Khosousi

Khosousi

By KhosousiMusic
Download on the App Store

Khosousi episodes

  • Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 100
    #گلهای_شجریان (۶۵) 
    گل‌های تازه ۱۰۰ - دستگاه همایون 
    خواننده: محمدرضا #شجریانتار: جلیل #شهناز نی:‌ حسن #کسایی تنبک:‌ جهانگیر #ملک 
    گوینده: #روشنک غزل آواز: حافظ و نظامی 
    مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزمبه ولای تو که گر بنده‌ی خویشم خوانیاز سرِ خواجگیِ کون و مکان برخیزمبر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشینتا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزمیا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانیپیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزمروز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بدهتا چو حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم
    تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بودسرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بودبر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواهکه زیارتگَهِ رِندانِ جهان خواهد بود ساقی نفسم ز غم فرو بستمی ده که به می ز غم توان رستآن می که چو اشک من زلال استدر مذهب عاشقان حلال است
    30 min
  • Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 97
    گل‌های تازه ۹۷ – دستگاه سه‌گاه 
    گل‌های شجریان (۶۴) 
    خواننده: محمدرضا #شجریان ویولن: حبیب‌الله #بدیعی سنتور:‌ منصور #صارمی تنبک:‌ جهانگیر #ملک 
    گوینده: فخری نیکزاد غزل آواز: سعدی 
    در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم 
    به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
    به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
    می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
    حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
    هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم

    اگر مایل به ادامه فعالیت ما هستید، خوشحال میشیم در کنار ما از خصوصی حمایت کنید.https://hamibash.com/khosousi
    نسخه‌ی اندروید اپلیکیشن خصوصی را از اینجا دریافت نماییدhttps://khosousi.com/android
    نسخه‌ی ios اپلیکیشن خصوصی را از اینجا دریافت نماییدhttps://khosousi.com/apple-ios
    برای دانلود این اجرا و اجراهای دیگر به سایت یا کانال تلگرام خصوصی مراجعه نماییدhttps://khosousi.comhttps://instagram.com/Khosousiihttp://telegram.me/Khosousihttps://facebook.com/Khosousi
    25 min
  • Morghe Homayoun - Shajarian, Mousavi, Sharif & Malek
    مرغ همایوناجرای خصوصی در سه‌گاه
    آواز: محمدرضا #شجریانتار: فرهنگ #شریفنی: محمد #موسویتنبک: جهانگیر #ملک


    ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیارببر اندوه دل و مژده گلزار بیارنکته روح فزا از دهن دوست بگونامه خوش خبر از عالم اسرار بیارتا معطر کنم از لطف نسیم تو مشامشمه ای از نفحات نفس یار بیاربه وفای تو که خاک ره آن یار عزیزبی غباری که پدید آید از اغیار بیارگردی از رهگذر دوست به کوری رقیببهر آسایش این دیده خون بار بیارخامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیستخبری از بر آن دلبر عیار بیارشکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمنبه اسیران قفس مژده گلزار بیارروزگاری است که دل چهره مقصود ندیدساقیا آن قدح آینه کردار بیار*****خستگان را چو طلب باشد و قوت نبودگر تو بیداد کنی شرط مروت نبودما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندیآنچه در مذهب ارباب طریقت نبودخیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشقتیره آن دل که در او شمع محبت نبوددولت از مرغ همایون طلب و سایه اوز آنکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود*****دلم تنگه نذونم صبر کردنز دلتنگی شدم رازی به مردنز شرم روی تو مو در حجابمنذونم عرض حالم با تو کردن*****دلا چونی دلا چونی دلا چونهمه خونی همه خونی همه خونز بهر لیلی سیمین عذاریچو مجنونی چو مجنونی چو مجنون*****الهی آتش عشقم به جان زنشرر ز آن شعله بر استخوان زنچو شمعم برفروز از آتش عشقبر آن آتش دلم پروانه سان زنبه عالم کس مبادا چون مو آیینبه آیین کس نبودستی به آیینهر آنکه حال موش باور نمی بومو آیین بی مو آیین بی مو آیین*****من از روز ازل دیوانه بودمدیوانه روی توسرگشته کوی توسرخوش از باده مستانه بودمدر عشق و مستی افسانه بودمنالان از تو شد چنگ و عود منتار موی تو تار و پود مندیوانه مدهوشم ساغر نوشم زچشمه نوش توهستی دهد ما را گلرخسارا بهار آغوش توچو به ما نگری غم دل ببریکه از باده نوشین تریسوزم همچو گل از سودای دلدل رسوای تو من رسوای دلگرکه به خاک و خون کشیدی مراروزی که دیدی مرابازآ که در شام غممصبح امیدی مرا
    48 min
  • Salgarde Adib Khansari - Shajarian & Kasaee
    سالگرد ادیب خوانساری - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حسن کسایی - ۶ فروردین ۱۳۶۴

