
Sign up to save your podcasts
Or


#گلهای_شجریان (۷۶)
گلهای تازه ۱۴۰ - دستگاه چهارگاه
خوانندگان: محمدرضا #شجریان و سیمین غانم
تار: فرهنگ #شریف
ویولن: علی #تجویدی
گوینده: رضا معینی
غزل آواز: حافظ
شعر تصنیف: سلمان ساوجی
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
نوبهار است و گل و سبزه و ما عمرِ عزیز
میگذاریم به غفلت، مگذار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
موسم گل نَبُوَد توبۀ عشّاق درست
توبه یعنی چه؟ بیا باده بیار ای ساقی
شاهد و باغ و گل و مُل همه خوبند ولی
یار خوش خوشتر از این هر سه چهار ای ساقی
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام ولب یار ای ساقی
********
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مَصرفش گُل است و نبید
صَفیر مرغ برآمد بَطِ شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقابِ گُل که کشید
ز روی ساقیِ مهوش گلی بچین امروز
که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید
چنان کرشمۀ ساقی دلم ز دست بِبُرد
که با کسِ دگرم نیست برگ گفت و شنید
من این مُرَقّعِ رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیرِ باده فروشش به جرعهای نخرید
ن این مُرَقّعِ رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیرِ باده فروشش به جرعهای نخرید
بهار میگذرد، بهار میگذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز مُی نچشید
By Khosousi4.8
1919 ratings
#گلهای_شجریان (۷۶)
گلهای تازه ۱۴۰ - دستگاه چهارگاه
خوانندگان: محمدرضا #شجریان و سیمین غانم
تار: فرهنگ #شریف
ویولن: علی #تجویدی
گوینده: رضا معینی
غزل آواز: حافظ
شعر تصنیف: سلمان ساوجی
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
نوبهار است و گل و سبزه و ما عمرِ عزیز
میگذاریم به غفلت، مگذار ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
موسم گل نَبُوَد توبۀ عشّاق درست
توبه یعنی چه؟ بیا باده بیار ای ساقی
شاهد و باغ و گل و مُل همه خوبند ولی
یار خوش خوشتر از این هر سه چهار ای ساقی
تا توانی مده از کف به بهار ای ساقی
لب جوی و لب جام ولب یار ای ساقی
********
رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مَصرفش گُل است و نبید
صَفیر مرغ برآمد بَطِ شراب کجاست
فغان فتاد به بلبل نقابِ گُل که کشید
ز روی ساقیِ مهوش گلی بچین امروز
که گِردِ عارضِ بُستان خطِ بنفشه دمید
چنان کرشمۀ ساقی دلم ز دست بِبُرد
که با کسِ دگرم نیست برگ گفت و شنید
من این مُرَقّعِ رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیرِ باده فروشش به جرعهای نخرید
ن این مُرَقّعِ رنگین چو گل بخواهم سوخت
که پیرِ باده فروشش به جرعهای نخرید
بهار میگذرد، بهار میگذرد دادگسترا دریاب
که رفت موسم و حافظ هنوز مُی نچشید

850 Listeners

7,894 Listeners

26 Listeners

4,320 Listeners

49 Listeners