دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

By
Download on the App Store

دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها episodes

  • اعتراضات جاری؛ نقطه تلاقی نارضایتی‌های انباشته‌شده با انفجار قیمت‌ها
    حسین قاضیان از چرایی شروع اعتراضات از بازار می‌گوید و از طبقه متوسطی که دیگر وجود ندارد تا به این اعتراضات بپیوندد. او با اشاره به شکاف بیش از پیش جامعه، حضور رهبران سیاسی برای پایان دادن به این شکاف را ضروری می‌داند.پس از پایان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائيل و به طور مشخص پس از فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران، قیمت ارز در ایران سیری صعودی گرفت. در روزهای آغازین دی‌ماه اما این افزایش قیمت ساعتی شد، به طوری که در عرض یک روز قیمت دلار از ۱۳۰ هزار تومان به ۱۵۰ هزار تومان رسید.
    در روز ۷ دی ماه در حرکتی کاملا خودجوش و شاید حتی برنامه‌ریزی‌نشده، ابتدا مغازه‌های پاساژ علاءالدین و بعد پاساژ چهارسو در تهران و ساعتی پس از آن نیز بازار بزرگ تهران کرکره‌های خود را پایین کشیدند و از فروش جنس سر باز زدند.
    این حرکت اعتراضی اما در این حد نماند و به سرعت به خیابان‌های تهران و پس از آن نیز به سایر شهرها کشیده شد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    در نهمین روز این اعتراضاتسراغ حسین قاضیان جامعه‌شناس مقیم آمریکا رفتیم تا درباره چند مسئله با او گفت‌و‌گو کنیم: چرایی شروع اعتراضات از قشر کاسب و بازاری، تمرکز بیشتر اعتراضات در شهرهای کوچک و چرایی نپیوستن آنچه با نام طبقه متوسط فرهنگی و سیاسی از آن یاد می‌شود به این اعتراضات و پرسش نگران‌کننده سال‌های اخیر که آیا جامعه ایران بیش از پیش به سوی فروپاشی می‌رود؟
    دویچه‌وله: آقای قاضیان، بهانه اولیه این سری از اعتراضاتی که امسال شروع شد در اصل بالا رفتن قیمت ارز در ایران بود و به طور مشخص موبایل‌فروش‌های تهران و پاساژهایی که وسایل الکترونیک و موبایل می‌فروشند با اقدام به نفروختن جنس و نوعی اعتصاب، به بالا رفتن قیمت دلار و ارز اعتراض کردند. پرسش اول من این است که چطور شروع این اعتراضات از قشر بازاری و فروشنده بوده، قشری که تا الان مشارکت صنفی و متشکل در اعتراضات نداشته و حتی تا حدودی متهم به همکاری با حکومت هم هست. به نظر شما این می‌تواند نشانه چه تغییری در جامعه ایران باشد؟
    حسین قاضیان: فکر نمی کنم نشانه تغییر خیلی خاصی باشد، اما نشان‌دهنده دوعنصر است که برای شکل‌گیری اعتراض جمعی لازمند آن هم "هم مکانی" و "هم زمانی" است چرا که هرجا این دو عنصر وجود داشته باشد، اعتراض هم اگر زمینه‌اش باشد، علنی می‌شود. مثلا فرض کنید روغن گران است، من الان توی مغازه روغن می‌خرم، شما یک ساعت بعد در جای دیگری از شهر روغن می‌خرید، صدها نفر، هزاران هزار نفر دیگر در جاهای مختلف کشور در ساعت‌های مختلف روغن گران می‌خرند. همه ما داریم از این گرانی رنج می‌بریم، غر می‌زنیم، ناراحت می‌شویم، فحش می‌دهیم، خشم داریم ولی خوب من تکی نمی‌توانم اعتراض کنم اما اگر همه ما در یک جا در زمان معین و مشابه داشتیم روغن می‌خریدیم تاثیر متفاوتی داشت چون غر زدن من به غر زدن شما منتقل می‌شد، آن یکی هم صدایش بلند می‌شد. صدای من که بلند می‌شد، آنجا توسط یک نفر دیگر صدایی دیگر بلند می‌شد. بنابراین هم‌زمان بودن و هم‌مکان بودن ما امکان اعتراض جمعی از رنج مشترک ما را فراهم می‌کرد.
    اگر شما نگاه کنید در روز اول و دوم صبح در تهران و بازار درگهان قشم در جاهایی این اتفاق افتاده که هم‌مکان هستند و هم‌زمان. مثلا در تهران چهارراه جمهوری بازار موبایل علاالدین و چهارسو، در بازار شوش، در بازار مبل یافت آباد، در بازار لوازم خانگی چراغ برق یا امیرکبیر، در بازار دلار فروشی چهارراه اسلامبول، در بازار لاله زار و مواردی از این قبیل در قشم، درگهان یعنی جایی که یک راسته تجاری محسوب می‌شود، بورس یک کالا محسوب می‌شود و همه یک چیزی را می‌فروشند و در یک حوزه مشخص فعالیت می‌کنند، این‌ها بازاری هست که از نظر مکانی به هم پیوسته هستند، در یک منطقه جغرافیایی مشخص هستند و با یک تراکم قابل قبول به هم وصلند و از همدیگر خبر دارند و می‌دانند که از چه چیزی ناراحتند و وقتی می‌بینند دلار الان یک قیمت است و یک ساعت بعد یک قیمت دیگر و نمی‌دانند چه کار کنند، بفروشند، بخرند، خوب مغازه را می‌بندند، همه جمع می‌شوند و این تبدیل می‌شود به اعتراض. این به آن یکی تلفن می‌زند، روز بعد می‌روند توی خیابان، روز اول در بازار موبایل وسایل الکترونیک و روز بعد به چندتا بازار دیگر که گفتم هم سرایت پیدا می‌کند.
    بیشتر بخوانید: دلار ۱۴۶ هزار تومانی؛ بازار ملتهب و خیابان ناآرام
    سوال من دقیقا درباره همان لحظه‌ای است که شما هم به آن اشاره کردید؛ لحظه پایین کشیدن کرکره مغازه و محل کسب، در آن لحظه چه اتفاقی در این قشر که تا به حال لااقل به طور محسوس تقریبا ساکت بود افتاد که دارد اعتراض می‌کند با اینکه می‌داند در ایران هیچ اعتراضی صرفا صنفی نمی‌ماند و به سرعت سیاسی می‌شود. آنجا و در آن لحظه چه اتفاقی افتاده؟
    اشاره کردم وقتی که نوسانات دلار را به صورت ممتد ولی با ریتم آرامی داریم، خوب من تاجر گران می‌خرم گران‌تر می‌فروشم بنابراین در وضع من تاثیر خیلی زیادی ندارد. اما اگر این نوسان از لحاظ زمانی فوق‌العاده شدید باشد یعنی الان دلار ۱۳۰ تومن باشد یک ساعت دیگر بشود ۱۴۰ تومن، خب من در این یک ساعت نمی‌توانم هیچ فعالیت تجاری داشته باشم چون باید صبر کنم ببینم پایین می‌آید یا باز هم بالاتر می‌رود. این اتفاقی است که این روزها رخ داد، در آن روز مشخص دلار از ۱۳۷ تومن رفت تقریباً به حدود ۱۵۰ تومان منتها آن خشم و نارضایتی انباشته در همه زمینه‌های زندگی از جمله برای همین کاسب‌ها، آنجا با یک وضعیت عینی مشخص و لحظه‌ای روبرو شد که این نارضایتی انباشته را به وسط میدان کشاند. این نارضایتی واقعی همین لحظه که نمی‌داند چه کار بکند و آن نارضایتی پیشین انباشته‌شده با هم جمع شدند و تبدیل شدند به این اعتراضات. در حقیقت وقتی نارضایتی انباشته‌شده به شکل یک رفتار هیجانی اعتراضی ظاهر می‌شود آنجا دیگر فرد به این فکر نمی‌کند که من بازاری هستم و از این حکومت سود برده‌ام.
    اینجا کافی است فقط از لحاظ فیزیکی به مسئله نگاه کنید: مغازه را می‌بندند، در هر مغازه چهار تا پنج تا میز هست که با هم کار می‌کنند و کارگران می‌روند بیرون در محوطه کوچکی مثل پاساژ علاالدین. این هم خودش غوغا درست می‌کند. وقتی اینها بیرون می‌آیند و اعتراض می‌کنند دیگر ماجرا از دست خودشان هم خارج می‌شود. در گذشته با این که دلار با نوسانات شدید روبرو بود اما تا این حد و در عرض یک روز نوسانات شدید نبود بنابراین از اعتراض هم خبری نبود اما نارضایتی سر جایش بود.
    مشخصه دیگر این اعتراضات این است که در شهرهای کوچک‌تر خیلی پر رنگ‌تر است، برعکس اعتراضات تاکنونی که همیشه از شهرهای بزرگ شروع شد و بیشترین میزان گسترش آنها هم در شهرهای بزرگ بود. این اعتراضات در تهران شروع شد ولی در شهرهای کوچک بیشتر و پرشمارتر ادامه پیدا کرده تا در تهران. در تهران اگر نگوییم اعتراضات متوقف شده ولی ساکن‌تر از شهرستان‌هاست. به نظرتان دلیلش چیست؟
    اگر خاطرتان باشد در مورد اعتراضات دیماه ۹۶ هم این پرسش و پاسخ بین ما انجام گرفت، آنجا هم اشاره کردم عاملی که در اینجا نقش دارد اتفاقاً برمی‌گردد به همین مسئله هم‌زمانی و هم‌مکانی اعتراضات، برای این که در شهر کوچک با یک مقیاس جغرافیایی کوچکتری روبرو هستیم بنابراین اگر چهار تا چهارراه پایین‌تر خبری بشود، من که اینجا نشستم با خبر می‌شوم اما در تهران درندشت اگر یک اتفاقی در تهرانپارس بیفتد، من که در جنت آباد هستم با خبر نمی‌شوم، مگر اینکه از یک راهی به من اطلاع داده شود. اما حتی اگر این اتفاق هم بیفتد، من یک نفر اینقدر فاصله جغرافیایی با آنجا دارم که نمی‌دانم اصلا وقتی به آنجا برسم اعتراض تمام شده یا نه. ولی در شهر کوچک، من با پنج دقیقه ده دقیقه، حتی با پیاده رفتن، به آنجا می‌رسم و خبرها دهن به دهن می‌گردد و می‌رسد یعنی هم امکان همزمانی و هم‌مکانی جغرافیایی بیشتر است و هم از لحاظ اجتماعی یعنی رد و بدل شدن خبر بهتر است در نتیجه در شهر کوچک موقعیت تراکم پیدا کردن اجتماعات اعتراضی بیشتر است تا در اقیانوس بزرگ شهرهای بزرگ.
    شنبه خونین ملکشاهی؛ چرا سرکوب در شهرستان‌ها شکل دیگری دارد؟
    نکته بعدی اینکه در شهرهای کوچک که اغلب شهرهای حاشیه‌ای هستند میزان بیکاری و نارضایتی اقتصادی خیلی بیشتر از تهران است. همین چند روز پیش آماری منتشر شد که نشان می‌داد میزان هزینه خانوارها در تهران و شهرهای بزرگ بسیار بیشتر است تا در شهرهای کوچک. بنابراین مردم در شهرهای بزرگ احتمالا از نارضایتی اقتصادی کمتری برخوردار هستند تا در شهرهای کوچک که بیکاری هم خیلی بیشتر است. خصوصا این دو سه تا استانی که هنوز درگیر هستند، لرستان، کرمانشاه و ایلام میزان بیکاری همیشه بالاتر بوده، در اعتراضات قبلی هم همینطور بود. در این اعتراض‌ها به طور خاص این معادله هم ممکن است نقش داشته باشد.
    چرا هنوز طبقه متوسط به این اعتراضات نپیوسته است؟
    برای اینکه طبقه متوسط در واقع نابود شده، طبقه متوسط از لحاظ عددی یعنی اینکه ما یک طیف اقتصادی بکشیم و گروهی بالای این خط قرار بگیرند که درآمد بیشتر دارند و یک عده درآمد کمتر و یه عده هم پایینتر، این تنها چیزی نیست که طبقه متوسط را می‌سازد. آن چیزی که طبقه متوسط را از لحاظ اجتماعی را طبقه متوسط می‌کند و به آن معنای سیاسی می‌بخشد، طرز زندگی طبقه متوسط است نه صرف اینکه میزان درآمدش از طبقه بالا کمتر و از طبقه پایین بیشتر است. چیزی که آنها را طبقه متوسط اجتماعی می‌کند این است که آنها یک درآمدی دارند که می‌توانند با آن یک زندگی معمولی داشته باشند و در کنار این زندگی معمولی کارهای دیگری هم بکنند مثلاً مصرف فرهنگی داشته باشند، کتاب بخوانند، روزنامه بخرند، تلویزیون نگاه کنند، سینما بروند، پارک بروند، تفریح کنند، مسافرت بروند. به معنی اینکه از خودشان و از زندگی روزمره و تلاش برای بقا که طبقه پایین تر با آن درگیر است در می‌آیند. اینها چیزهایی است که طبقه متوسط را طبقه متوسط می‌کند.