    در نظربازی ما بی‌خبران حیرانندمن چنینم که نمودم دگر ایشان دانندعاقلان نقطه پرگار وجودند ولیعشق داند که در این دایره سرگردانندجلوه گاه رخ او دیده من تنها نیستماه و خورشید همین آینه می‌گردانندعهد ما با لب شیرین دهنان بست خداما همه بنده و این قوم خداوندانندلاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغعشقبازان چنین مستحق هجرانند******مو که افسرده حالم، چون ننالمشکسته پر و بالم، چون ننالمهمه گویند فلانی ناله کم کنته آیی در خیالم، چون ننالمدلی دیرم که بهبودش نمی بودنصیحت میکنم سودش نمی بودبه بادش می دهم نش می بره باددر آتش می نهم دودش نمی بود
    15 min
  • DordNoush - Shajarian, Mousavi, Zolfonoun & Boustan - 58.4.13
    دُرد نوش – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، جلال ذوالفنون، محمد موسوی و بهمن بوستاناجرای خصوصی در سه‌گاه و افشاری۱۳ تیر ۵۸

    بگذار تا ز شارع میخانه بگذریمکه از بهر جرعه ای همه محتاج این دریمروز نخست چون دم رندی زدیم و عشقشرط آن بودکه جز ره آن شیوه نسپریمجایی که تخت و مسند جم میرود به بادگر غم خوریم خوش نبود به که می خوریمتا بو که دست در کمر او توان زدندر خون دل نشسته چو یاقوت احمریمواعظ مکن نصیحت شوریدگان که مابا خاک کوی دوست به فردوس ننگریمچون صوفیان به حالت و رقصند مقتداما نیز هم به شعبده دستی برآوریماز جرعه تو خاک زمین در و لعل یافتبیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریمحافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیستبا خاک آستانه این در به سر بریم*****خدا را کم نشین با خرقه پوشانرخ از رندان بی سامان مپوشاندر این خرقه بسی آلودگی هستخوشا وقت قبای می فروشاندر این صوفی وشان دردی ندیدیمکه صافی باد عیش دُرد نوشانتو نازک طبعی و طاقت نیاریگرانی های مشتی دلق پوشانچو مستم کرده ای مستور منشینچو نوشم داده ای زهرم منوشانبیا و از غبن این سالوسیان بینصراحی خوندل و بربط خروشانز دل گرمی حافظ بر حذر باشکه داردسینه ای چون دیگ جوشان*******بود آیا که در میکده ها بگشایندگره از کار فروبسته ما بگشاینداگر از بهر دل زاهد خودبین بستنددل قوی دار که از بهر خدا بگشایندبه صفای دل رندان صبوحی زدگانبس در بسته به مفتاح دعا بگشایندگیسوی چنگ ببرید به مرگ می نابتا همه مغبچگان زلف دوتا بگشاینددر میخانه ببستند خدایا مپسندکه در خانه تزویر و ریا بگشایند*****تو دوری از برم دل در برم نیستهوای دیگری هم در سرم نیستبه جان دلبرم که از هر دو عالمتمنای دگر جز دلبرم نیست*****نکنم اگر چاره دل هرجایی رانتوانم و تن ندهم رسوایی راهمه شب من اختر شمرم کی گردد صبحمه من چه دانی تو غمم تنهایی راچه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیندنبود جز این فایده ای بینایی راچه قیامت است این که تو در قامت داریبنگر به دنبالت عجب غوغایی را
    1 hr 20 min
  • Mazhabe Rendan - Shajarian & Mousavi
    مذهب رندان – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسویابوعطا

