احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

By شهروز کبیریSociety & CultureArtsHistory
Download on the App Store

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر episodes

  • احمد شاملو | ساعت اعدام

    ▨ نام شعر: ساعت اعدام 

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    در قفلِ در کلیدی چرخید


    لرزید بر لبانش لبخندی

    چون رقصِ آب بر سقف

    از انعکاسِ تابشِ خورشید


    در قفلِ در کلیدی چرخید


    □


    بیرون

    رنگِ خوشِ سپیده‌دمان

    ماننده‌یِ یکی نتِ گم‌گشته

    می‌گشت پرسه‌پرسه‌زنان روی

    سوراخ‌های نی

    دنبالِ خانه‌اش...


    □


    در قفلِ در کلیدی چرخید

    رقصید بر لبانش لبخندی

    چون رقصِ آب بر سقف

    از انعکاسِ تابشِ خورشید


    □


    در قفلِ در

    کلیدی چرخید.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۳۳

    زندان قصر

    از دفتر شعر هوای تازه

    ـــــــــــــــــ

    در دفتر «هوای تازه» تاریخ سرایش این شعر ۱۳۳۱ آمده اما طبق خاطرات سیروس شاملو در کتاب «چو روحِ آب» نشر هنر پارینه، تاریخ درست آن ۱۳۳۳ است و در زندان قصر سروده شده.

    4 min
  • احمد شاملو | و حسرتی (بخش یکم شعر)

    ▨ نام شعر: و حسرتی (بخش یکم این شعر)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    (به پاسخِ استقبالیه‌یی)

    ـــــــــــــــــ

    3 min
  • احمد شاملو | اشارتی

    ▨ نام شعر: اشارتی

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    پیش از تو

          صورتگران

               بسیار

    از آمیزه‌ی برگ‌ها

              آهوان برآوردند؛


    یا در خطوطِ کوهپایه‌یی

                 رمه‌یی

    که شبان‌اش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه

                             نهان است؛

    یا به سیری و سادگی

    در جنگلِ پُرنگارِ مه‌آلود

    گوزنی را گرسنه

    که ماغ می‌کشد.

    تو خطوطِ شباهت را تصویر کن:

    آه و آهن و آهکِ زنده

    دود و دروغ و درد را. ــ

    که خاموشی

            تقوای ما نیست.


    □


    سکوتِ آب

    می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛

    سکوتِ گندم

    می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛

    همچنان که سکوتِ آفتاب

                   ظلمات است ــ

    اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست:

    غریو را

    تصویر کن!


    عصرِ مرا

    در منحنی‌ تازیانه به نیش‌خطِ رنج؛

    همسایه‌ی مرا

    بیگانه با امید و خدا؛

    و حرمتِ ما را

    که به دینار و درم برکشیده‌اند و فروخته.


    □


    تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و

    آن نگفتیم

          که به کار آید

    چرا که تنها یک سخن

                 یک سخن در میانه نبود:

    ــ آزادی!


    ما نگفتیم

    تو تصویرش کن!

    ▨ 

    احمد شاملو - چهاردهم اسفند ماه ۱۳۵۱

    از دفتر شعر ابراهیم در آتش

    4 min
  • مصاحبه با احمد شاملو | سال ۱۳۶۲

    ▨ مصاحبه شونده: احمد شاملو

    ▨ میزبان: ایرج گرگین

    ▨ تاریخ مصاحبه: ۱۳۶۲

    ▨ موضوع: توضیحی پیرامون سخنرانی جنجالی احمد شاملو درباره ضحاک و فریدون

    ▨ پالایش: شهروز

    19 min
  • احمد شاملو | ساعت اعدام

    ▨ نام شعر: ساعت اعدام 

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    در قفلِ در کلیدی چرخید


    لرزید بر لبانش لبخندی

    چون رقصِ آب بر سقف

    از انعکاسِ تابشِ خورشید


    در قفلِ در کلیدی چرخید


    □


    بیرون

    رنگِ خوشِ سپیده‌دمان

    ماننده‌یِ یکی نتِ گم‌گشته

    می‌گشت پرسه‌پرسه‌زنان روی

    سوراخ‌های نی

    دنبالِ خانه‌اش...