    این زندگی اجتماعی به‌آنها این امکان را می‌داد که از خودشان فراتر بروند، از جمله اینکه به فکر تغییر وضعیت خودشان باشند، در مقایسه با طبقات بالا تلاش کنند که به آن سمت بروند یا تلاش کنند به طبقه پایین متصل نشوند ولی این طبقه الان از لحاظ زندگی عملاً به طبقه پایین پیوسته یعنی درگیر بقاست در نتیجه امکانات متوسطی که از خودش بیرون بیاید را ندارد. طبقه‌ای است "در خود" و نه "برای خود"، نمی‌تواند برای خودش کاری بکند، از خودش بیرون بیاید، خواسته‌های بیشتر از چیزی که الان زندگیش را تشکیل میدهد داشته باشد. از صبح باید بدود به دنبال روغن که دارد هرروز گران‌تر می‌شود، به دنبال یک خرده درآمدی که بتواند از پس اجاره‌اش بربیاید از زندگی آینده‌اش بتواند محافظت کند، این آدم دیگر فرصت فعالیت سیاسی اجتماعی ندارد و زندگیش لرزان است یعنی همین چیزی را که با هزار بدبختی توانسته حفظ کند، اگه به خیابان برود ممکن است تحت تاثیر دستگیری یا کشته شدنش به خانواده‌اش آسیب‌هایی بخورد که نتواند جبران کند.
    این تهدیدکنندگی سرکوب اجتماعی‌اقتصادی عملا باعث می‌شود او در این میدانی که با سرکوب سخت نظامی هم روبرو هست نیاید یا احتمال حضورش کمتر باشد. مگر آنکه احساس کند که این میدان، میدان پیروز شدن است. یعنی تراکم جمعیت طوری باشد که احساس کند که این بار دیگر کار تمام است. اگر یک نفر آن طرفتر هم طبقه خودش هم همین احساس را داشته باشد امکان حضور بیشتر می‌شود اما اگر همه یا اغلبشان این احساس را نداشته باشند، خب احتمال حضورشان هم کمتر می‌شود.
    آیا این استدلال شما را می‌شود به طبقه کنشگر اجتماعی و سیاسی، یعنی طبقه متوسط فرهنگی و سیاسی هم تعمیم داد؟ ما می‌بینیم آنها هم حضور فعال در این اعتراضات ندارند، بیانیه‌هایی صادر شده، خواست‌هایی های مطرح شده ولی مثلا در مقایسه با اعتراضات ۱۴۰۱ زن، زندگی، آزادی ما حضور گسترده و فعال خیابانی یا رسانه‌ای از چهره‌های سیاسی و مدنی نمی‌بینیم. اگر بخواهیم در قالب گروهی بگوییم مثلا گروه‌های دانشجویی، گروه‌های زنان، گروه‌های کارگران، معلمان حضور ملموس از آن‌ها نمی‌بینیم. البته یک علت می‌تواند سرکوب گسترده باشد، خیلی از این افراد در حال حاضر در زندان هستند، اما کسانی هم که آزادند حضور ملموسی در اعتراضات یا حمایت مشخصی از آنها دیده نمی‌شود. آیا دلیلش این است که این اعتراضات با دلایل اقتصادی آغاز شد یا اینکه دلیلش سرکوب گسترده است یا اینکه اصلاً یک چرخشی در مطالبات جامعه ایجاد شده است؟
    واقعا نمی‌دانم چه در جواب بگویم چون نمی‌دانم دقیقا چه کسانی را مورد توجه قرار دهیم. اگر منظور چهره‌های مشخص و سرشناس باشد خب ما در اعتراضات قبلی هم حضور میدانی آنها را کمتر می‌دیدیم. به علاوه اینها تعدادشان کم است و حضور یا عدم حضورشان تاثیر خیلی زیادی در پویایی میدان اعتراضات ندارد به این معنی که آن پویایی بیشتر تحت تاثیر اندازه جمعیت است و اگر اینها تعدادشان قلیل باشد، در اندازه جمعیت اثر ندارند.
    منتها از لحاظ سیاسی این سوال مهم است، شاید بتوانم بگویم با واکنش نسبتاً آرام آنها روبرو هستیم و این می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. مثلا این ارزیابی که شاید زمینه زیادی برای پیروزی این اعتراضات در ناصیه‌اش نمی‌بینند، این که امکان پیروز شدن داشته باشد. یک عامل سیاسی همیشه محاسبه می‌کند که اگر امکان پیروزی کم باشد و انتظارات از رفتار سیاسی بالا برود، بعد ناامیدی خیلی وسیع‌تری می‌آید و در دور بعد بسیج کردن مردم سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود بنابراین ممکن است با یک آینده‌نگری سیاسی به این موضوع نگاه کنند.
    از جانب دیگه خوب در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که بعد از اعتراضات ۱۴۰۱ نیروهای سیاسی مختلف یعنی جریان‌های سیاسی مختلف در زد و خورد شدید با همدیگر به سر بردند و الان هم ممکن است تحت تأثیر آن زد و خوردها محاسبات دیگری از حضور در میدان سیاسی این اتفاقات داشته باشند.
    عامل دیگر که شاید کمک کرده به این وضعیت مسئله قرار گرفتن در وضعیت جنگی است که پیش از این ما با آن روبرو نبودیم. این برای برخی از نیروهای سیاسی ممکن است یک نوع محاسبه ایجاد کند که شاید آنها را در حالت انتظار نگه داشته که ببینیم اگر حمله شد چه اتفاقی می‌افتد.
    چیزی که در این اعتراضات بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفته و مورد نگرانی خیلی از ناظران قرار گرفته دو پاره شدن یا دوپارگی بیشتر جامعه ایران است. بعد از قضیه مشهد و دستگیری‌هایی که در این شهر در مراسم هفتم خسرو علیکردی روی داد و حواشی که داشت الان در این اعتراضات لااقل در فضای مجازی می‌بینیم که انگار موازی با خیابان‌های ایران، یک جنگی بین دو گروه یا چند گروه اپوزیسیون در جریان است و این دو پارگی خیلی بیشتر دارد خودش را نشان می‌دهد. آیا شما به عنوان یک جامعه‌شناس نگران هستید که شکاف در جامعه ایران بیشتر شده و به مرحله خطرناک رسیده یا اینکه این نگرانی را خیلی بجا نمی‌دانید؟
    این نگرانی کاملا به جاست چه در حال حاضر چه برای آینده، حتی در صورت فروافتادن نظام سیاسی. در هر دو وضعیت این نگرانی کاملا به جاست برای اینکه در قسمت اول یعنی در فرایند پایین کشیدن این نظام سیاسی این نوع از اختلافات نه تنها از بسیج عمومی بیشتر جلوگیری می‌کند بلکه نیروها را مصروف یکدیگر می‌کند و نظام سیاسی مستقر هم می‌تواند این وسط ماهی خودش را از آب گل آلود بگیرد که می‌گیرد.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    در وضعیت دیگر با فرض خوشبینی نسبت به اینکه از این وضعیت گذر خواهد شد و رژیم موجود به زیر کشیده خواهد شد این اختلافات در دور بعد به شکلی سر در می‌آورد که احتمال موفقیت نظام سیاسی جانشین را پایین می‌آورد و در نتیجه ممکن است ما با یک نوع شکست روبرو شویم.
    بنابراین در هر دو زمینه به نظرم نگرانی وجود دارد. چیزی که ممکن است در شرایط حاضر بتواند این وضعیت را کاهش دهد، حضور رهبران سیاسی این جریان‌ها در میدان است که بتوانند هواداران خودشان را که لشگر اصلی این اختلافات هستند، مهار کنند. ما در طول این مدت حضور این رهبران را ندیدیم، در نتیجه لشگرهای میدانی دو طرف فعلا مشغول زد و خورد هستند.
    و این زد و خورد می‌تواند ایران را به آن نقطه‌ای که مدت‌هاست جامعه‌شناسان و سیاستمداران هشدار می‌دهند برساند: فروپاشی اجتماعی کامل؟
    فروپاشی چیزی نیست که تمام شود یا کامل شود، فروپاشی می‌تواند برای صدها سال، هزاران سال ادامه پیدا کند، فروپاشی اجتماعی منظورم است. ما سال‌های زیادی است که این فروپاشی را داریم تجربه می‌کنیم، هنوز هم در آن قرار داریم، بله این می‌تواند به ادامه این فروپاشی اجتماعی کمک کند چون مهم‌ترین بخش فروپاشی اجتماعی عبارت از این هست که اندازه توافق‌های اجتماعی کم شده و اندازه عدم توافق‌های اجتماعی بالا برود و ما در این وضعیت بودیم الان هم در این وضعیت هستیم و در این سال‌ها این وضعیت تشدید شده، بنابراین در آینده هم می‌تواند تشدید بشود و در نتیجه ما در فروپاشی بمانیم.
    و برای اینکه آخرین پرسش‌مان رنگ و بویی از امید داشته باشد، چه کار می‌توان کرد تا این فروپاشی اتفاق نیفتد، جلویش گرفته شود یا حداقل سرعتش کم بشود؟
    همانطور که گفتم بخشی از آن، وظیفه رهبران سیاسی است، برای آنکه اگر به میدان واقعی این نبرد نگاه کنیم حجم و اندازه کسانی که درگیر این نبرد هستند و طرفین را می‌زنند، وابسته است به تعداد زیادی از هواداران این جریان‌ها. اینها را رهبران این جریان‌ها باید بتوانند کنترل کنند و یا مشخص کنند که اینها از ما نیستند به نحوی که نظام سیاسی نتواند از این اختلافات بهره‌گیری کند. چون آنها هم لشگر خودشان را در دو طرف این ماجرا یا در چند طرف این ماجرا مستقر می‌کنند و دامنه اختلافات را بیشتر می‌کنند. بنابراین تنها راه به نظر من در حال حاضر این است، چون از لحاظ اجتماعی ما برای بازگشت از آن فروپاشی اجتماعی و رفتن به سمت توافق‌های بیشتر به زمان زیادی نیاز داریم ولی الان ما در مضیقه زمانی هستیم و در این مضیقه زمانی ابتکار عمل سیاسی است که ممکن است آتش یا دامنه آتش این اختلافات را کمتر کند و این بر عهده رهبران سیاسی است که تا الان شاهد غیبت حضورشان در این میدان و برای کاهش این اتفاقات بودیم که آن هم احتمالا دلایل قابل فهمی دارد.
    0 min
  • کاریکاتور هفته
    کاریکاتور هفته روایت رویدادهای هفته به زبان تصویر و طنز است. مانا نیستانی موضوعات روز را برای دویچه وله فارسی با دیدی انتقادی به تصویر می‌کشد.در روزهای اخیر گزارش‌های متعددی از یورش نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به بیمارستان امام خمینی ایلام منتشر شده است. طبق این گزارش‌ها، نیروهای لباس‌زرد و ضدشورش با شلیک گاز اشک‌آور، باتوم و حتی تیراندازی وارد محوطه و بخش‌های مختلف این مرکز درمانی شده‌اندد تا مجروحان اعتراضات اخیر در شهرستان ملکشاهی را بازداشت کنند. آن‌ها در مواردی تلاش کرده‌اند به اتاق‌های بیماران هم برسند. این اقدام‌ها آزار و ضرب‌وشتم پرسنل پزشکی، مختل شدن روند درمان، به خطر افتادن جان بیماران و منتقل شدن برخی کودکان به بخش مراقبت‌های ویژه را باعث شده است. نهادهای حقوق بشری چنین یورش‌هایی به بیمارستان‌ها را نقض آشکار اصول بین‌المللی حقوق بشر و حقوق پزشکی دانسته‌اند. این نهادها تاکید کرده‌اند مراکز درمانی طبق قوانین بین‌المللی باید کاملاً امن، غیرنظامی و مصون از هرگونه حمله و بازداشت باشند.
    0 min
  • حمایت اروپا از دانمارک و گرینلند در پی سخنان جنجالی ترامپ
    آیا ترامپ پس از ونزوئلا گرینلند را نشانه گرفته است؟ سخنان اخیر او درباره گرینلند با نگرانی و هشدار اروپایی‌ها مواجه شده است. دانمارک نگران موجودیت ناتو است. کشورهای اروپایی از "حق حاکمیت" دانمارک و گرینلند دفاع کرده‌اند.دولت‌های گرینلند و دانمارک نسبت به اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، درباره احتمال الحاق گرینلند به ایالات متحده، واکنش‌هایی هشدارآمیز داشته‌اند. بسیاری از رهبران و سران دولت‌های اروپایی نیز امروز سه‌شنبه ششم ژانویه (۱۶ دی) بر حق حاکمیت دانمارک و مصونیت مرزهای اروپا تأکید کرده‌اند.