    سال ها پیروی مذهب رندان کردمتا به فتوای خرد حرص به زندان کردممن به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راهقطع این مرحله با مرغ سلیمان کردمسایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج مرادکه من این خانه به سودای تو ویران کردمتوبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنونمی گزم لب که چرا گوش به نادان کردماز خلاف آمد عادت بطلب کام که منکسب جمعیت از آن زلف پریشان کردمنقش مستوری و مستی نه به دست من و تو استآنچه سلطان ازل گفت بکن آن کردمدارم از لطف ازل جنت فردوس طمعگرچه دربانی میخانه فراوان کردماین که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواختاجر صبری است که در کلبه احزان کردم*****مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارمهواداران کویش را چو جان خویشتن دارمبه کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصلچه فکر از خبث بدگویان میان انجمن دارممرا در خانه سروی هست که اندر سایه قدشفراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارمگرم صد لشگر از خوبان به قصد دل کمین سازندبحمدالله والمنه بتی لشکرشکن دارمسزد که از خاتم لعلش زنم لاف سلیمانیچو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارمخدا را ای رقیب امشب زمانی ذیذه بر هم نهکه من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارمالا ای پیر فرزانه مکن منعم ز میخانهکه من در ترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم*****مژده وصل تو کو که از سر جان برخیزمطایر قدسم و از دام جهان برخیزمبه ولای تو که گر بنده خویشم خوانیاز سر خواجگی کون ومکان برخیزمیا رب از ابر هدایت برسان بارانیپیشتر ز آنکه چو گردی زمیان برخیزمبر سر تربت من بی می و مطرب منشینتا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم******دردم از یاراست و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز همیاد باد آن که او به قصد خون مازلف را بشکست و پیمان نیز همداستان در پرده می گویم ولیگفته خواهد شد به دستان نیز همچون سرآمد دولت شب های وصلبگذرد ایام هجران نیز همهر دو عالم یک فروغ روی اوستگفتمت پیدا و پنهان نیز هماعتمادی نیست بر کار جهانبلکه بر گردون گردان نیز هم*****از خمستان جرعه ای بر خاک ریختجنبشی در آدم و حوا نهادعقل مجنون در کف لیلی نهادجان وامق در لب عذرا نهاددم به دم در هر لباسی رخ نمودلحظه لحظه جای دیگر پا نهادچون نبود او را معین خانه ایهر کجا جا دید رخت آنجا نهادبر مثال خویشتن حرفی نوشتنام آن حرف آدم و حوا نهادحسن را بر دیده خود جلوه دادمنتی بر عاشق شیدا نهادهم به چشم خود جمال خود بدیدتهمتی بر چشم نابینا نهادیک کرشمه کرد با خود آنچنانکفتنه ای در پیر و در برنا نهادکام فرهاد و مراد ما همهدر لب شیرین شکرخا نهاد
    47 min
  • Shajarian & Gheytanchian - Hamavayi - Chahargah
    هم‌آوایی – اجرای خصوصی غلامرضا قیطانچیان و محمدرضا شجریان

