درد و دل کن
تصور کن که من تو هستم و تو من
به اندازه تمام خاطرات دور و آینده مبهم
با من حرف بزن
خیال کن که خدا تو را آفریده برای سخن گفتن
و من را آفریده برای شنیدن
عمیق نگاه کن
بزرگ فکرکن
بلند اشک بریز
طعم تلخ شادی را با لبانت جاری کن
پشت سر پرواز رفتن ها آرزوی خوش را نقاشی کن
پروانه های غمگین دور شمع دلت را به پرواز دربیاور
سکوت را بشکن
غم را نادیده بگیر
چشمانت را در اشک شوق غرق کن
قدم هایت را بلند بردار
با من حرف بزن