کتابخانه گلها

افسانه شیرین


Listen Later

#گلهای_تازه
برنامه شماره 25
#هایده
#محمدرضا_شجریان
#فرخی_یزدی
#بهادر_یگانه
#فریدون_حافظی
#همایون_خرم
#مجید_نجاحی
#فیروزه_امیرمعز
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک خطا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
امشب که تو در کنار منی غمگسار منی
سایه از سر من تا سپیده مگیر
ای اشک من خیز و پرده مپوش پیش چشم ترم
بخت دیدن او راه دیده مگیر
دل دیوانه من به غیر از محبت گناهی ندارد خدا داند
منم آن مرغ وحشی که در هر بیابان به طرفی سرشکی بیفشاند
شده چون مرغ طوفان به جز بی پناهی پناهی ندارد خدا داند
به جز این اشک سوزان دل ناامیدم گواهی ندارد خدا داند
ای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من
این سکوت مرا ناشنیده مگیر
ای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر
سوز و ساز دلم را ندیده مگیر
دلم ویران هر زمان بهانه تو
سرم دارد شور جاودانه تو
روی دل بود به سوی آستانه‌ تو
چو آید شب در میان تیرگی ها
گشاید پر روح من به شور و غوغا
رو کنم چو مرغ وحشی سوی خانه تو
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آن قدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابه غم بود و جگر گوشه درد
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

کتابخانه گلهاBy حسین