    شجریان :درآمدچهارگاه :درآمد کوتاه بصورت کششی جهت شروع شعر درآمد:هر که شد محرم دل در حرم یاربماند + تحریرتکمیل مصرع آوازی( وآنکه این کار ندانست )۲ در انکار بماند + تحریر واشاره به مخالف و برگشت دوباره به درآمدگوشه زابل :تحریر زابلکشش کوتاه جهت شروع شعر زابل:جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت + تحریر کوتاهجاودان کس نشنیدیم که در کار بماند + تحریر و اشاره به مویه و مخالف و برگشت به درآمدقیطانچیان :تحریر زابل بصورت کوتاه :فصل بهار است خیز تا به تماشا رویمتکیه بر ایام نیست تا دگر آید بهار + تحریر زابل و اشاره به مخالف و فرودشجریان :گوشه حصار :تحریر حصاراز صدای سخن عشق ندیدم خوشتر + تحریرتکمیل مصرع آوازیاز صدای سخن عشق ندیدم خوشتریادگاری که در این گنبد دوار بماند + تحریر و فرود به درآمد چهارگاهقیطانچیان :درآمد کوتاه حصارجهت شروع شعر حصار :عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود+ تحریرعشق داغی است که تا مرگ نیاید نرودهر که در چهره از این داغ نشانی دارد + تحریر پس حصار و فرود به درآمدشجریان :گوشه مخالف :تحریر مخالف بصورت کوتاه :صوفیان واستدند از گرو می همه رخت + تحریرصوفیان واستدند از گرو می همه رختخرقه ماست که در خانه خمار بماند + تحریر نغمه مخالف و فرود به درآمدقیطانچیان :کشش کوتاه مخالف وجهت شروع شعر :کافران از بت بیجان چه تمنا داریدکافران از بت بیجان چه تمنا دارید + تحریر کوتاهباری آن بت بپرستید که جانی دارد + تحریر نغمه مخالف و فرود به درآمدشجریان :گوشه منصوری :تحریر منصوری :داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید + تحریر کوتاهگوشه طاهر:داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید + تحریر طاهرخرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند + تحریر فرود(خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند )۲قیطانچیان :گوشه منصوری :شعر + تحریر طاهر و فرود
    15 min
  • Rouze Hejran - Shajarian & Zolfonoun - Bayate Tork - 57.12.11
    روز هجران - اجرای خصوصی محمدرضا #شجریان و جلال #ذوالفنون
    بیات زند - اجرای ۱۱ اسفند ۵۷
    روز هجران و شب فرقت یار آخر شدزدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شدآن همه ناز و تنعم که خزان میفرمودعاقبت در قدم باد بهار آخر شدشکر ایزد که به اقبال کله گوشه گلنخوت باد دی و شوکت خار آخر شدصبح امید که بد معتکف پرده غیبگو برون آی که کار شب تار آخر شدآن پریشانی شبهای دراز و غم دلهمه در سایه گیسوی نگار آخر شدساقیا لطف نمودی قدحت پر می بادکه به تدبیر تو تشویش خمار آخر شددر شمار ارچه نیاورد کسی حافظ راشکر که آن محنت بی حد و شمار آخر شد
    اگر مایل به ادامه فعالیت ما هستید، خوشحال میشیم در کنار ما از خصوصی حمایت کنید.https://hamibash.com/khosousi
    23 min
  • Hamneshine Del - Shajarian & Niakan
    همنشین دل - اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و شاپور نیاکان
    بیات اصفهان
    صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنمتا به کی در غم تو ناله شبگیر کنمدل دیوانه از آن شد که نصیحت شنودمگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنمآن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهاتدر یکی نامه محال است که تحریر کنمبا سر زلف تو مجموع پریشانی دلکو مجالی که سراسر همه تقریر کنمگر بدانم که وصال تو بدین دست دهددین و دل را همه دربازم و توفیر کنم********به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینمالا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینمجهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریادکه کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینماگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوستحرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینمجهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقیکه سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینمصباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیزکه غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینمشب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعیناگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینمحدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتادهمانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم
    36 min
  • Dard-e Eshgh - Shajarian & Mousavi
    درد عشق – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی – ماهورطراح کاور: مصطفی چمنی(سایت شب‌زنده‌ها)

