
Sign up to save your podcasts
Or


جمعه هفته گذشته از اسلو حرکت کردم و دوستم شهاب که مهمانش بودم هم تصمیم گرفت که دو روزی با من دوچرخه سواری کنه ، روز خیلی سردی بود ...
گزارش رو از اسلو تقدیمتون می کنم ،دو سه روزی در اسلو وقت داشتم که چند دوست رو ببینم و بیشتر وقتم رو در خانه بودم بنابراین در این گزارش فرصتی پیدا شد که در مورد سوالی که دوستی پرسیده بود که «چطور بر ترسهات غلبه می کنی؟ » صحبت کنم ...
کماکان نروژ هستم ،روز جمعه طبق برنامه ای که در گزارش قبلی گفتم راه افتادم ،با توجه به اینکه شرایط هوا رو چک کردم و قرار بود هوای پربارانی باشه ، با مشورت دوستم تصمیم گرفتم که جمعه با کشتی تا جایی برم و روز شنبه به منطقه شراگ برم ،اما ....
این قسمت رو از شهر استاوانگر و یکی دو روز زودتر پر می کنم ، برای اینکه هفته آینده رو تو جاده م و برنامه م اینه که کمپینگ داشته باشم و مسیر طوری نیست که امکانات ارسال گزارش داشته باشم ...
از دانمارک جایی وسط یه جنگل گزارش می کنم ،انتهای گزارش قبلی در شهر بیل بین سوییس منزل رناتا و خانواده ش بودم ،صبح که می خواستم راه بیفتم رناتا پیشنهاد کرد که بخاطر بارونی بودن هوا با قطار برم ...
الان از جایی دو کیلومتر قبل از گردنه کولدو پیون داخل چادر گزارش می کنم ،برنامه م این بود که از کولدوپیون به اگل برم و در حاشیه جنوبی دریاچه ژنو دوچرخهسواری کنم....
در گزارش قبلی گفتم که بعد از چند روزی که در آلپ بودم به روستای کوچکی به نام روتییر رسیدم و دوهفته فرصت داشتم که به برن و به اداره مهاجرت برم و ویزام رو ثبت کنم ....
از سوییس گزارش می کنم . روز اول اروپا در میلان ورکشاپ هایی در مدرسه داشتم ،کار در مدرسه خیلی خوب بود ،دو سه روزی در میلان بودم و یه دوست مجازی رو بعد از شش سال دیدم و ارتباط مجازی ما به ارتباط حقیقی تبدیل شد ....
بعد از ترکیه بالاخره به میلان اومدم . بر گردیم به ادامه گزارش هفته گذشته، آخرین جایی که گزارش ارسال کردم در کاپاتوکیا بودم ....
هفته گذشته بعد از پانزده روز دوچرخهسواری ، چهار روز تا آنکارا فاصله داشتم چون خیلی خسته بودم تصمیم گرفتم با هیچ هایک خودم رو به شهر آماسیا برسونم و از اونجا با اتوبوس به آنکارا پیش دوستم مصطفی برم ...
edited
3
08:30
February 7
From the publisher's feed
Ranked by our users in the last 21 days

11 Listeners