
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام گردانه: عروسی عروسکها (برشی کوتاه از بخشی از شعر بلند خاکستری سیاه)
▨ شاعر: حمید مصدق
▨ با صدای: حمید مصدق
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
_____________
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به عروسی عروسکهای
کودکِ خواهرِ خویش؛
که در آن مجلس جشن
صحبتی نیست ز داراییِ داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی است
چهرهای نیست عبوس
کودکِ خواهرِ من
در شبِ جشنِ عروسیِ عروسکهایش میرقصد
کودکِ خواهرِ من
امپراتوریِ پر وسعت خود را هر روز،
شوکتی میبخشد
کودک خواهر من، نامِ تو را میداند
نامِ تو را میخواند
گلِ قاصد آیا
با تو این قصهٔ خوش خواهد گفت؟!
▨
حمید مصدق
(بخشی از شعر بلند آبی خاکستری سیاه)
By شهروز کبیری▨ نام گردانه: عروسی عروسکها (برشی کوتاه از بخشی از شعر بلند خاکستری سیاه)
▨ شاعر: حمید مصدق
▨ با صدای: حمید مصدق
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
_____________
باز کن پنجره را
من تو را خواهم برد
به عروسی عروسکهای
کودکِ خواهرِ خویش؛
که در آن مجلس جشن
صحبتی نیست ز داراییِ داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی است
چهرهای نیست عبوس
کودکِ خواهرِ من
در شبِ جشنِ عروسیِ عروسکهایش میرقصد
کودکِ خواهرِ من
امپراتوریِ پر وسعت خود را هر روز،
شوکتی میبخشد
کودک خواهر من، نامِ تو را میداند
نامِ تو را میخواند
گلِ قاصد آیا
با تو این قصهٔ خوش خواهد گفت؟!
▨
حمید مصدق
(بخشی از شعر بلند آبی خاکستری سیاه)