    ینس فردریک نیلسن، رئیس دولت گرینلند، اعلام کرد: «دیگر بس است.» مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک، نیز هشدار داد که حمله به یک شریک ناتو از سوی آمریکا مُهر پایانی بر این ائتلاف نظامی خواهد بود. ترامپ پیش‌تر گفته بود که ایالات متحده «حدود دو ماه دیگر به موضوع گرینلند رسیدگی خواهد کرد.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    ترامپ روز یکشنبه (۴ ژانویه / ۱۴ دی) در هواپیمای ریاست جمهوری "ایر فورس وان" گفت: «ما به دلایل امنیت ملی به گرینلند نیاز داریم و دانمارک قادر به انجام این کار نخواهد بود.» او افزود: «بیایید ۲۰ روز دیگر درباره گرینلند صحبت کنیم.» او در یک گفت‌وگوی تلفنی با مجله آمریکایی "آتلانتیک" تأکید کرد: «ما قطعا به گرینلند نیاز داریم. ما برای دفاع، به آن نیاز داریم.»
    رئیس دولت گرینلند تهدیدهای ترامپ را قاطعانه رد کرد. نیلسن در فیس‌بوک نوشت: «دیگر نه فشاری، نه اشاره‌ای، نه خیال‌پردازی‌هایی برای الحاق. ما برای گفت‌وگو آماده‌ایم. برای بحث آماده‌ایم.» اما این امر، به گفته او، باید "از مجاری مناسب و با احترام به قوانین بین‌المللی" انجام شود.
    در صورت مداخله آمریکا "همه‌چیز تمام خواهد شد"
    نخست‌وزیر دانمارک نیز از ایالات متحده خواست تا "تهدیدهای خود علیه یک متحد تاریخی" را متوقف کند. مته فردریکسن گفت: «کاملاً بی‌معناست که بگوییم ایالات متحده باید کنترل گرینلند را در دست بگیرد.»
    او در گفت‌وگویی با شبکه دانمارکی "تی‌وی۲"، نسبت به پیامدهای حمله احتمالی آمریکا به جزیره گرینلند، که متعلق به دانمارک به عنوان عضو ناتو است، هشدار داد. فردریکسن گفت اگر آمریکا به چنین حمله‌ای دست بزند، «همه‌چیز تمام خواهد شد.»
    این موضوع، به گفته فردریکسن، به ناتو و در نتیجه به معماری امنیتی پس از جنگ جهانی دوم مربوط می‌شود و دولت دانمارک «هر کاری بتواند می‌کند تا این اتفاق نیفتد.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    دولت آلمان در این خصوص بر لزوم پایبندی به قوانین بین‌المللی تأکید کرده است. سباستیان هیله، معاون سخنگوی دولت، در برلین گفت، مرزها نباید با زور جابه‌جا شوند و قلمروها نباید به زور ضمیمه شوند".
    یوهان واده‌فول، وزیر خارجه آلمان، خواستار گفت‌وگو در چارچوب ناتو درباره تقویت دفاعی شده است. او در گفت‌وگو با شبکه رادیوی سراسری آلمان، "دویچلندفونک" اعلام کرد که ترامپ "به درستی اشاره کرده" که علاقه چین و روسیه به منطقه قطب شمال افزایش یافته است.
    واده‌فول افزود: «این موضوع به منافع امنیتی ما مربوط می‌شود.» به گفته او، دانمارک که مسئولیت دفاع از گرینلند را بر عهده دارد، «قطعاً آماده است درباره این مسایل با ایالات متحده گفت‌وگو کند.»
    سخنگوی وزارت خارجه فرانسه نیز تأکید کرد: «مرزها نباید با زور جابه‌جا داده شوند.» او افزود: «گرینلند متعلق به گرینلندی‌ها و دانمارکی‌هاست و تنها خود آنان درباره آن تصمیم می‌گیرند.»
    کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز موضعی مشابه اتخاذ کرد. کشورهای شمال اروپا، از جمله سوئد، نروژ و فنلاند، هم در پلتفرم‌های آنلاین، حمایت خود را از دانمارک ابراز داشتند.
    حمایت اروپا از دانمارک و گرینلند
    پس از اظهارات اخیر ترامپ درباره گرینلند، شمار زیادی از رهبران و سران دولت‌های اروپایی بر دفاع خود از "اصول جهان‌شمول" حق حاکمیت و مصونیت مرزها در اروپا تأکید کرده‌اند.
    در بیانیه مشترکی که روز سه‌شنبه از سوی فریدریش مرتس صدراعظم آلمان، امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه، مته فردریکسن، نخست‌وزیر دانمارک، و نیز سران دولت‌های بریتانیا، لهستان، ایتالیا و اسپانیا منتشر شد، آمده است: «این‌ها اصولی جهان‌شمول هستند و ما از دفاع از آنها دست نخواهیم کشید.»
    این سیاستمداران تأکید کردند که امنیت در منطقه قطب شمال از "اهمیتی بالا برای اروپا" برخوردار است و این امنیت باید به طور مشترک همراه "با متحدان ناتو، از جمله ایالات متحده، و با رعایت اصول منشور سازمان ملل متحد" تأمین شود.
    به گفته این بیانیه، ایالات متحده که از سال ۱۹۵۱ با دانمارک توافق‌نامه‌ای دفاعی دارد، از این منظر "شریکی مهم" به شمار می‌رود. رهبران اروپایی تأکید کرده‌اند: «گرینلند به مردمش تعلق دارد. تصمیم‌گیری درباره مسائل مربوط به دانمارک و گرینلند، فقط و فقط به دانمارک و گرینلند مربوط می‌شود.»
    اتحادیه اروپا نیز پیش‌تر بر "اصول حاکمیت ملی و تمامیت ارضی" دانمارک تأکید کرده بود. سخنگوی کمیسیون اروپا گفته بود که اتحادیه اروپا از این اصول "جهان‌شمول" دفاع خواهد کرد.
    مشاور ترامپ: چرا گرینلند مستعمره دانمارک است؟
    همسر استیون میلر، مشاور سیاسی پرنفوذ ترامپ، شنبه گذشته، با انتشار تصویری از گرینلند که به رنگ پرچم آمریکا در آمده بود، موجی از خشم را برانگیخت. کیتی میلر این تصویر را در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی اکس منتشر کرده و بالای آن با حروف بزرگ نوشته بود: «به زودی.»
    استیون میلر در پاسخ به سؤال شبکه "سی‌ان‌ان" مبنی بر اینکه آیا ایالات متحده مداخله نظامی را منتفی می‌داند یا نه، این پرسش را مطرح کرد که بر چه "مبنایی" گرینلند اصلا "مستعمره دانمارک" است!
    میلر گفت: «ایالات متحده باید گرینلند را به عنوان بخشی از ایالات متحده داشته باشد. مطلقا هیچ دلیلی برای فکر کردن یا صحبت کردن درباره این موضوع در چارچوب یک عملیات نظامی، همان‌طور که شما پرسیدید، وجود ندارد.» او افزود: «هیچ‌کس به خاطر آینده گرینلند وارد جنگ نظامی با ایالات متحده نخواهد شد.»
    ترامپ در ماه‌های گذشته بارها گرینلند را تهدید به الحاق به ایالات متحده کرد و حتی کاربرد زور را نیز منتفی ندانست. انتصاب اخیر فرستاده‌ای ویژه برای گرینلند توسط ترامپ، هم در خود این جزیره، هم در کپنهاگ و هم در اتحادیه اروپا موجی از اعتراض را در پی داشت. ترامپ این اقدام خود را با استناد به منافع امنیتی ایالات متحده و با ادعای حضور مسکو و پکن پیرامون این جزیره مهم ژئواستراتژیک توجیه می‌کند.
    در این میان، آجا کمنیتس، نماینده گرینلند در پارلمان دانمارک، ترامپ را به "انتشار دروغ‌هایی درباره کشتی‌های جنگی چین و روسیه" متهم کرد. او از ساکنان این جزیره خواست تا خود را برای "همه سناریوها آماده کنند" و اظهارات ترامپ درباره گرینلند را جدی‌تر بگیرند. گرینلند بخشی از پادشاهی دانمارک محسوب می‌شود، اما از خودمختاری گسترده‌ای برخوردار است.
    گرینلند بزرگترین جزیره جهان است که در شمال اقیانوس اطلس و اقیانوس منجمد شمالی واقع شده و بین آمریکای شمالی و اروپا قرار دارد. این جزیره همچنین در مسیر مستقیم یک راه احتمالی پرتاب موشک میان روسیه و ایالات متحده واقع شده است.
    در خاک گرینلند منابع خام ارزشمندی نهفته است که تاکنون به ندرت مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌اند. اخیرا با گشایش مسیرهای دریایی جدید ناشی از تغییرات اقلیمی، علاقه ژئواستراتژیک آمریکا، چین و روسیه به منطقه قطب شمال به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
    0 min
  • مرتس: اوضاع اقتصاد آلمان در برخی زمینه‌ها بسیار بحرانی است
    در آغاز سال نو میلادی، صدراعظم آلمان نامه‌ای به اعضای ائتلاف در پارلمان این کشور نوشت. مرتس که وارد سال دوم دوره دولت خود شده، اذعان کرده است که تصمیمات اتخاذ شده نتوانسته‌اند اقتصاد آلمان را به مسیر درست بازگردانند.فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در نامه‌ای به اعضای پارلمان متشکل از ائتلاف احزاب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات در آغاز سال میلادی جدید، اولویت اصلی سال ۲۰۲۶ را تقویت اقتصاد آلمان عنوان کرده است.
    بر اساس نامه چهار صفحه‌ای صدراعظم که نسخه‌ای از آن به دست خبرگزاری آلمان (dpa) رسیده است، تمام تصمیماتی که تاکنون گرفته شده‌اند، هنوز نتوانسته‌اند به اندازه کافی رقابت‌پذیری اقتصادی آلمان را بهبود بخشند و وضعیت در برخی زمینه‌ها "بسیار بحرانی" است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    این سیاستمدار حزب دموکرات مسیحی (CDU) در نامه خود نوشته است که «باید بر اتخاذ تصمیمات سیاسی و قانونی درست برای بهبود اساسی محیط کسب و کار تمرکز کرد و تنها از این طریق است که اقتصاد آلمان می‌تواند دوباره رشد کند و از بحران خارج شود.»
    در این نامه، صدراعظم آلمان بار دیگر تاکید کرده که کشورشبه حمایت از اوکراین ادامه خواهد داد. مرتس همچنین در نامه خود نوشته است: «روسیه نباید در مورد عزم ما تردیدی داشته باشد.»
    در عین حال، او تأکید می‌کند که دولت آلمان به تلاش برای آتش‌بس فوری که حاکمیت اوکراین را حفظ کند، ادامه خواهد داد: «ما کار دیپلماتیک خود را در شرایط سختی انجام می‌دهیم. روسیه تمایل کمی برای مذاکره نشان می‌دهد، رئیس‌جمهور زلنسکی برای حفظ وحدت اوکراین تلاش می‌کند و همکاری‌های فراآتلانتیک عمیقاً تغییر کرده است.»
    مرتس در پایان نامه خود از اعضای ائتلاف در پارلمان درخواست می‌کند که با یافتن راه‌حل‌هایی برای مشکلات، اعتماد به سیاست را تقویت کنند. او می‌نویسد: «به این ترتیب، ما اکثریت قریب به اتفاق جمعیت خود را نیز به ارزش دموکراسی و اقتصاد بازار خود متقاعد خواهیم کرد.»
    آمارها چه می‌گویند؟
    پتر لایبینگر، رئیس اتحادیه سراسری صنایع آلمان (BDI) که بزرگترین نهاد حوزه صنعت در آلمان به شمار می‌رود در ابتدای دسامبر سال ۲۰۲۵ از "سقوط آزاد" اقتصاد این کشور و کاهش تولید برای چهارمین سال پیاپی خبر داده بود.
    رئیس اتحادیه سراسری صنایع آلمان خواستار "یک چرخش در سیاست اقتصادی با اولویت‌های روشن برای رقابت‌پذیری و رشد" شده و تأکید کرده بود که بدون اجرای اصلاحات ساختاری و کاهش قاطع بوروکراسی، مشاغل بیشتری از دست خواهد رفت.
    بیشتر بخوانید: نتیجه یک تحقیق: کمبود ۷۷۰ هزار نیروی کار در آلمان تا سال ۲۰۲۸
    همچنین طبق محاسبات صندوق بین‌المللی پول، اقتصاد آلمان در سال ۲۰۲۶ رشدی کمتر از انتظارات دولت ائتلافی این کشور خواهد داشت. اقتصاددانان این نهاد جهانی در برآورد ماه ژوئیه ۲۰۲۵ خود، بر پیش‌بینی رشد ۰.۹ درصدی تأکید کرده‌اند. این در حالی است که دولت آلمان برای سال ۲۰۲۶ میلادی رشد ۱.۳ درصدی را پیش‌بینی کرده است.
    اقتصاد آلمان در مقایسه سالانه انجام شده در سال ۲۰۲۵، ضعیف‌ترین عملکرد را در میان کشورهای گروه هفت کشور صنعتی (G7) داشته است. این داده‌ها از ارزیابی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) به‌دست آمده‌اند.
    اقتصاد این کشور صنعتی، در سال‌های اخیر وارد دوران رکود شده و از ضعف در مصرف داخلی رنج می‌برد، مشکلی که حتی پس از موج تورمی اخیر نیز برطرف نشده است. همچنین، هزینه‌های بالای انرژی، بوروکراسی گسترده و درگیری‌های تجاری، فشار زیادی بر شرکت‌ها وارد می‌کنند.