    درد عشقی کشیده‌ام که مپرسزهر هجری چشیده‌ام که مپرسگشته‌ام در جهان و آخر کاردلبری برگزیده‌ام که مپرسآن چنان در هوای خاک درشمی‌رود آب دیده‌ام که مپرسبی تو در کلبه گدایی خویشرنج‌هایی کشیده‌ام که مپرسهمچو حافظ غریب در ره عشقبه مقامی رسیده‌ام که مپرس******دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرسکه چنان ز او شده‌ام بی سر و سامان که مپرسکس به امید وفا ترک دل و دین مکنادکه چنانم من از این کرده پشیمان که مپرسبه یکی جرعه که آزار کسش در پی نیستزحمتی می‌کشم از مردم نادان که مپرسزاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعلدل و دین می‌برد از دست بدان سان که مپرسگفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازدهر کسی عربده‌ای این که مبین آن که مپرسپارسایی و سلامت هوسم بود ولیشیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرسگفتم از گوی فلک صورت حالی پرسمگفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که مپرسگفتمش زلف به خون که شکستی گفتاحافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس*******برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم هنوزروز اول رفت دینم در سر زلفین توتا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم هنوزساقیا یک جرعه‌ای زان آب آتشگون که مندر میان پختگان عشق او خامم هنوز*******درآ که در دل خسته توان درآید بازبیا که در تن مرده روان درآید بازبیا که فرقت تو چشم من چنان در بستکه فتح باب وصالت مگر گشاید باز******حال خونین دلان که گوید بازو از فلک خون خم که جوید بازشرمش از چشم می پرستان بادنرگس مست اگر بروید بازجز فلاطون خم نشین شرابسر حکمت به ما که گوید بازهر که چون لاله کاسه گردان شدزین جفا رُخ به خون بشوید باز*******بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنمزلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنمآه کز طعنه بدخواه ندیدم رویتنیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم*******دلی دیرم خریدار محبتکزو گرم است بازار محبتلباس بافتم بر قامت دلزپود محنت و تار محبت*******ز دست دیده و دل هر دو فریادکه هرچه دیده بیند دل کند یادبسازم خنجری نیشش ز فولادزنم بر دیده تا دل گردد آزاد*******خوشا آنانکه پا از سر ندونندمثال شعله خشک وتر ندونندکنشت و کعبه و بتخانه و دیرسرائی خالی از دلبر ندونند******غم عشقت بیابون پرورم کردهوای بخت بی بال و پرم کردبه مو گفتی صبوری کن صبوریصبوری طرفه خاکی بر سرم کرد*******الهی گردن گردون شود خردکه فرزند جهان را جملگی بردیکی ناله که فلانی زنده مانیهمه گویند فلان ابن فلان مرد*********خوشا آنانکه سودای ته دیرندکه سر پیوسته در پای ته دیرندبدل دیرم تمنای کسانیکه اندر دل تمنای ته دیرند*********روز وصل دوستداران یاد بادیاد باد آن روزگاران یاد بادگر چه یاران فارغند از یاد مناز من ایشان را هزاران یاد باد*********دل می‌رود ز دستم، صاحب دلان، خدا را!دردا که راز پنهان خواهد شد آشکاراکشتی شکستگانیم، ای باد شُرطه، برخیز!باشد که بازبینیم دیدار آشنا راده روزه مهر گردون، افسانه است و افسوننیکی به جای یاران فرصت شمار یاراای صاحب کرامت! شکرانه سلامتروزی تفقدی کن، درویش بی‌نوا راآسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:«با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»*********حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چندمحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چندما بدان مقصد عالی نتوانیم رسیدهم مگر پیش نهد لطف شما گامی چندچون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقابفرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند
    57 min

About Khosousi

From the publisher's feed

مرجع موسیقی سنتی و اصیل ایرانی

http://khosousi.com