    □


    در قفلِ در کلیدی چرخید

    رقصید بر لبانش لبخندی

    چون رقصِ آب بر سقف

    از انعکاسِ تابشِ خورشید


    □


    در قفلِ در

    کلیدی چرخید.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۳۳

    زندان قصر

    از دفتر شعر هوای تازه

    ـــــــــــــــــ

    در دفتر «هوای تازه» تاریخ سرایش این شعر ۱۳۳۱ آمده اما طبق خاطرات سیروس شاملو در کتاب «چو روحِ آب» نشر هنر پارینه، تاریخ درست آن ۱۳۳۳ است و در زندان قصر سروده شده.

    2 min
  • احمد شاملو | کسی را اعتراضی هست؟

    ▨ نام گردانه: کسی را اعتراضی هست؟

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    ...

    (کسی را اعتراضی هست؟)

    و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود

    مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند

    و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز

    از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست.

    ...

    دیری‌ است تا دَم بر نیاورده‌ام اما اکنون

    هنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرم

    که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می‌گشاید.

    ...

    صفِ پیادگانِ سرد آراسته است

    و پرچم

    با هیبتِ رنگین

    برافراشته.


    تشریفات در ذُروه‌ی کمال است و بی‌نقصی است

    راست در خورِ انسانی که برآنند

    تا همچون فتیله‌ی پُردودِ شمعی بی‌بها

    به مقراضش بچینند.

    ...

    (کسی را اعتراضی هست؟) 

    ▨ 

    احمد شاملو - ۲۰ تیرِ ۱۳۶۳ 

    بخشی از شعر در جدال با خاموشی

    از دفتر شعر «مدایح بی‌صله»

    ـــــــــــــــ

    پی‌نوشت اول: سه‌نقطه یعنی شعر در آنجا برش خورده و پیوسته نیست.

    پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخۀ چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد { } آمده است. 

    2 min
  • احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش دوم)

    ▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش دوم)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    ۲


    در بیمارستانی که بسترِ من در آن به جزیره‌یی در بی‌کرانگی می‌مانَد

    گیج و حیرت‌زده به هر سویی چشم می‌گردانم:


    این بیمارستان از آنِ خنازیریان نیست.

    سلاطونیان و زنانِ پرستارش لازم و ملزومِ عشرتی بی‌نشاطند.

    جذامیان آزادانه می‌خرامند، با پلک‌های نیم‌جویده

    و دو قلب در کیسه‌ی فتق

    و چرکابه‌یی از شاش و خاکشی در رگ

    با جاروهای پَر بر سرنیزه‌ها

    به گردگیریِ ویرانه.


    راهروها با احساسِ سهمگینِ حضورِ سایه‌یی هیولا که فرمانِ سکوت می‌دهد

    محورِ خوابگاه‌هایی‌ست با حلقه‌های آهن در دیوارهای سنگ

    و تازیانه و شمشیر بر دیوار.

    اسهالیان

    شرم را در باغچه‌های پُرگُل به قناره می‌کشند

    و قلبِ عافیت در اتاقِ عمل می‌تپد

    در تشتکِ خلاب و پنبه

    میانِ خُرناسه‌ی کفتارها زیرِ میزِ جراح.


    اینجا قلبِ سالم را زالو تجویز می‌کنند

    تا سرخوش و شاد همچون قناری مستی

    به شیرین‌ترین ترانه‌ی جانت نغمه سردهی تا آستانِ مرگ

    که می‌دانی

    امنیت

    بلالِ شیرْدانه‌یی‌ست

    که در قفس به نصیب می‌رسد،

    تا استوارِ پاسدارخانه برگِ امان در کَفَت نهد

    و قوطی مُسکن‌ها را در جیبِ روپوشت:

    ــ یکی صبح یکی شب، با عشق!