    0 min
  • دلار ۱۴۶ هزار تومانی؛ بازار ملتهب و خیابان ناآرام
    جهش دلار به ۱۴۶ هزار و ۵۰۰ تومان همزمان با اعتراضات مردمی در ایران. حذف ارز ترجیحی از تصمیمی اقتصادی به محرکی اجتماعی بدل شد. دولت می‌کوشد با کالابرگ آرامش بیاورد. روغن و تخم‌مرغ اما نشانه‌های شوک تازه را آشکار کرده‌اند.امروز سه‌شنبه ۱۶ دی (۶ ژانویه ۲۰۲۶)، هم‌زمان با دهمین روز اعتراضات فراگیر در نقاط مختلف ایران، اعلام رسیدن قیمت دلار به ۱۴۶ هزار و ۵۰۰ تومان، تأییدی بر عدم تثبیت و تداوم شوک مجدد ناشی از جهش انفجاری قیمت ارز در روز گذشته بود.
    دیروز دوشنبه، در بحبوحه اعتراضاتی که با نوسان‌های شدید ارزی آغاز شد اما به سرعت رنگی سیاسی به خود گرفت، نرخ دلار در بازار آزاد تا بیش از ۱۴۴ هزار تومان بالا رفت.
    هم‌زمان، به گزارش تسنیم، امروز سکه امامی به ۱۶۹ میلیون و ۱۴۰ هزار تومان رسیده و هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز تا ۱۶ میلیون و ۴۴۵ هزار تومان بالا رفته است؛ مجموعه‌ای از اعداد که برای بخش بزرگی از جامعه، معنایی جز کاهش روزانه قدرت خرید ندارد.
    این نوسان در شرایطی رخ داده است که دلار هفته قبل، پس از معرفی عبدالناصر همتی به عنوان رئیس جدید بانک مرکزی، تا حدود ۱۳۵ هزار تومان پایین آمده بود. اما با شدت گرفتن اعتصاب‌ها، تجمع‌ها و گسترش اعتراضات از نقطه شروع اولیه‌اش در میان بازار و اصناف به شهرهای دیگر، و سیاسی‌تر شدن فزاینده آن که متوجه کل نظام جمهوری اسلامی بود، این تصور قوت گرفت که کنترل بازار ارز دوباره از دست دولت خارج شده است.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    هم‌زمان، داده‌های رسمی تورم نیز نشانگر آمادگی اقتصاد بحرانی ایران برای "اشتعال" است. تورم نقطه به نقطه در آذرماه ۵۲.۶ درصد و تورم ماهانه ۴.۲ درصد گزارش شده است؛ یعنی خانوارها در یک سال، برای یک سبد یکسان کالا و خدمات، به طور متوسط بیش از ۵۰ درصد بیشتر هزینه داده‌اند.
    در چنین بستری، حذف ارز ترجیحی به جای تأثیر تدریجی و قابل‌کنترل، همچون عاملی تسریع‌کننده شوک‌های پنهان اقتصاد، به ویژه تورم و افزایش قیمت‌ها، را ناگهان و با شدت به سطح بازار و زندگی روزمره مردم منتقل کرده است. در چنین شرایطی، هر جهش در ارز، مستقیم به قفسه فروشگاه‌ها ترجمه می‌شود و هر شوک در کالاهای اساسی، به سرعت به ادبیات خیابان و شعارهای سیاسی راه پیدا می‌کند.
    شوک جدید در پی "حذف ارز ترجیحی"
    دولت چهاردهم از ابتدای دی‌ماه مسیر را شفاف‌تر کرد؛ زمانی که مسعود پزشکیان گفت: «ما دیگر دلار ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی به کسی نمی‌دهیم. دلار را به هر کسی می‌دهیم می‌خورد.» این جمله کم‌سابقه در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی، در واقع اعترافی صریح به کارکرد رانتی نظام چندنرخی ارز بود. اما فاصله میان "اعتراف به رانت" و ناتوانی در مهار پیامدها، امروز خود را در قیمت روغن، تخم‌مرغ و دیگر اقلام نشان می‌دهد.
    ایسنا به نقل از دبیر انجمن صنفی صنایع روغن نباتی ایران گزارش داده است که قیمت‌های جدید انواع روغن خوراکی پس از حذف ارز ترجیحی اعلام شده و مبنای محاسبه، نرخ ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان (به علاوه ۵ درصد سود متعارف) بوده است. در فهرست ابلاغی قیمت مصرف‌کننده، روغن مایع مخلوط ۶۷۵ گرمی ۱۸۲ هزار تومان و روغن مایع مخلوط ۴۵۰۰ گرمی یک میلیون و ۱۸۲ هزار و ۱۰۰ تومان قیمت‌گذاری شده است. همچنین روغن سرخ‌کردنی معمولی ۴۵۰۰ گرمی به یک میلیون و ۲۳۸ هزار و ۴۰۰ تومان رسیده است؛ عددهایی که برای بسیاری از خانوارها به معنای تغییر اجباری در الگوی مصرف است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    خود نامه انجمن یک نکته کلیدی دارد؛ درباره فروش محصولاتی که با ارز ترجیحی یا واردات گذشته تأمین شده‌اند، وعده "تصمیمات مقتضی" داده شده است. همین ابهام، به گفته برخی فعالان بازار، می‌تواند توضیح‌دهنده بخشی از توقف توزیع و "انتظار" برای اعلام رسمی نرخ‌های جدید باشد؛ وضعیتی که در سطح خرده‌فروشی، به شکل ناموجودی کالا یا فروش سهمیه‌ای بروز می‌کند.
    شوک دوم، پس از روغن، قیمت تخم‌مرغ و نهاده‌های دامی است. خبرگزاری مهر به نقل از فرزاد طلاکش، دبیرکل فدراسیون طیور، نوشته است اگر نهاده‌های دامی با نرخ توافقی ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان تأمین شود، هر شانه تخم‌مرغ فله‌ای حدود ۳۶۰ هزار تومان خواهد شد؛ و اگر تأمین ارز با نرخ ۱۳۰ هزار تومان انجام شود، هر شانه به حدود ۴۲۰ هزار تومان می‌رسد. او همچنین قیمت جو و ذرت را هر کیلو ۴۳ هزار تومان و کنجاله سویا را ۶۶ هزار تومان اعلام کرد؛ در حالی که پیش از ابلاغیه جدید، همین اقلام به ترتیب حدود ۱۱ هزار و ۳۰۰ تومان و ۲۰ هزار و ۷۰۰ تومان عنوان شده بودند.
    پیام ساده‌ این فاصله قیمت این است که حتی اگر دولت "یارانه را از واردکننده به مصرف‌کننده" منتقل کند، هزینه نهاده‌ها در زنجیره تولید، در نهایت در قیمت نهایی کالاهای پروتئینی و لبنیات ته‌نشین می‌شود؛ و همین، تورم خوراکی‌ها را به نقطه انفجار نزدیک‌تر می‌کند. از منظر سیاسی و تأثیر بر اعتراضات مردمی نیز، تورم اقلام خوراکی حساس‌ترین بخش تورم محسوب می‌شود.
    کالابرگ یک‌میلیونی؛ مُسکن مقطعی یا فشار تازه بر بازار؟
    در واکنش به این وضعیت، دولت تلاش کرده با طرح کالابرگ الکترونیک از شدت نارضایتی اجتماعی بکاهد. احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران، امروز اعلام کرد که اعتبار کالابرگ شارژ شده و از فردا، چهارشنبه ۱۷ دی، قابل استفاده خواهد بود. به گفته او، هدف "حفظ قدرت خرید" است تا مردم بتوانند از یک میلیون تومان اعتبار تخصیص‌یافته به ازای هر نفر، برای خرید اقلام مشخص، با قیمت‌های امروز استفاده کنند. او همچنین مثال زده که قیمت روغن یک لیتری (۸۱۰ گرم) که قبلاً ۸۰ هزار تومان بوده، اکنون به حدود ۲۱۷ هزار تومان رسیده و مدعی شده است که مردم می‌توانند بخشی را به نرخ سابق و سهمیه‌ای دریافت کنند.
    بیشتر بخوانید: بحران غذا در ایران؛ خطر قحطی و "شورش گرسنگان"
    هم‌زمان اما همین سازوکار می‌تواند فشار تقاضا را روی بازاری که از سمت عرضه دچار درنگ، احتیاط یا کمبود شده، بیشتر کند. گزارش‌های غیررسمی از بازار، از جمله در خصوص ناموجود شدن روغن در بسیاری از فروشگاه‌ها یا فروش آن با قیمت چندبرابری در برخی نقاط، دقیقاً به همین نقطه حساس برمی‌گردد؛ وقتی تولیدکننده و توزیع‌کننده منتظر تثبیت قواعد قیمت‌گذاری هستند، تزریق اعتبار خرید می‌تواند "صف تقاضا" را طولانی‌تر کند و کمبود را به تجربه روزمره مردم بدل سازد.
    این همان گرهی است که جامعه ایران بارها شاهد آن بوده است؛ سیاست‌های جبرانی وقتی با بی‌اعتمادی عمومی و انتظارات تورمی همراه می‌شوند، به جای آرام کردن بازار، می‌توانند موجی از تقاضا را به همراه بیاورد؛ موجی که خود بهانه تازه‌ای برای کنترل‌های امنیتی و حکومتی ایجاد می‌کند.
    پیوند اقتصاد و خیابان؛ از دی ۹۶ تا دی ۱۴۰۴
    هم‌زمان با دهمین روز اعتراضات فراگیر مردمی، آمارهای مستقلی از تلفات و بازداشت‌ها منتشر شده است. به گزارش هرانا، در ۹ روز نخست اعتراضات دست‌کم ۲۹ نفر کشته و دست‌کم هزار و ۲۰۳ نفر بازداشت شده‌اند. آسوشیتدپرس نیز با استناد به همین منبع، از بیش از ۱۲۰۰ بازداشتی و دست‌کم ۳۵ کشته خبر داده است؛ اختلافی که خود نشانگر دشواری دسترسی به آمار قطعی در فضای امنیتی و محدودیت‌های رسانه‌ای در ایران است.
    در همین حال، خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، از زخمی شدن حدود ۲۵۰ افسر پلیس و ۴۵ عضو بسیج خبر داده است؛ روایتی که در کنار تهدیدهای قضایی و امنیتی، بر سناریوی "امنیتی‌سازی اعتراضات" دلالت دارد.
    پیوند اقتصاد و خیابان حافظه‌ای طولانی در ایران دارد. دی‌ماه ۱۳۹۶ با محوریت معیشت و بیکاری آغاز شد و به سرعت رنگ سیاسی گرفت. آبان ۱۳۹۸ با افزایش ناگهانی قیمت بنزین، به یکی از خونبارترین سرکوب‌های دهه‌های اخیر ختم شد. رویترز آن‌زمان از حدود هزار و ۵۰۰ کشته در کمتر از دو هفته خبر داد. عفو بین‌الملل نیز دست‌کم ۳۰۴ کشته را با جزئیات مستند کرد. در جنبش "زن، زندگی، آزادی" در سال ۱۴۰۱ بحران مشروعیت از "نان" فراتر رفت و به "کرامت" و "آزادی" گره خورد. برخی سازمان‌های حقوق بشری از کشته شدن دست‌کم ۵۵۱ نفر، از جمله ۶۸ کودک، در جریان جنبش مهسا خبر دادند.
    اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ اما ترکیبی از همه این تجربه‌ها، از جرقه اقتصادی با نوسان ارزی و افزایش قیمت کالاهای اساسی گرفته، تا بستر تورمی شدید و سرعت سیاسی شدن اعتراضات را نشان می‌دهد. حذف ارز ترجیحی، با اینکه از لحاظ نظری می‌تواند با هدف کاهش رانت توجیه شود، در عمل در جامعه‌ای که با تورم مزمن و اعتماد فرسوده مواجه است، خود را همچون "انتقال آشکار هزینه" نشان می‌دهد. هزینه‌ای که پیش‌تر با ارز ارزان‌تر و یارانه پنهان از مردم دور نگه داشته می‌شد، حالا مستقیما روی برچسب قیمت کالاها می‌آید و مردم افزایش هزینه را بی‌واسطه در خرید روزانه‌شان حس می‌کنند.
    اخلالگری "تراستی‌ها" یا مقصرسازی در میانه بحران؟
    در میانه این بحران، بخشی از حاکمیت به سمت مقصرسازی بیرونی یا شبکه‌های مبهم اقتصادی رفته است. اکبر رنجبرزاده، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، در گفت‌وگو با ایلنا مدعی شده است که "شرکت‌های تراستی" و برخی صرافی‌ها طی یک سال گذشته ۷ میلیارد دلار پول نفت را به کشور برنگردانده‌اند و "عامل افزایش نرخ دلار و وضعیت امروز" همین "تراستی‌ها" هستند. او حتی هدف این "مجموعه" را "براندازی نظام" عنوان کرده و خواستار "بالاترین مجازات" برای آنان و بازجویی سریع از افرادی شده که این تراستی‌ها را انتخاب کرده‌اند.
