد فرزندانشان است؛ مسئله‌ای که به گفته فعالان مدنی، مستندسازی نام‌ها و روایت‌ها به نوعی مقاومت در برابر فراموشی تبدیل شده است.
    همانطور که اسماعیل عبدی به دویچه وله می‌گوید، تلاش برای ایجاد ترس در فضای آموزشی، به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری، با مقاومت نسل جدید روبرو شده و مدارس و دانشگاه‌ها به عرصه شکل‌گیری آگاهی انتقادی تبدیل شده‌اند.
    با ادامه محدودیت‌های رسانه‌ای و نبود آمار رسمی مستقل، ابعاد کامل تلفات دانش‌آموزان و معلمان هنوز روشن نیست. اما آنچه تاکنون ثبت شده، تصویری کم‌سابقه از ورود خشونت دولتی به فضای مدرسه ارائه می‌دهد، جایی که قرار بود امن‌ترین بخش زندگی کودکان باشد.
    0 min
  • شناسایی عامل تیراندازی مرگبار در مدرسه تامبر ریج در کانادا
    مظنون ۱۸ ساله تیراندازی مرگبار در مدرسه‌ای در ایالت بریتیش کلمبیا در کانادا شناسایی شد. پلیس کانادا درباره انگیزه و نحوه دسترسی او به سلاح‌ها سرگرم تحقیق است. در این تیراندازی ۹ نفر کشته و ۲۵ نفر زخمی شدند.یک مدرسه در ایالت بریتیش کلمبیا در کانادا صحنه تیراندازی مرگبار بود. مقامات پلیس نخست از کشته شدن دست‌کم هشت نفر خبر دادند. طبق آخرین گزارش‌ها اما ۹ نفر کشته و دست کم ۲۵ نفر در پی این حادثه زخمی شده‌اند. وضعیت شماری از زخمی‌ها وخیم گزارش شده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله
    حادثه تیراندازی در ساعت ۱۳ و ۲۰ دقیقه به وقت محلی در شهر کوچک تامبلر ریج (Tumbler Ridge) در مدرسه‌ای به همین نام روی داد. ماموران در جریان تحقیقات خود جزئیات بیشتری از این رویداد که روز سه‌شنبه ۱۰ فوریه (۲۱ بهمن) اتفاق افتاد، ارائه داده‌اند.
    پلیس کانادا اعلام کرد تحقیقات بر انگیزه مظنون ۱۸ ساله و منشا سلاح‌های استفاده‌شده متمرکز است. یک افسر پلیس گفت تحقیقات هنوز در مراحل اولیه قرار دارد.
    مظنون که یک زن جوان از همان شهر شناسایی شده، شش نفر را در مدرسه کشت و سپس دست به خودکشی زد. دو جسد دیگر نیز در یک خانه مسکونی پیدا شده که به گفته پلیس، اعضای خانواده مظنون بودند.
    مقامات اعلام کردند که مظنون از چندین سلاح استفاده کرده اما هنوز مشخص نیست چگونه به این سلاح‌ها دست یافته است.
    رسانه‌های محلی کانادا گزارش دادند که نیروهای پلیس در سال‌های گذشته چندین بار به محل زندگی این زن جوان اعزام و در برخی موارد سلاح‌هایی نیز ضبط کرده‌اند. در گزارش‌ها به مشکلات روانی مظنون نیز اشاره شده است.
    طبق گزارش رسانه‌های کانادا مظنون ابتدا اعضای خانواده خود را کشته و سپس به مدرسه رفته است. اجساد قربانیان در راه‌پله و کتابخانه مدرسه پیدا شده‌اند. انگیزه مظنون هنوز مشخص نیست و رابطه او با قربانیان نیز بخشی از تحقیقات پلیس است.
    مرگبارترین حادثه بعد از سال ۱۹۸۹
    رسانه‌های کانادایی گزارش داده‌اند که حادثه مدرسه تامبلر ریج مرگبارترین حمله در یک موسسه آموزشی کانادا از سال ۱۹۸۹ تا کنون است. در آن سال، مردی در یک کالج در مونترال ۱۴ نفر را کشته و سپس جان خود را گرفت.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    کارشناسان می‌گویند خشونت با سلاح گرم در کانادا بسیار کمتر از ایالات متحده است و علت این تفاوت را قوانین سختگیرانه‌تر اسلحه در کانادا ذکر کرده‌اند.
    0 min
  • ساخت وساز جدید در ورودی‌های "تاسیسات هسته‌ای" کوه کلنگ گزلا
    تصاویری که توسط موسسه علوم و امنیت بین‌المللی منتشر شده با وضوح بالا از مجموعه بزرگ تونلی در کوه کلنگ گزلا نشان می‌دهد که تلاش‌ها برای تقویت و استحکام‌بخشی دفاعی دو ورودی این مجموعه همچنان ادامه دارد.موسسه علوم و امنیت بین‌المللی با انتشار تصاویر ماهواره‌ای از ورودی‌های تونل کوه کلنگ گزلا نشان می‌دهد که ساخت و سازهای جدیدی در حال انجام است.
