مرغ همایوناجرای خصوصی در سهگاه
آواز: محمدرضا #شجریانتار: فرهنگ #شریفنی: محمد #موسویتنبک: جهانگیر #ملک
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیارببر اندوه دل و مژده گلزار بیارنکته روح فزا از دهن دوست بگونامه خوش خبر از عالم اسرار بیارتا معطر کنم از لطف نسیم تو مشامشمه ای از نفحات نفس یار بیاربه وفای تو که خاک ره آن یار عزیزبی غباری که پدید آید از اغیار بیارگردی از رهگذر دوست به کوری رقیببهر آسایش این دیده خون بار بیارخامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیستخبری از بر آن دلبر عیار بیارشکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمنبه اسیران قفس مژده گلزار بیارروزگاری است که دل چهره مقصود ندیدساقیا آن قدح آینه کردار بیار*****خستگان را چو طلب باشد و قوت نبودگر تو بیداد کنی شرط مروت نبودما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندیآنچه در مذهب ارباب طریقت نبودخیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشقتیره آن دل که در او شمع محبت نبوددولت از مرغ همایون طلب و سایه اوز آنکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود*****دلم تنگه نذونم صبر کردنز دلتنگی شدم رازی به مردنز شرم روی تو مو در حجابمنذونم عرض حالم با تو کردن*****دلا چونی دلا چونی دلا چونهمه خونی همه خونی همه خونز بهر لیلی سیمین عذاریچو مجنونی چو مجنونی چو مجنون*****الهی آتش عشقم به جان زنشرر ز آن شعله بر استخوان زنچو شمعم برفروز از آتش عشقبر آن آتش دلم پروانه سان زنبه عالم کس مبادا چون مو آیینبه آیین کس نبودستی به آیینهر آنکه حال موش باور نمی بومو آیین بی مو آیین بی مو آیین*****من از روز ازل دیوانه بودمدیوانه روی توسرگشته کوی توسرخوش از باده مستانه بودمدر عشق و مستی افسانه بودمنالان از تو شد چنگ و عود منتار موی تو تار و پود مندیوانه مدهوشم ساغر نوشم زچشمه نوش توهستی دهد ما را گلرخسارا بهار آغوش توچو به ما نگری غم دل ببریکه از باده نوشین تریسوزم همچو گل از سودای دلدل رسوای تو من رسوای دلگرکه به خاک و خون کشیدی مراروزی که دیدی مرابازآ که در شام غممصبح امیدی مرا