    این روایت، در صورت صحت ادعا، می‌تواند از یک سو نشانگر نشت و غارت عظیم منابع ملی و ناکارآمدی سازوکارهای نظارتی باشد و از سوی دیگر، همچون تلاشی برای انتقال مسئولیت از سیاست‌گذاری کلان به "متهمانی مجهول" ارزیابی شود. در هر دو صورت اما، پیام آن برای جامعه این است که مشکلات کمرشکن معیشتی، حتی در روایت رسمی نیز، صرفاً نتیجه تحریم یا دشمن خارجی نیست، بلکه با شبکه‌های رانت، ناکارآمدی و تصمیمات پرهزینه داخلی پیوند خورده است.
    دلار ۱۴۶ هزار و ۵۰۰ تومانی، رکوردهای تازه در قیمت طلا و سکه، شوک قیمت در اقلام خوراکی، و هم‌زمان وعده کالابرگ، همگی بر زمینه مشترک تورم مزمن و بی‌ثباتی انتظارات سوار شده‌اند. وقتی باور جامعه این باشد که "فردا گران‌تر خواهد شد"، هر گونه سیاست جبرانی هم می‌تواند به جای آرامش، به نگرانی و اعتراض شهروندان شتاب دهد. این همان چرخه‌ای است که از دی‌ماه ۹۶ تا آبان ۹۸ و از ۱۴۰۱ تاکنون بارها بازتولید شده و اکنون در دی‌ماه ۱۴۰۴، با زبان تازه‌ای، به خیابان بازگشته است.
    0 min
  • تحلیل فوربس از تهدید ترامپ مبنی بر "ضربه" به جمهوری اسلامی
    نشریه آمریکایی "فوربس" در گزارشی به تحلیل هشدار ترامپ به حکومت ایران پرداخت و درباره سناریوی احتمالی استقرار ناو هواپیمابر برای پشتیبانی از هرگونه اقدام نظامی علیه تهران نوشت.نشریه آمریکایی "فوربس" در گزارشی که روز دوشنبه ۵ ژانویه (۱۵ دی) منتشر شد، آخرین موضع‌گیری رئیس جمهوری ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی و سرکوب اعتراضات را تحلیل و سناریوی احتمالی را بررسی کرده است.
    دونالد ترامپ روز یک‌شنبه ۱۴ دی‌ماه برای دومین بار در مدتی کوتاه به جمهوری اسلامی هشدار داد. او در جمع خبرنگاران گفت: «ما این موضوع [اعتراضات در ایران] را با دقت بسیار زیادی زیر نظر داریم. اگر آنها [حکومت ایران] مثل گذشته شروع به کشتن مردم کنند، فکر می‌کنم از سوی ایالات متحده ضربه بسیار سختی خواهند خورد.»
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    فوربس به نقل از فعالان حقوق بشر نوشته است که اعتراضات در ایران به تقریبا ۷۸ شهر و بیش از ۲۰۰ مکان رسیده است و معترضان خواستار پایان رژیم علی خامنه‌ای، رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی، شده‌اند.
    بر اساس آمار سازمان‌های حقوق بشری، از زمان شروع اعتراضات تا کنون، دست‌کم ۲۹ نفر کشته و بیش از ۱۲۰۰ تن بازداشت شده‌اند. همچنین گفته می‌شود که ۴ نفر از کشته‌شدگان زیر ۱۸ سال هستند.
    "ضربه" ایالات متحده به جمهوری اسلامی
    آنگونه که فوربس گزارش داده، وزارت دفاع ایالات متحده راه‌های مختلفی برای "ضربه زدن به جمهوری اسلامی" دارد، اما چالش‌های متعددی نیز وجود دارند. در عملیات "چکش نیمه‌شب" در ماه ژوئن سال ۲۰۲۴، بمب‌افکن‌های دوربرد نیروی هوایی ایالات متحده B-2 از پایگاه نیروی هوایی وایتمن، در ایالت میسوری، به خاورمیانه پرواز کردند و برگشتند و حدود ۳۶ ساعت را در آسمان گذراندند.
    ایالات متحده مطمئناً می‌تواند دوباره چنین مأموریتی را انجام دهد، اما یک عنصر کم است؛ ناو هواپیمابر نیروی دریایی ایالات متحده.
    در ماه ژوئن، ابرناوهای دارای راکتور هسته‌ای "یواس‌اس نیمیتز" و "یو‌‌اس‌اس کارل وینسون" از پیشرفته‌ترین ناوهای جنگی جهان، هر دو به منطقه اعزام شدند. گروه ضربت ناو هواپیمابر نیمیتز، به همراه ناوشکن‌های اسکورت خود، همزمان با حملات هوایی ایالات متحده به سایت‌های هسته‌ای ایران، به دریای عرب رسیدند و این یک نمایش قدرت از سوی آمریکا بود.
    این ناوها دو ناو آخری بودند که به منطقه اعزام شدند، منطقه‌ای که نیروی دریایی ایالات متحده از اکتبر ۲۰۲۳، پس از حمله تروریستی حماس به خاک اسرائیل، تقریباً حضور ثابتی در آن داشت. "یواس‌اس نیمیتز" در ماه سپتامبر خاورمیانه را ترک کرد و اکنون در پایگاه اصلی خود در برمرتون، واشنگتن است و برای از رده خارج شدن در در بهار امسال آماده می‌شود.
    ناو هواپیمابر "یو اس اس کارل وینسون" در ماه اوت، پس از نه ماه استقرار در منطقه هند و اقیانوس آرام، به پایگاه هوایی جزیره شمالی نیروی دریایی، واقع در سن دیگو بازگشت. در آنجا عملیات‌هایی را در مناطق ناوگان سوم، پنجم و هفتم، از جمله رزمایش‌هایی با متحدانی مانند فیلیپین و کره جنوبی انجام داد.
    "یو‌‌اس‌اس کارل وینسون" احتمالاً تا تابستان آماده اعزام مجدد نخواهد بود.
    کدام ناو هواپیمابر ممکن است به خاورمیانه اعزام شود؟
    دو فروند از ناوهای کلاس نیمیتز نیروی دریایی ایالات متحده اساساً امسال کاملاً از سرویس خارج شده‌اند. قرار است "یو اس اس هری اس. ترومن"، هشتمین ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز، سوخت‌گیری مجدد و تعمیرات اساسی پیچیده چند ساله خود را در کشتی‌سازی نیوپورت نیوز متعلق به شرکت صنایع جنگ‌افزاری هانتینگتون اینگالس آغاز کند.
    تعمیرات اساسی به این ناو اجازه می‌دهد تا حداقل ربع قرن دیگر در سرویس باقی بماند، اما همانطور که از نام این فرآیند پیداست، از تعمیرات اساسی معمول دشوارتر و طولانی‌تر است. "یو اس اس هری اس. ترومن" تا پایان دهه کنار گذاشته خواهد شد.
    ناو هواپیمابر "یواس‌اس‌ جان ‌استنیس" در حال تکمیل روند تعمیرات اساسی است و تا پاییز امسال تست‌های آزمایشی پس از تعمیرات در دریا را آغاز نخواهد کرد.
    این مسئله با توجه به اینکه ناو هواپیمابر "یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد"، ناو پیشرو جدیدترین کلاس ابرناوهای هسته‌ای نیروی دریایی آمریکا، در ماه مه ایستگاه دریایی نورفولک را ترک کرده و انتظار می‌رود مأموریت خود را در هفته‌های آینده به پایان برساند، پیچیده‌تر می‌شود. "یو‌اس‌اس جرالد آر. فورد" بخشی از تقویت قوای ارتش ایالات متحده در کارائیب برای پشتیبانی از ماموریت‌های فرماندهی جنوبی ایالات متحده بوده است.
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    همانطور که قبلاً گزارش شده، یا ناو هواپیمابر "یواس‌اس آیزنهاور" که دومین ناو هواپیمابر قدیمی کلاس نیمیتز نیروی دریایی ایالات متحده است یا ناو هواپیمابر "جورج اچ. دبلیو. بوش"، جدیدترین و آخرین ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز، می‌توانند وظایف خود را در کارائیب بر عهده بگیرند. ناو هواپیمابر دیگر می‌تواند به خاورمیانه اعزام شود، اما رسیدن هر یک از آنها به منطقه هفته‌ها طول خواهد کشید.
    ناوهای هواپیمابر مستقر در ساحل غربی
    یک گزینه محتمل‌تر این است که ناو هواپیمابر "تئودور روزولت" که در ماه نوامبر از سن دیگو حرکت کرده است، به منطقه اعزام شود. ناو هواپیمابر "آبراهام لینکلن" گزینه دیگر خواهد بود و هر دو قبلاً در میان ناوهایی بوده‌اند که به خاورمیانه اعزام شده‌اند.
    نیروی دریایی ایالات متحده ممکن است در حال تصمیم‌گیری باشد که کدام ناو برای جلوگیری از اقدامات تهاجمی احتمالی چین در اقیانوس آرام باقی بماند. در عین حال، ناو دیگر می‌تواند به خلیج فارس یا دریای سرخ برود که به نظر نمی‌رسد ایالات متحده بتواند مدت طولانی از آنها دور بماند.
    دو ناو هواپیمابر مستقر در هند و اقیانوس آرام نیز بعید است که زودتر از چند ماه‌ها آینده بتوانند در منطقه مستقر شوند.
    ناو هواپیمابر "جورج واشنگتن"، تنها ناو هواپیمابر مستقر نیروی دریایی ایالات متحده، درست پیش از تعطیلات سال نو میلادی به پایگاه اصلی خود در بندر یوکوسوکا، ژاپن، بازگشت و قبل از ماموریت بعدی خود تحت تعمیر و نگهداری قرار خواهد گرفت. ناو هواپیمابر "یو اس اس رونالد ریگان"در پایگاه دریایی کیتساپ در برمرتون واشنگتن تحت تعمیر و نگهداری برنامه‌ریزی شده قرار دارد و قرار است در بهار به ماموریت اعزام شود.
    فوریس در پایان گزارش خود به این نکته اشاره کرده است که نیروی دریایی ایالات متحده برای مقابله با دو بحران همزمان به تعداد کافی ناو هواپیمابر در اختیار ندارد و علاوه بر آن زمان نیز به نفع نیروی دریایی نیست.
    نیروی دریایی ایالات متحده می‌تواند به سرعت یک ناو هواپیمابر را به خاورمیانه اعزام کند تا آماده پشتیبانی از هرگونه اقدام علیه ایران و حتی تعیین چگونگی حفظ حضور یک ناو هواپیمابر در کارائیب باشد اما در اینصورت در مناطق دیگری با کمبود مواجه خواهد شد.
    0 min
  • دلسی رودریگز به عنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد کرد
    پس از بازداشت مادورو، دلسی رودریگز به عنوان رئیس جمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد کرد. مادورو و همسرش در دادگاه نیویورک اظهار بی‌گناهی کردند. ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه صلح نوبل، می‌گوید قصد دارد به کشورش بازگردد.پس از بازداشت نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، توسط نیروهای ویژه ایالات متحده، جانشین او دلسی رودریگز ۵۶ ساله به عنوان رئیس جمهور موقت در مجلس ملی این کشور در کاراکاس سوگند یاد کرد.
    مراسم تحلیف او روز دوشنبه ۵ ژانویه (۱۵ دی) توسط خورخه رودریگز، برادر دلسی رودریگز که رئیس مجلس ملی ونزوئلا است و نیکولاس مادورو گوئرا، پسر مادورو، با سوگند به نسخه‌ای از قانون اساسی ونزوئلا، برگزار شد.
    رودریگز یکی از وفادارترین چهره‌ها در حلقه افراد نزدیک به مادورو محسوب می‌شود، اما به گفته ترامپ قصد همکاری با آمریکا را دارد. ایالات متحده تهدید کرده است که در غیر این صورت گزینه اقدام نظامی مجدد روی میز خواهد بود.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    اندکی پس از این مراسم، رودریگز وضعیت اضطراری اعلام کرد و به پلیس در سطوح فدرال، ایالتی و شهری دستور داد تا همه افرادی که در عملیات بازداشت مادورو دست داشته‌اند را بازداشت کند.
    طبق گزارش‌های رسانه‌ها، ارتش ایالات متحده در عملیات بازداشت نیکولاس مادورو و همسرش سیلیا فلورس، از پشتیبانی افرادی در حکومت ونزوئلا برخوردار بوده است.
    همچنین گفته می‌شود شخصی در حلقه افراد نزدیک مادورو دائماً اطلاعاتی در مورد محل اقامت او ارائه می‌کرده است.
    انجمن روزنامه‌نگاران ونزوئلا (SNRP)، گزارش داد که در این مدت ۱۴ روزنامه‌نگار بازداشت اما سپس آزاد شده‌اند.
    ویدیوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی در شامگاه دوشنبه ۵ ژانویه (۱۵ دی) از تیراندازی در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری ونزوئلا در کاراکاس، خبر دادند اما دلایل این تبادل آتش هنوز مشخص نیست.
    در برخی تصاویر دیده می‌شود که خودروهای امنیتی زرهی در خیابان‌ها تیراندازی می‌کنند. ونزوئلا همچنین محل فعالیت گروه‌های مسلح، از جمله سازمان‌های جنایتکار و شبه‌نظامیان طرفدار دولت است که با عنوان "کلکتیووس" شناخته می‌شوند.