    □


    اکنون شبِ خسته از پناهِ شمشادها می‌گذرد

    و در آشپزخانه

    هم‌اکنون

    دستیارِ جراح

    برای صبحانه‌ی سرپزشک

    شاعری گردنکش را عریان می‌کند

    (کسی را اعتراضی هست؟)


     و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود

    مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند

    و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز

    از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست.


    □


    عُریان بر میزِ عمل چاربندم

    اما باید نعره‌یی برکشم

    شرفِ کیهانم آخر

    هابیلم من

    و در کدوکاسه‌ی جمجمه‌ام

    چاشتِ سرپزشک را نواله‌یی هست.


    به غریوی تلخ

    نواله را به کامش زهرِ افعی..

    6 min
  • احمد شاملو | در جدال با خاموشی (بخش اول)

    ▨ نام شعر: در جدال با خاموشی (بخش اول)

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    ۱


    من بامدادم سرانجام

    خسته

    بی آنکه جز با خویشتن به جنگ برخاسته باشم.


    هرچند جنگی از این فرساینده‌تر نیست،

    که پیش از آنکه باره برانگیزی

    آگاهی

    که سایه‌ی عظیمِ کرکسی گشوده‌بال

    بر سراسرِ میدان گذشته است:

    تقدیر از تو گُدازی خون‌آلوده در خاک کرده است

    و تو را دیگر

    از شکست و مرگ

    گزیر

    نیست.


    من بامدادم

    شهروندی با اندام و هوشی متوسط.

    نَسبَم با یک حلقه به آوارگانِ کابل می‌پیوندد.

    نامِ کوچکم عربی‌ست

    نامِ قبیله‌یی‌ام تُرکی

    کُنیَتَم پارسی.

    نامِ قبیله‌یی‌ام شرمسارِ تاریخ است

    و نامِ کوچکم را دوست نمی‌دارم

    (تنها هنگامی که تواَم آواز می‌دهی

    این نام زیباترین کلامِ جهان است

    و آن صدا غمناک‌ترین آوازِ استمداد).


    در شبِ سنگینِ برفی بی‌امان

    بدین رُباط فرود آمدم

    هم از نخست پیرانه خسته.


    در خانه‌یی دلگیر انتظارِ مرا می‌کشیدند

    کنارِ سقاخانه‌ی آینه

    نزدیکِ خانقاهِ درویشان.

    (بدین سبب است شاید

    که سایه‌ی ابلیس را

    هم از اول

    همواره در کمینِ خود یافته‌ام).


    در پنج‌سالگی

    هنوز از ضربه‌ی ناباورِ میلادِ خویش پریشان بودم

    و با شغشغه‌ی لوکِ مست و حضورِ ارواحیِ خزندگانِ زهرآگین برمی‌بالیدم

    بی‌ریشه

    بر خاکی شور

    در برهوتی دورافتاده‌تر از خاطره‌ی غبارآلودِ آخرین رشته‌ی نخل‌ها بر حاشیه‌ی آخرین خُشک‌رود.


    در پنج‌سالگی

    بادیه بر کف

    در ریگزارِ عُریان به دنبالِ نقشِ سراب می‌دویدم

    پیشاپیشِ خو

    8 min
  • احمد شاملو | من مرگ را

    ▨ نام شعر: من مرگ را

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که در من می‌گذرد.

    اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چون جوبارِ آهن در من می‌گذرد.

    اینک موجِ سنگین‌گذرِ زمان است که چونان دریایی از پولاد و سنگ در من می‌گذرد.

    □

    در گذرگاهِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم

    در گذرگاهِ باران سرودی دیگرگونه آغاز کردم

    در گذرگاهِ سایه سرودی دیگرگونه آغاز کردم.


    نیلوفر و باران در تو بود

    خنجر و فریادی در من،

    فواره و رؤیا در تو بود

    تالاب و سیاهی در من.


    در گذرگاهت سرودی دیگرگونه آغاز کردم.