    کلنگ گزلا (یا کوه کلنگ) در استان اصفهان و در نزدیکی شهرستان نطنز واقع شده است. این تصاویر با وضوح بالا از مجموعه بزرگ تونلی در کوه کلنگ گزلا، معروف به "کوه پیک‌اکس"، مربوط به ۱۰ فوریه نشان می‌دهد که تلاش‌ها برای تقویت و استحکام‌بخشی دفاعی دو ورودی این مجموعه همچنان ادامه دارد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    روزنامه واشنگتن‌ پست در اواخر سپتامبر ۲۰۲۵ بنابر تصاویر ماهواره‌ای، گزارش داده بود که ایران پس از حملات آمریکا ساخت‌وساز یک تاسیسات نظامی را در عمق "کوه کلنگ" در جنوب تاسیسات هسته‌ای نطنز را تسریع کرده است.
    در گزارش این روزنامه آمده بود که ادامه ساخت‌و‌ساز در این تاسیسات در عمق رشته‌کوه‌های زاگرس نشان‌دهنده این است که تهران پس از حملات آمریکا و اسرائيل به طور کامل از برنامه هسته‌ای خود دست نکشیده و احتمالا به طور محتاطانه و مخفیانه در حال بازسازی آن‌است.
    بیشتر بخوانید: تصاویر ماهواره‌ای از مسدودسازی ورودی‌های‌ سایت اتمی اصفهان
    روزنامه تلگراف نیز پیشتر گزارش داده بود که تأسیسات تازه‌ای در مجاورت کارخانه هسته‌ای نطنز احداث شده است. این مجموعه در عمق ۱۴۰ متری زمین و در دل کوهی به ارتفاع حدود ۱۶۰۰ متر، موسوم به کوه کلنگ گزلا یا همان کوه کلنگ قرار دارد. ارتفاع این کوه تقریباً دو برابر کوهی است که سایت هسته‌ای فردو در آن ساخته شده است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    حال تصاویر جدید حاکی ازفعالیت مداوم در سراسر این "مجموعه هسته‌ای" است؛ از جمله جابه‌جایی شمار زیادی خودرو، شامل کامیون‌های کمپرسی، کامیون‌های حمل بتن و دیگر تجهیزات سنگین مانند بیل مکانیکی و جرثقیل‌های نصب‌شده روی کامیون. تا تاریخ ۱۰ فوریه، بتن‌ریزی بر روی بخش توسعه‌یافته ورودی تونل غربی در حال انجام بوده است.
    در یکی از ورودی‌های تونل شرقی، سنگ و خاک به عقب رانده و بر روی دهانه تونل تسطیح شده‌اند. افزون بر این، طی ماه گذشته یک سازه سرِتونلِ تقویت‌شده با بتن برای بخش توسعه‌یافته ورودی افزوده شده است که امکان ایجاد سربار اضافی به صورت لایه‌های بیشتر سنگ، خاک یا بتن را فراهم می‌کند. این اقدامات موجب تقویت دهانه‌های تونل شده و حفاظت بیشتری در برابر حملات هوایی فراهم می‌آورد. در نزدیکی ورودی‌های شرقی تونل نیز انبوهی از مصالح ساختمانی روی زمین مشاهده می‌شود.
    حضور مداوم ماشین‌آلات سنگین ساختمانی و مصالح در اطراف سایت نشان می‌دهد که این تأسیسات احتمالاً هنوز برای بهره‌برداری آماده نیست. با این حال، طی دو ماه گذشته خودروهای کوچک‌تر و خودروهای سقف‌بسته نیز در نزدیکی ورودی‌ها مشاهده شده‌اند که می‌تواند نشان‌دهنده آغاز تجهیز فضای داخلی مجموعه تونلی از سوی ایران باشد.
    اینکه ایران چه برنامه‌ای برای این تأسیسات دارد و آیا پس از حملات ژوئن ۲۰۲۵ به برنامه هسته‌ای‌اش از تجهیزات لازم برای اجرای این برنامه‌ها برخوردار است یا نه، روشن نیست. در گذشته، ایران این ساخت‌وساز را به بازسازی یک کارخانه پیشرفته مونتاژ سانتریفیوژ نسبت داده بود، اما ابعاد این مجموعه و نیز سطح حفاظت فراهم‌شده توسط کوه مرتفع، بلافاصله این نگرانی را برانگیخت که شاید فعالیت‌های حساس دیگری مانند غنی‌سازی اورانیوم نیز در نظر باشد.
    اینکه سطح فعلی پشتیبانی تأسیساتی قابل مشاهده — شامل یک کانال احتمالی تهویه همراه با خطوط برق هوایی و زیرزمینی — برای پشتیبانی از چنین عملیاتی در داخل تونل کافی باشد، محل تردید به نظر می‌رسد.
    پس از بمباران تاسیسات اتمی ایران توسط اسرائیل و آمریکا دسترسی آژانس بین‌المللی به مراکز هسته‌ای قطع شد. تا کنون بازرسان بین‌المللی نتوانسته‌اند حتی از مراکز بمباران‌شده بازدید کنند.
    0 min

About دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

From the publisher's feed

Persian Homepage