    حضور مادورو و همسرش در دادگاه نیویورک و اظهار بی‌گناهی
    تنها ۴۸ ساعت پس از آنکه نیروهای آمریکایی، در عملیاتی ویژه نیکولاس مادورو و همسرش را از اقامتگاهشان در کاراکاس به آمریکا منتقل کردند، رئیس جمهور ونزوئلا در دادگاهی در نیویورک حاضر شد و در مقابل اتهامات مطرح شده توسط دولت ایالات متحده، اظهار بی‌گناهی کرد.
    دادستان‌ها در کیفرخواست ۲۵ صفحه‌ای، مادورو، همسر، پسرش و همدستانشان را به دست داشتن در یک "کارزار بی‌رحمانه قاچاق کوکائین" و همکاری با کارتل‌های تعیین شده به عنوان گروه‌های تروریستی متهم کردند.
    مادورو پیش از این چنین اتهاماتی را ابزاری برای پیشبرد برنامه‌های امپریالیستی آمریکا برای دسترسی به ذخایر غنی نفت ونزوئلا خوانده بود.
    وکیل او روز دوشنبه در دادگاه گفت که مادورو باید به عنوان رهبر یک کشور مستقل، از پیگرد قانونی مصون باشد و اینکه آمریکا او را به زور بازداشت کرده، غیرقانونی است.
    بیشتر بخوانید: آلمان خواستار توضیح آمریکا درباره مبنای حقوقی مداخله در ونزوئلا شد
    مادورو هنگام خروج از دادگاه به زبان اسپانیایی گفت که او یک "رئیس جمهور ربوده شده" و "زندانی جنگی" است.
    دیوسدادو کابلو روندون و رامون رودریگز چاسین، وزرای کشور فعلی و سابق ونزوئلا نیز متهم شده‌اند، هکتور راستنفورد گوئررو فلورس، رهبر باند تبهکاری "ترن د آراگوا"، نیز متهم دیگر است.
    ایالات متحده برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری کابلو روندون و گوئررو فلورس شود، پاداش تعیین کرده است. در ماه دسامبر در نیویورک اتهاماتی علیه گوئررو فلورس، که اکنون تحت تعقیب است، به جرم اخاذی، واردات مواد مخدر و سایر جرایم مطرح شد.
    در مجموع، این شش نفر با چهار اتهام روبرو هستند، از جمله "مشارکت در توطئه مواد مخدر با گروه‌های تروریستی، توطئه برای قاچاق کوکائین به ایالات متحده و در اختیار داشتن و استفاده از سلاح‌های غیرقانونی برای انجام توطئه".
    آلوین هلرشتاین، قاضی دادگاه منطقه‌ای ایالات متحده، جلسه بعدی رسیدگی به این پرونده را ۱۷ مارس تعیین کرده است.
    اظهار نگرانی سازمان ملل متحد از تحولات در ونزوئلا
    آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، روز دوشنبه از بی‌ثباتی بیشتر در ونزوئلا پس از بازداشت نیکلاس مادورو توسط ایالات متحده ابراز نگرانی کرد.
    شورای امنیت سازمان ملل متحد، تنها چند ساعت قبل از حضور مادورو در دادگاه فدرال منهتن در مقر سازمان ملل در نیویورک تشکیل جلسه داد.
    گوترش در بیانیه‌ای که توسط رزماری دیکارلو، رئیس امور سیاسی سازمان ملل متحد، به شورای امنیت ارائه شد، اعلام کرد: «من عمیقاً نگران تشدید بی‌ثباتی در این کشور، تأثیر بالقوه آن بر منطقه و عواقبی هستم که ممکن است در روابط بین کشورها ایجاد شود.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    مخالفت ترامپ با برگزاری انتخابات
    دولت ونزوئلا همچنان مادورو را رئیس جمهور مشروع کشور می‌داند و از بازداشت او به عنوان یک آدم‌ربایی غیرقانونی طبق قوانین بین‌المللی انتقاد کرده است.
    بر اساس قانون اساسی ونزوئلا، در صورت غیبت طولانی مدت رئیس جمهور، معاون رئیس جمهور وظایف این مقام را بر عهده می‌گیرد و ظرف ۳۰ روز انتخابات جدید را اعلام می‌کند. با این حال، مشخص نیست که آیا دولت جدید وضعیت فعلی را غیبت طولانی مدت محسوب می‌کند یا خیر.
    دونالد ترامپ با برگزاری انتخابات جدید در ۳۰ روز آینده مخالفت کرده است. او به شبکه خبری NBC گفت: «اول باید کشور را درست کنیم. نمی‌شود انتخابات برگزار کرد. هیچ راهی وجود ندارد که مردم حتی بتوانند رأی بدهند. نه، مدتی طول می‌کشد. ما باید دوباره سلامت را به کشور بازگردانیم.»
    ترامپ همچنین گفت، ایالات متحده ممکن است به شرکت‌های نفتی برای بازسازی زیرساخت‌های انرژی این کشور یارانه بدهد؛ پروژه‌ای که به گفته او می‌تواند کمتر از ۱۸ ماه طول بکشد.
    رئیس جمهور آمریکا افزود: «من فکر می‌کنم می‌توانیم این کار را در زمان کمتری انجام دهیم، اما هزینه زیادی خواهد داشت. مبلغ هنگفتی باید خرج شود و شرکت‌های نفتی آن را هزینه خواهند کرد و سپس یا از سوی ما به آن‌ها بازپرداخت می‌شود یا از محل درآمدها جبران خواهد شد.»
    اظهارات ماچادو
    با توجه به اظهارات دونالد ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی پس از بازداشت مادورو، به نظر نمی‌رسد که ماریا کورینا ماچادو، برنده جایزه نوبل صلح، نقش مهمی در آینده ونزوئلا ایفا کند.
    ترامپ در کنفرانس خبری خود گفت که ماچادو فاقد حمایت یا احترام لازم برای اداره ونزوئلا است.
    ماچادو که از ۱۶ ماه پیش در خارج از کشور به سر می‌برد و برای دریافت جایزه نوبل صلح در اذهان عمومی حاضر شده بود، می‌گوید که اقدام ایالات متحده "جهشی بزرگ برای بشریت" است. او در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز گفت که می‌خواهد "هرچه سریعتر" به وطن خود بازگردد.
    او همچنین در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «ما ونزوئلایی‌ها از رئیس جمهور دونالد ترامپ و دولت او به خاطر قاطعیت و عزمشان در اجرای قانون تشکر می‌کنیم. ونزوئلا متحد اصلی ایالات متحده در زمینه‌های امنیت، انرژی، دموکراسی و حقوق بشر خواهد بود.»
    0 min
  • خبرگاه؛ پزشکیان: خودمان مملکت را به بحران می‌کشانیم
    پزشکیان در "همایش ملی جایگاه شوراهای اسلامی" گفت: «خودمان مملکت را به بحران می‌کشانیم، بعد می‌گوییم چرا این شکلی است.» او افزود: می‌گویند تو حقوق را اضافه کن، مالیات هم نگیر، از کجا این پول را بیاورم؟.»خبرگاه دویچه وله فارسی مجموعه‌ای خبری از موضوعات و تحولات روز ایران، منطقه، آلمان و جهان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره است.
    در "خبرگاه" می‌توانید رویدادهای متنوع را به شکلی کوتاه و فشرده دنبال کنید.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    اولین سفر رسمی وزیر خارجه اسرائیل به سومالی‌لند پس از به‌رسمیت‌شناختن
    گیدون سعار، وزیر خارجه اسرائیل در اولین سفر یک مقام ارشد این کشور پس از به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند، روز سه‌شنبه ۶ ژانویه (۱۶ دی‌ماه) وارد این منطقه در شمال‌غرب سومالی شد.
    به گفته خبرنگاران و دیپلمات‌های محلی، سعار قرار است با عبدالرحمان محمد عبداللهی، رئیس این منطقه و دیگر مقامات ارشد دیدار کند.
    این سفر در ادامه تصمیم اسرائیل برای به‌رسمیت‌شناختن سومالی‌لند انجام می‌شود؛ اقدامی که پیش‌تر با مخالفت دولت سومالی، اتحادیه آفریقا و چند کشور منطقه‌ای روبه‌رو شده بود.
    سومالی‌لند در سال ۱۹۹۱ از سومالی اعلام جدایی کرد و با وجود برخورداری از دولت، ارتش و ساختار اداری مستقل، تاکنون از سوی جامعه بین‌المللی به‌عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخته نشده است.
    این منطقه به‌دلیل نزدیکی به تنگه باب‌المندب و دریای سرخ برای اسرائیل اهمیت راهبردی دارد و امکان رصد تحولات و تهدیدهای دریایی را فراهم می‌کند.
    سومالی‌لند همچنین در نزدیکی یمن قرار دارد؛ جایی که حوثی‌ها در ماه‌های اخیر به کشتی‌های تجاری در این مسیر حمله کرده‌اند.
    پزشکیان: می‌گویند تو حقوق را اضافه کن، مالیات هم نگیر، از کجا این پول را بیاورم؟
    مسعود پزشکیان، رئیس جمهوری ایران بار دیگر با لحنی انتقادی از شیوه اداره کشور گفت که تصمیم‌های غیرواقع‌بینانه، خود حکومت را به سمت بحران می‌برد.
    پزشکیان روز سه‌شنبه ۱۷ دی (۶ ژانویه) در "همایش ملی جایگاه شوراهای اسلامی" گفت: «خودمان مملکت را به بحران می‌کشانیم، بعد می‌گوییم چرا این شکلی است.»
    رئیس جمهوری ایران افزود: «می‌گویند تو حقوق را اضافه کن، مالیات هم نگیر؛ بگویند از کجا این پول را بیاورم؟ نفت هم که تحریم است. خودمان مملکت را به بحران می‌کشانیم، بعد می‌گوییم چرا این شکلی است؟»
    پزشکیان با اشاره به منتقدانی که از ناتوانی دولت سخن می‌گویند، تاکید کرد که حاضر است اختیار و مسئولیت اجرا را واگذار کند: «هرکس ادعا دارد می‌تواند گرهی را باز کند، پروژه و اختیار را می‌دهیم، بروید و اجرا کنید.»
    این مواضع اما تازه نیست. پزشکیان پیش‌تر نیز، روز یکشنبه ۷ دی و پس از ارائه لایحه بودجه ۱۴۰۵ به مجلس، به فشار معیشتی اشاره کرده و گفته بود از یک سو حقوق‌ها پایین است و از سوی دیگر مالیات‌های سنگینی دریافت می‌شود.
    بیشتر بخوانید: بودجه ۱۴۰۵؛ پزشکیان: اگر مشکلات حل نشود، نمی‌توان حکومت کرد
    او این واقعیت را پذیرفت، اما تاکید کرد هرگونه افزایش حقوق، نیازمند تعیین منبع مشخص برای تامین آن است.
    حملات جدید اسرائیل به مواضع حزب‌الله و حماس در لبنان
    در ادامه تنش‌ها در مرزهای شمالی اسرائیل، ارتش این کشور بار دیگر اهدافی را در خاک لبنان هدف قرار داد. ارتش اسرائیل اعلام کرده این حملات مواضع حزب‌الله و حماس را هدف گرفته است.
    این حملات در حالی انجام شده که پس از ماه‌ها درگیری میان اسرائیل و حزب‌الله، با میانجی‌گری ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۲۴ توافق آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان حاصل شد، توافقی که هر دو طرف یکدیگر را به نقض آن متهم می‌کنند.
    بر اساس این توافق، دولت لبنان موظف شده بود تا پایان سال، حزب‌الله را خلع سلاح کند، موضوعی که این گروه همچنان با آن مخالفت می‌کند. اسرائیل می‌گوید اجرای این بند، شرط اصلی پایبندی به آتش‌بس است.
    حزب‌الله که از حمایت جمهوری اسلامی برخوردار است، متحد حماس به شمار می‌رود. حماس عمدتا در نوار غزه فعال است، در حالی که حزب‌الله پایگاه اصلی خود را در جنوب لبنان دارد. ادامه این وضعیت، نگرانی‌ها درباره شکننده بودن آتش‌بس و احتمال گسترش دوباره درگیری‌ها را افزایش داده است.
    دیدار متحدان اوکراین در پاریس برای بررسی تضمین‌های امنیتی پس از آتش‌بس
    قرار است نمایندگان بیش از ۳۵ کشور امروز سه‌شنبه ۶ ژانویه (۱۶ دی‌ماه) به‌همراه مقام‌هایی از آمریکا و اوکراین، در پاریس، پایتخت فرانسه گرد هم آیند تا درباره تضمین‌های امنیتی پس از آتش‌بس احتمالی در اوکراین گفت‌وگو کنند.
    انتظار می‌رود ۲۷ رئیس جمهور و نخست وزیر در اجلاس پاریس حضور یابند. از آلمان فریدریش مرتس، صدراعظم در این نشست شرکت خواهد کرد. از طرف ایالات متحده قرار است استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ، حضور داشته باشند. همچنین انتظار می‌رود ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، و مارک روته، دبیرکل ناتو نیز در این نشست شرکت کنند.
