
Sign up to save your podcasts
Or


هوا گرم بود و همهچیز کش میاومد… ماسک میزدیم که ایام به عافیت بگذره، ایام کش میاومد، کتاب میخوندیم جهالت رو بشوره ببره، جهل کش میاومد، با آدمها مدارا میکردیم رابطهها مکدر نشه، موی دماغمون کش میاومد… با سردمدار و پرچمدار مصالحه میکردیم جیب شلوارمون کش میاومد، سفر میرفتیم و عصیانمون رو از شهر دور میکردیم راه کش میاومد… گفتم ابرام چیه داستان این کش اومدنه؟ رادیو رو روشن کرد و گفت چیزی نیست؛ هوا گرمه…
By ebrahim assadiهوا گرم بود و همهچیز کش میاومد… ماسک میزدیم که ایام به عافیت بگذره، ایام کش میاومد، کتاب میخوندیم جهالت رو بشوره ببره، جهل کش میاومد، با آدمها مدارا میکردیم رابطهها مکدر نشه، موی دماغمون کش میاومد… با سردمدار و پرچمدار مصالحه میکردیم جیب شلوارمون کش میاومد، سفر میرفتیم و عصیانمون رو از شهر دور میکردیم راه کش میاومد… گفتم ابرام چیه داستان این کش اومدنه؟ رادیو رو روشن کرد و گفت چیزی نیست؛ هوا گرمه…