    □

    من برگ را سرودی کردم

    سرسبزتر ز بیشه


    من موج را سرودی کردم

    پُرنبض‌تر ز انسان


    من عشق را سرودی کردم

    پُرطبل‌تر ز مرگ


    سرسبزتر ز جنگل

    من برگ را سرودی کردم


    پُرتپش‌تر از دلِ دریا

    من موج را سرودی کردم


    پُرطبل‌تر از حیات

    من مرگ را

    سرودی کردم.

    ▨ 

    احمد شاملو - آذر ماه ۱۳۴۰

    از دفتر لحظه‌ها و همیشه

    3 min
  • احمد شاملو | باغ آینه

    ▨ نام شعر: باغ آینه

    ▨ شاعر: احمد شاملو

    ▨ با صدای: احمد شاملو

    ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

    ـــــــــــــــــ

    چراغی به دستم چراغی در برابرم.

    من به جنگِ سیاهی می‌روم.



    گهواره‌های خستگی

    از کشاکشِ رفت‌وآمدها

    بازایستاده‌اند،

    و خورشیدی از اعماق

    کهکشان‌های خاکستر شده را روشن می‌کند.

    □

    فریادهای عاصیِ آذرخش ــ

    هنگامی که تگرگ

    در بطنِ بی‌قرارِ ابر

    نطفه می‌بندد.

    و دردِ خاموش‌وارِ تاک ــ

    هنگامی که غوره‌ی خُرد

    در انتهای شاخسارِ طولانیِ پیچ‌پیچ جوانه می‌زند.

    فریادِ من همه گریزِ از درد بود

    چرا که من در وحشت‌انگیزترینِ شب‌ها آفتاب را به دعایی نومیدوار طلب می‌کرده‌ام

    □

    تو از خورشیدها آمده‌ای از سپیده‌دم‌ها آمده‌ای

    تو از آینه‌ها و ابریشم‌ها آمده‌ای.

    □

    در خلئی که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتمادِ تو را به دعایی نومیدوار طلب کرده بودم.


    جریانی جدی

    در فاصله‌ی دو مرگ

    در تهیِ میانِ دو تنهایی ــ

    [نگاه و اعتمادِ تو بدین‌گونه است!]

    □

    شادیِ تو بی‌رحم است و بزرگوار

    نفس‌ات در دست‌های خالیِ من ترانه و سبزی‌ست


    من

    برمی‌خیزم!


    چراغی در دست، چراغی در دلم.

    زنگارِ روحم را صیقل می‌زنم.

    آینه‌یی برابرِ آینه‌ات می‌گذارم

    تا با تو

    ابدیتی بسازم.

    ▨ 

    احمد شاملو - ۱۳۳۶

    از دفتر شعر باغ آینه

    4 min

About احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

From the publisher's feed

اینجا شعرهای احمد شاملو را با صدای خودش خواهیم شنید.

این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.

برای دانلود شعرها به کانال…

More shows like احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,900 Listeners

Radio Deev/پادکست رادیو دیو by RadioDeev

Radio Deev/پادکست رادیو دیو

2,067 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,067 Listeners

مدرسه زندگی فارسی by Iman Fani

مدرسه زندگی فارسی

525 Listeners

رادیو راه با مجتبی شکوری by رادیو راه

رادیو راه با مجتبی شکوری

5,855 Listeners

طنزپردازی | tanzpardazi by tanzpardazi | طنزپردازی

طنزپردازی | tanzpardazi

1,159 Listeners

Owrsi Podcast | پادکست اورسی by Owrsi

Owrsi Podcast | پادکست اورسی

178 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

155 Listeners

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران by Mohammad Amin Chitgaran

Bandar-E-Tehran | رادیو بندر تهران

144 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,995 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

412 Listeners

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian) by Jabe podcast

پادکست جعبه // Jabe Persian Podcast (Mansour Zabetian)

137 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

191 Listeners

پادکست باضیا - Ba Ziya Podcast by Ali Ziya

پادکست باضیا - Ba Ziya Podcast

112 Listeners

شعر با صدای شاعر by Schahrouz Kabiri

شعر با صدای شاعر

3 Listeners