    محور اصلی گفتگو‌ها، چگونگی نظارت بر آتش‌بس، حمایت بلندمدت نظامی از اوکراین و امکان استقرار یک نیروی چندملیتی برای جلوگیری از حملات جدید روسیه است.
    بیشتر بخوانید: زلنسکی: به دنبال پایان جنگ هستیم، اما نه به هر قیمت
    علیرغم تأکید اروپا بر ضرورت تضمین امنیت اوکراین، نقش دقیق آمریکا و میزان مشارکت کشورها همچنان نامشخص است و اختلاف‌ها بر سر مسائل سرزمینی و واکنش مسکو پابرجاست.
    0 min
  • ادامه اعتراضات در ایران؛ "دست‌کم ۲۹ کشته و ۱۲۰۰ بازداشتی"
    خبرگزاری هرانا گزارش داد که دست‌کم ۲۹ نفر در جریان سرکوب اعتراضات سراسری کشته و بیش از ۱۲۰۰ تن بازداشت شده‌اند. وزارت خارجه آمریکا با انتشار ویدیویی از یورش ماموران به بیمارستان ایلام قویا محکوم کرد.خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شامگاه دوشنبه ۱۵ دی‌ماه (۵ ژانویه) در گزارشی تفضیلی بر پایه‌ اطلاعات بررسی شده نوشت که در جریان اعتراضات سراسری دست‌کم یک هزار و ۲۰۳ شهروند بازداشت شده و دست‌کم ۲۹ تن از معترضان کشته شده‌اند.
    به نوشته هرانا، با وجود ادامه برخورد شدید نیروهای امنیتی و استفاده از سلاح جنگی در برخی مناطق، دامنه جغرافیایی اعتراضات کاهش نیافته و "اشکال متنوع کنش‌های اعتراضی" در نقاط مختلف ایران همچنان ادامه دارد.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    همزمان سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، در گزارشی از اعتراضات نوشت که دست‌کم چهار نفر از کشته‌شدگان در اعتراضات زیر ۱۸ سال هستند.
    این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز یکشنبه ۱۴ دی (چهارم ژانویه) بار دیگر به حکومت ایران هشدار داد که اگر دست به کشتار معترضان بزند، "ضربه بسیار سختی" از آمریکا خواهد خورد.
    خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، شامگاه دوشنبه گزارش داد که دست‌کم ۲۵۰ افسر پلیس و ۴۵ عضو نیروی بسیج داوطلب سپاه در اعتراضات زخمی شده‌اند.
    غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه‌قضائیه، روز دوشنبه اعتراضات جاری در ایران را به "دشمن" نسبت داد و تهدید کرد، در قبال "اغتشاشگران ارفاقی در کار نخواهد بود."
    بیشتر بخوانید: فارن پالیسی: مرکز تقل اعتراضات نه اصلاح، بلکه تغییر رژیم است
    بنا بر گزارش‌ها، به‌رغم فضای به شدت امنیتی و حضور گسترده ماموران، اعتراضات در شامگاه دوشنبه ادامه داشته و معترضان در بسیاری از شهرها به خیابان‌آمده و علیه حکومت شعار دادند.
    دانشجویان در دست‌کم دو دانشگاه از جمله دانشگاه بیرجند و دانشگاه شیراز شعارهای اعتراضی سر دادند.
    در دانشگاه شیراز دانشجویان با سردادن شعار "خامنه‌ای ترسیده، خوابگاه ما تعطیله" به تعطیلی دانشگاه و دستور تخلیه خوابگاه‌ها اعتراض کردند.
    همچنین ویدیوهای منتشر شده نشان می‌دهند که دانشجویان شعار "رضا شاه روحت شاد" و "خامنه‌ای قاتل، زهی خیال باطل" سر داده‌اند.
    اشاره این دانشجویان به پیام فارسی ایلان ماسک، میلیاردر حوزه فناوری و از نزدیکان دونالد ترامپ، پای پستی در شبکه اکس بود که در آن خطاب به خامنه‌ای که به انگلیسی نوشته بود: «ما در برابر دشمن تسلیم نخواهیم شد»، به فارسی نوشت: «زهی خیال باطل».
    "پیام نتانیاهو به ایران از طریق روسیه"
    روزنامه تایمز اسرائیل شامگاه دوشنبه در خبری کوتاه به نقل از خبرگزاری دولتی کان نوشت که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این کشور، در پیامی به سران جمهوری اسلامی اعلام کرده است که اسرائیل در حال حاضر علاقه‌ای به تشدید تنش و قصد حمله به جمهوری اسلامی را ندارد.
    این گزارش می‌گوید که این پیام در هفته‌های اخیر از طریق ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، که نتانیاهو چندین بار با او تلفنی صحبت کرده، منتقل شده است. عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز انتقال پیام اسرائیل به سفیر ایران در روسیه را تائید کرده است.
    این گزارش می‌افزاید اورشلیم نگران است که تهران با این فکر که حمله اسرائیل قریب‌الوقوع است، دچار اشتباه محاسباتی شود و حمله‌ای پیش‌دستانه به اسرائیل انجام دهد و پیام نتانیاهو با هدف جلوگیری از این امر است.
    نتانیاهو روز دوشنبه درپارلمان اسرائیل، کنست، گفت هرگونه حمله از سوی ایران "عواقب شدیدی" به همراه خواهد داشت.
    واکنش وزارت خارجه آمریکا به سرکوب خونین در ملکشاهی
    حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه اکس، بامداد سه‌شنبه ۱۶ دی (۶ ژانویه) با انتشار ویدیویی از یورش ماموران به بیمارستان ایلام نوشت: «حمله وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی به بیمارستانی در ایلام یک جنایت است. یورش به بخش‌ها، ضرب و شتم کادر پزشکی و حمله به مجروحان با گاز اشک‌آور و گلوله جنگی، جنایتی آشکار علیه بشریت است. بیمارستان‌ها میدان نبرد نیستند. این اقدامات رژیم جمهوری اسلامی نقض فاحش قوانین بین‌المللی است و نشان دهنده رژیمی است که با بی‌توجهی کامل به جان انسان‌ها رفتار می‌کند.»
    اعتراضات روز شنبه ۱۳ دی‌ماه در شهرستان ملکشاهی ایلام با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد. نهادهای حقوق بشری می‌گویند تا کنون دست‌کم سه نفر کشته و ده‌ها تن زخمی شده‌اند. بر اساس ویدیوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نیروهای امنیتی دست‌کم دوبار برای بازداشت مجروحان و ربایش پیکر کشته‌شدگان به بیمارستان ایلام هجوم برده‌ و حتی گاز اشک‌آور به داخل اورژانس بیمارستان پرتاب کرده‌اند.
    مصاحبه علی دایی با خبرگزاری تابناک و حذف پس از انتشار
    علی دایی، اسطوره فوتبال ایران، در گفت‌وگویی با خبرگزاری تابناک از سیاست‌های جمهوری اسلامی و فساد حاکم بر ایران انتقاد کرد. هرچند این مصاحبه دقایقی پس از انتشار از خروجی وبسایت تابناک حذف شد اما ویدیوی این گفت‌وگو در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود.
    علی دایی در این مصاحبه گفت: «یکی از آقازاده‌ها که اسمش را به هکتورعوض کرده، معلوم است تحریم برای او برکت دارد، آن هم چه برکاتی.»
    اشاره دایی به حسین شمخانی است، پسر علی شمخانی، نماینده علی خامنه‌ای در شورای‌ عالی دفاع و وزیر دفاع سابق جمهوری اسلامی ایران است که از نام مستعار "هکتور" استفاده می‌کند.
    علی دایی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به اعتراضات مردمی در ایران افزود: «من فکر می‌کنم اگر اصحاب کهف هم بودیم، می‌آمدیم بیرون، چنین اتفاقاتی را نمی‌توانستیم شاهد باشیم. تا سیاست خارجی‌مان را درست نکنیم، به هیچ عنوان نمی‌توانیم وضعیت اقتصادی مملکت را روبه‌راه کنیم. مگر می‌شود در یک سال گذشته دلار یک و نیم برابر شود؟ چطوری می‌توانند مسئولین ما راحت بخوابند؟ شاید خیلی‌ از آنها ایرانی نیستند که دلشان برای ملت ایران نمی‌سوزد.»
    اسطوره فوتبال ایران همچنین گفت با وجود همه فشارها "در این خاک ریشه دارد و تا زمانی که نفس باقی است، در ایران می‌ماند."
    0 min
  • شنبه خونین ملکشاهی؛ چرا سرکوب در شهرستان‌ها شکل دیگری دارد؟
    اعتراضات پس از آغاز آن در تهران به سرعت به شهرهای دیگر گسترش یافت؛ از جمله شهرستان ملکشاهی ایلام که با سرکوب خونین روبرو شد و ماموران حتی به بیمارستان آنجا هجوم بردند. سرکوب در شهرستان‌ها چه تفاوتی با شهرهای بزرگ دارد؟جرقه دور تازه‌ای از اعتراضات سراسری در ایران از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران و به دنبال افزایش بی‌سابقه قیمت دلار زده شد، اما به سرعت دامنه آن با شعارهایی که کل حاکمیت را هدف گرفت، به شهرهای کوچک و شهرستان‌ها در بسیاری از نقاط ایران رسید که نام آنها کمتر شنیده شده است.
    شهرستان ملکشاهی در استان مرزی ایلام، واقع در غرب ایران، یکی از آنهاست که روز شنبه ۱۳ دی‌ماه شاهد سرکوبی خونین و وحشیانه از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بود. در اثر این سرکوب، به گواه ویدیوهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و اظهارات فعالان حقوق بشر، بیش از ده نفر کشته، دست‌کم ۱۵۰ نفر زخمی و شمار زیادی از معترضان همراه با خشونت شدید بازداشت شدند.
    اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
    همچنین چندین ویدیو که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده‌اند حمله ماموران موتورسوار به اورژانس بیمارستان ایلام را نشان می‌دهد که با هدف ربایش پیکر کشته‌شدگان و بازداشت مجروحان صورت گرفته و نشان‌دهنده خشونت عریان علیه شهروندان این منطقه است.
    این در شرایطی است که در حقوق بین‌الملل یورش و حمله به بیمارستان خط قرمز محسوب می‌شود. اما به نظر می‌رسد از نگاه جمهوری اسلامی سرکوب و خاموش کردن اعتراضات در این شهرستان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
    وضعیت در ملکشاهی برای بسیاری از ایرانیان یادآور جمعه خونین زاهدان و کشتار در نیزارهای ماهشهر است و به باور شماری از ناظران و فعالان حقوق بشر، رسانه‌ها در انعکاس و توجه به آنچه در این شهرستان می‌گذرد کم‌کاری کرده‌اند.
    عدنان حسن‌پور، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی علت را اینگونه توضیح می‌دهد که رسانه به امور برجسته و مشهور توجه بیشتری دارد، هر پدیده، مکان یا فرد مشهور را بیشتر می‌بیند و بە تبع آن، به موارد ناشناختە یا کمتر مشهور توجه کمتری می‌کند. اما به گفته او، در ایران اصل موضوع بە ساختار عینی و ذهنی مرکزگرایی موجود و نهادینەشدە برمی‌گردد.
    عدنان حسن‌پور می‌افزاید: «از ابتدای تاسیس دولت-ملت یا همان دولت مدرن در ایران، کل ساختار حکمرانی بر اساس مرکزگرایی شدید شکل گرفت. هرگونە مرکزگرایی بە نحو طبیعی منجر بە تولید پیرامون و غلبە نظم منطبق با آن می‌شود. این نظم بە تدریج تمامی لایەهای زندگی مردمان ساکن در آن نظام و جغرافیا را احاطە کردە و بە همەجا تسری می‌یابد. اکنون دیگر همە بە این نظم نابرابر غیرعادلانە آلودە شدەاند، پس شرایطی کە برای پیرامون پیش می‌آید از همەسو کشندە است: حکومت با فوبیای خودساخته تجزیه جغرافیایی بە بدترین و خشونت‌آمیزترین شکل ممکن با هرگونە اعتراض پیرامون برخورد می‌کند، بخشی از اپوزیسیون نیز کە متاثر از همان نظم برساختە مرکزگرایانە است، سکوت می‌کند تا حکومت این "کار کثیف اما ضروری" را در سکوت کامل انجام دهد و کار آنها را در آیندە آسانتر سازد.»
    این روزنامه‌نگار و فعال سیاسی کُرد که سابقه بازداشت و سرکوب دارد و ده سال از عمر خود را در ایران در زندان گذرانده است، ضمن انتقاد از فضای رسانه‌ای موجود می‌گوید: «برخی کە اساسا هیچ نسبتی با رسانە در تعریف حقیقی آن ندارند، بلکە دستگاە پروپاگاندا و دروغ‌سازی بە نفع جریان‌هایی خاص هستند و طبیعتا انتظاری از آنان نمی‌رود. اما بخشی از رسانه‌های دیگر نیز که در این چارچوب نمی‌گنجند، سعی می‌کنند با لطایف‌الحیل خود را از مسئولیت بازتاب دادن حقیقت آن‌گونە کە واقعا هست، پنهان کنند، چرا که مقتضای خواست ذهنی‌شان چنین چیزی می‌طلبد.»
    بیشتر بخوانید: فارن پالیسی: مرکز تقل اعتراضات نه اصلاح، بلکه تغییر رژیم است
    حسن‌پور معتقد است که در نتیجە این موارد، حکومت دست خود را برای کشتار و خشونت هرچە بیشتر در پیرامون باز می‌بیند و از نظر او: «اپوزیسیون و رسانە نیز مستقیم یا غیرمستقیم او را در این امر یاری می‌دهند. نهایتا پس از گذشت دو روز و با فشار مردم و فعالین شبکەهای اجتماعی، رسانەها اندک ورودی بە موضوع می‌کنند. متاسفانە این روند هموارە وجود داشتە و اکنون هم ادامە دارد.»
    امید شمس، حقوقدان و مدیر بخش تکنولوژی و حقوق بشر بنیاد سیامک پورزند، به دویچه وله فارسی می‌گوید که نوع واکنش نیروهای امنیتی در شهرهای پیرامونی ایران به ویژه با تهران یا شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها تفاوت دارد. به گفته او، همچنین نوع واکنش نیروها به شهرها و استان‌های مرزی بسیار متفاوت با استان‌های مرکزی است.
    امید شمس مهم‌ترین علت را بیشتر بودن توجه عمومی به تهران و مراکز استان‌ها می‌داند و می‌گوید اطلاع‌رسانی درباره اتفاقاتی که در آنجا می‌افتد بیشتر است و معمولا ویدیوهای بیشتر، دقیق‌تر و واضح‌تری به رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی ارسال می‌شود. در نتیجه فشار بیشتری به حکومت وارد می‌شود.
    او تبعیض را عامل دیگر برمی‌شمرد: «همانطور که در ایران میان مردان و زنان و در بین اقوام تبعیض وجود دارد، در بین شهرها و استان‌ها و مرکز و شهرهای پیرامون هم تبعیض وجود دارد. می‌دانیم که بیشتر افرادی که در ساختار حکومت هستند در واقع از شهرهای مرکزی و مراکز استان هستند. بنابراین در مراکز استان معمولا افراد ممکن است اقوامی در لایه‌های بالای قدرت داشته باشند و این می‌تواند فشار بیاورد. مثلا در سال ۱۳۸۸ اساسا اینکه به مسئله کهریزک پرداخته شد به دلیل این بود که یکی دو نفر از کشته‌شدگان فرزندان مقامات بالای نظام بودند و با فشار آنها به این موضوع رسیدگی شد.»
    به باور این حقوقدان، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند اعتراضات در شهرهای مرزی را به گروه‌های مسلح و احزاب و گروه‌های فعال در این مناطق نسبت دهد و از این طریق معترضان و شهروندان غیرنظامی را به عنوان جنگنجو و نیروی نظامی در نظر بگیرد و آنها را با سلاح گرم سرکوب کند.
    او می‌افزاید: «جمهوری اسلامی در بسیاری از این موارد تلاش می‌کند تا درس عبرتی از شهرهای مرزی برای سایر شهرها بسازد، چون می‌داند فشاری که از کشتار مردم در این مناطق بر حکومت می‌آید کمتر از مثلا تهران یا مراکز استان‌ها خواهد بود و به همین دلیل شدت خشونت را بیشتر می‌کند تا ترسی را در دل باقی معترضان در شهرهای دیگر و تهران ایجاد کند. حتی نوع سلاح‌های استفاده‌شده در آنجا متفاوت از مراکز استان‌هاست؛ از سلاح‌های سنگین جنگی مثل تیربار، تانک و تک‌تیراندازها به شدت و به کرات استفاده شده، از کلاشنیکف استفاده شده و البته این ناقض این واقعیت نیست که سرکوب گسترده است و در همه جا وجود دارد، اما معمولا در آنجا بیشتر است.»
    سازوکارهای غیررسمی سرکوب در شهرستان‌ها
    عدنان حسن‌پور، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، می‌گوید که پیش از این حکومت می‌توانست برخی گروەها یا مناسبات اجتماعی و مذهبی مثل هیأت‌های مذهبی یا مناسبات عشیرەای را در راستای سرکوب نرم و گاه سخت اعتراضات بە کار بگیرد، اما به گفته او، در سال‌های اخیر تا حدود زیادی این امکان را از دست دادە است، چرا کە در همە حوزەها دچار شکست بزرگی شدە و بە صورت مداوم از میزان نفوذ و مقبولیتش در میان گروەهای مختلف کاستە شدە است.
    حسن‌پور نمونه‌ای از اتفاقات ملکشاهی را موید صحت این ادعا می‌داند: «یکی از جان‌باختگان اعتراضات بە نام لطیف کریمی یک نظامی بازنشستە بود کە در صف مردم قرار گرفتە و در حال اعتراض و مبارزە با حکومت بود که در نهایت جانش را هم در این راە از دست داد. در گذشتە چنین رویدادی تقریبا در زمرە محالات بود، اما اکنون در موارد بسیار روی می‌دهد. اتفاقا بخشی از تشدید سرکوب سخت حکومت بە همین امر برمی‌گردد: در غیاب امکان‌های موثر برای فعال‌سازی سازوکارهای اجتماعی و کم‌هزینە‌ کنترل و سرکوب، حکومت بە استفادە هرچە بیشتر از قدرت سخت خود پناە می‌برد.»
    بیشتر بخوانید: "یورش مأموران" به بیمارستان ایلام همزمان با هشدار مجدد ترامپ
    به گفته این روزنامه‌نگار، جمهوری اسلامی همچنان تلاش می‌کند شکاف‌ها یا اختلافات اجتماعی و هویتی را در راستای "سرکوب مردم بە دست مردم" فعال کند. به باور او، اختلاف‌افکنی بین آذری‌ها و کردها در نوروز گذشتە نمونە عینی آن است.
    امید شمس به کوچک بودن شهرستان‌ها اشاره می‌کند که شناسایی معترضان نسبت به تهران را آسان‌تر می‌سازد: «در بسیاری از شهرستان‌ها گاهی معترضان مسائل ایمنی را رعایت نمی‌کنند، چهره‌های خود را نمی‌پوشانند یا اینکه چون درباره حضورشان در اعتراضات با هم صحبت می‌کنند ممکن است که رخنه امنیتی ایجاد شود.»
    از نگاه این حقوقدان، بازداشت معترضان در شهرستان‌ها نه تنها راحت‌تر است، بلکه اتفاقاتی که برای بازداشت‌شدگان در شهرستان‌ها می‌افتد نیز می‌تواند بسیار متفاوت باشد: «شکنجه، آزار و اذیت و حتی کشتن آنان پس از بازداشت می‌تواند به سرعت اتفاق بیفتد. در مواردی که ما مستند کردیم مشخص است که در این مناطق بسیار بیشتر است. اگر چه سطح خشونت در این چند موج اخیر اعتراضات آنقدر بالاست که در همه جا جمهوری اسلامی دست به شکنجه و کشتار می‌زند، اما در شهرستان‌ها چون معمولا افراد در مورد وضعیت کشته‌شدگان کمتر اطلاع‌رسانی می‌کنند یا اساسا نمی‌دانند که با کجا تماس بگیرند و اطلاع‌رسانی بکنند، دست حکومت بازتر است. مواردی که افراد مفقود و ناپدید شدند، مثل مورد سارو قهرمانی در گذشته، نشان‌دهنده این است که در شهرستان‌ها بیشتر این موارد اتفاق می‌افتد و دستگاه سرکوب خودش را کمتر پاسخگو احساس می‌کند و فشار رسانه‌ای در شهرستان‌ها کمتر است.»
    چه می‌توان کرد؟
    عدنان حسن‌پور معتقد است که پوشش رسانه‌ای در حقیقت فشار بسیار زیادی به حکومت وارد می‌کند. به گفته او، باید بە برخوردهای سلیقەای و تبعیض‌آمیز با موضوع سرکوب‌های حکومت پایان داد و قدم اول برای کمک به مردم تحت ستم، به باور او، پرداختن بە تمامی موارد نقض حقوق و آزادی‌های مردم در همەجا و همەزمان بە شکلی یکسان است.
    او اما می‌گوید برای مردم داخل نمی‌تواند نسخه‌ای بپیچد، چون به لحاظ اخلاقی چنین کاری را پسندیده نمی‌داند، اما معتقد است که «شهروندان ایرانی در دیاسپورا باید مانند اوایل جنبش "ژن، ژیان، ئازادی" بە میدان بیایند و صدای مردم تحت سرکوب داخل را بلندتر کنند.»
    او در همین رابطه می‌افزاید: «فعالین و رسانەها نیز باید در قبال اعمال خود مسئول شناختە شوند، وظیفە فعال اجتماعی و سیاسی دفاع بلاشرط از حقیقت است نە تحریف واقعیت یا برجستەسازی‌های غیرواقع. کنش معطوف بە حقیقت فعالین و رسانەها بە مبارزات مردم داخل کمک شایانی می‌کند و امکان تولید یا تقویت گفتمان دموکراسی‌خواهانە را فراهم می‌سازد؛ امری کە برای پیش‌برد جنبش اجتماعی بسیار حیاتی است.»
    امید شمس نیز اطلاع‌رسانی مداوم از وضعیت شهرستان‌ها در رسانه‌ها، ارسال تصاویر بیشتر از وضعیت شهرستان و وضعیت نیروهای سرکوب را مهمترین عاملی برمی‌شمرد که می‌تواند به کاهش هزینه اعتراضات در شهرستان‌ها کمک کند.
    او در همین راستا می‌گوید: «باید نشان داده شود که نیروهای سرکوب در کجا قرار دارند. وقتی شما تصویری می‌گیرید که در آن نشان می‌دهید معترضان در حال دور شدن از ماموران امنیتی هستند اما ماموران هنوز به سمت آنها شلیک می‌کنند، این یک رفتار مجرمانه است. تمام سربازان و نیروهایی که دست به این اعمال می‌زنند باید محاکمه شوند. باید بعدا مشخص شود که این افراد چه کسانی بوده‌اند و اینها اگر زمان تصویربرداری مشخص باشد قابل دسترسی است. اگر در حال تصویربرداری هستید بسیار مهم است که دوربین را بچرخانید و نشان دهید که نیروی امنیتی در کجا قرار دارد.»
    دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
    نکته مهم دیگری که امید شمس بر آن تاکید می‌کند اطلاع‌رسانی دقیق از بازداشتی‌ها است: «بسیاری از خانواده‌ها می‌ترسند که اطلاع‌رسانی، وضعیت فرد بازداشت‌شده‌را بدتر کند، اما این بسیار تصویر غلطی است. هرچه اطلاع‌رسانی در مورد افراد، عکسشان، زمان بازداشت، اتفاقی که برایشان افتاده بیشتر شود احتمال ناپدیدسازی قهری و یا کشته شدنشان زیر شکنجه کمتر می‌شود و پاسخگویی در قبال وضعیت آنان را آسان‌تر می‌کند.»
    روش‌های مستندسازی نقض حقوق بشر
    امید شمس تاکید ویژه‌ای بر مستندسازی نقض حقوق بشر دارد. به گفته او، بسیار مهم است که تصاویر و ویدیوهای دقیقی از اعتراضات و محلی که معترضان و نیروهای امنیتی در آنجا قرار دارند در اختیار نهادها و سازمان‌های فعال در زمینه حقوق بشر قرار گیرد.
    او در همین رابطه توضیح می‌دهد: «بسیار مهم است که در تصاویر ضبط‌‌‌شده محل، تاریخ و ساعت اتفاق ذکر شود، چون می‌تواند دقیقا به ما نشان دهد که در آن زمان در ساختمانی که از آن تیراندازی شده چه کسی مسئول بوده است. حال یا با صدا روی ویدیو گفته شود و یا در زمان ارسال به نهادهای حقوق بشری و رسانه‌ها این اطلاعات ذکر شود. وقتی از گلوله‌ها و مهمات جنگی تصویربرداری می‌شود، بسیار مهم است که اندازه آنها، برندها، نوشته‌های روی آنها و جزئیاتشان دیده شود که بتوان از آن استفاده کرد و مشخص شود که چه کارخانه‌هایی آنها را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده‌اند. در گذشته که در سازمان "عدالت برای ایران" فعالیت می‌کردم راهنمایی را برای چگونگی مستندسازی سرکوب اعتراضات درست کردیم و در آنجا موارد مشخصا با تصویر و جزئیات نشان داده شده است.»
    امید شمس می‌افزاید: «برای مثال وقتی دارید از یک گلوله کوچک تصویربرداری می‌کنید مهم است که یک شیء که اندازه آن مشخص باشد در کنار آن بگذارید تا اندازه‌ و سایز آن مهمات را نشان دهد؛ در مورد کپسول‌های گاز اشک‌آور، فشنگ‌ها و پوکه‌ها بسیار مهم است که از ته استوانه‌ها و تمام نوشته‌ها و اطلاعات عکس بگیرید. اگر پوکه‌های جنگی را پیدا می‌کنید حتما اعلام کنید که در چه محل‌ها و زمان‌هایی پیدا شده‌اند.»
    0 min

About دویچه وله فارسی | همه گزارش‌ها

From the publisher's feed

Persian Homepage