Khosousi

Khosousi

By KhosousiMusic
Download on the App Store

Khosousi episodes

  • Kharabe Gham - Shajarian, Meshkatian, Mousavi & Dr Rasteh - 60.6.18
    خراب غماجرای خصوصی در شور
    آواز: محمدرضا #شجریانسه‌تار: پرویز #مشکاتیاننی: محمد #موسویویلون: دکتر فروهر رسته
    ۱۸ شهریور ۱۳۶۰
    متأسفانه کیفیت این اجرا بسیار پایین است.
    گداخت جان که شود کار دل تمام و نشدبسوختیم در این آرزوی خام و نشدفغان که در طلب گنج گوهر مقصودشدم خراب جهانی ز غم تمام و نشددریغ و درد که در جست و جوی گنج حضوربسی شدم به گدایی بر کرام و نشدبه طعنه گفت شبی میر مجلس تو شومشدم به رغبت خویشش کمین غلام و نشدپیام داد که خواهم نشست با رندانبشد به رندی و دردی کشیم نام و نشدرواست در بر اگر میتپد کبوتر دلکه دید در ره خود پیچ و تاب دام و نشدبه کوی عشق منه بی دلیل راه قدمکه من به خویش نمودم صد اهتمام و نشد
    32 min
  • Ayineye Mehr Ayiin - Mohammadreza Shajarian & Hassan Kasayi
    آیینه‌ی مهر آیین – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و حسن کسایی در خانه موسوی
    اجرای خصوصی در شور و ابوعطا – ۱ مهر ۱۳۵۸
    صحبت‌های انتهایی این اجرا:– خیلی ممنون. خسته نباشید.کسایی: پام درد گرفته. من دو تا پام خواب رفته. اصلا دیگه نمی تونم.. وای… بدجوری نشستم…– آقای «شجریان»! دیگه تموم…– آقا کُپی یادت نره…– خرج داره قربون!– اینو یادگاری نیگه دارید.– خرج داره…کسایی: فعلا همین اصلشو بذاریم تا آقای «غیور» وَردارِد ببِرِد…– تا حالا کپی شو از ایشون بگیرید– اصلشو دارِد آقا! ضبط دارِد می کنِد. اصلش اینجاست. پیش خود غیور هست.
    عرض کنم که بنده ارادت دارم به ایشون. هم آقای «شجریان» می خواد که سر به تنش نباشد! بله… می گم هم من بهش ارادت دارم هم آقای «شجریان» می خواد سر به تنش نباشد!…(خنده)… چه می دونم! خلاص…
    – امشب چون واقعا شب تولد آقای «شجریان» هم هست . تبریک هم می گیم. واقعا جشن تولدی هم شد.کسایی: اتفاقا تولد بنده هم در همین نیمه های مهر ماهه. بله. و حتی خانومم هم همین طور!
    – تولد من هم آبان ماهه!– نوابغ همین طورن آقا! همین دو ماهن!– منِ بدبخت که در ماه اردیبهشتم. یعنی می رم بهشت آقا!– بفرمائید آقای «شجریان»…
    محمّدرضا شجریان: در خدمت استاد بی نظیر. استاد زمانه و نابغه موسیقی که بارها با دوستان صحبت شده به اعتقاد منه خب! که زیاد از موسیقی سرم در نمیآد ولی خب! سلیقه من اینه که تو این صدساله ما نظیر ایشون رو نداشتیم و بعد هم نخواهیم داشت. حمل بر این نشه که روبه روشون این صحبت رو می کنیم. من همیشه پشت سرشون هم گفتم. استاد… و خب! بلاخره شنوندگانی که اهل ذوق هستند و تا یه مقداری گوششون به موسیقی ایرانی آشنا هست حتما تصدیق خواهند کرد که این عرض بنده رو.
    در خدمتشون هستیم. در منزل آقای «محمّد موسوی». امروز استاد بیشتر از همیشه سرحال بودند. و چند تا برنامه های خیلی خوبی رو اجرا کردن. به شرطی که آقای «موسوی» این نوار رو ضبط کنن به ما هم بدن.
    موسوی: کپی که می دیم…
    محمّد رضا شجریان: آقای «غیور» تشریف دارن. آقای «رضوانیان» دوست بنده تشریف دارن. خانوم بنده هستن. خانوم استاد «کسایی» هستن. امروز هم… تولّد بنده است اما جشن نگرفتن این بی انصافا برای ما!
    – تورو خدا! این خانومتو دوست داری؟ خانومتو دوست داری یا نه؟!– حالا این صحبتشو تو دادگاهِ انقلاب می کنیم! (خنده جمع)در اول مهرماه ۱۳۵۸ هست. و واقعا استفاده کردیم از ساز استاد. واقعا.
    (ادامه ی فایل صحبتهای استاد کسایی درباره ی استاد شجریان و موسیقی در ایران است)
    حالیا مصلحت وقت در ان میبینمکه کشم رخت به میخانه و خوش بنشینمجز صراحی و کتابم نبود یار وندیمتا حریفان دغا را به جهان کم بینمبس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاحشرمسار رخ ساقی و می رنگینمجام می گیرم و از اهل ریا دور شومیعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینمبر دلم گرد ستم هاست خدایا مپسندکه مکدر شود آیینه‌ی مهر آیینمسر به آزادگی از خلق برآرم چون سروگر دهد دست که دامن ز جهان برچینمسینه تنگ من و بار غم او هیهاتمرد این بار گران نیست دل مسکینممن اگر رند خراباتم و گر حافظ شهراین متاعم که تو میبینی و کمتر ز اینم***ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه میپنداشتیمتا درخت دوستی کی بر دهدحالیا رفتیم و تخمی کاشتیمگفت و گو آیین درویشی نبودورنه با تو ماجراها داشتیمشیوه چشمت فریب جنگ داشتما ندانستیم و صلح انگاشتیم
    31 min
  • Sayeye Bid - Mohammadreza Shajarian & Parviz Meshkatian - 63.9.8
    سایه‌ی بیداجرای خصوصی در بیات ترک و شور ۸ و ۹ آذر ۱۳۶۳ در شهر سیرجان
    آواز: محمدرضا #شجریانسه‌تار: پرویز #مشکاتیان
    واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنندچون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنندمشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرستوبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنندگوئیا باور نمی‌دارند روز داوریکه این همه قلب و دغل در کار داور میکنندیا رب این نو دولتان را با خر خودشان رهانکه این همه ناز از غلام ترک و استر میکنندبنده پیر خراباتم که درویشان اوگنج را از بی نیازی خاک بر سر میکنندای گدای خانقه بازآ که در دیر مغانمیدهند آبی ودلها را توانگر میکنندحسن بی پایان او چندان که عاشق میکشدزمره دیگر به عشق از غیب سر بر میکنندخانه خالی کن دلا تا منزل جانان شودکه این هوسبازان دل وجان جای دیگر میکنندآه آه از دست صرافان گوهر ناشناسهر زمان خرمهره را با در برابر میکنندبر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گویکه اندر آنجا طینت آدم مخمر میکنندصبحدم از عرش می آمد خروشی عقل گفتقدسیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند************عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشتکه گناه دگری بر تو نخواهند نوشتمن اگر نیکم وگر بد تو برو خود را باشهر کسی آن درود عاقبت کار که کشتهمه کس طالب یارند چه هشیار و چه مستهمه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشتسر تسلیم من و خاک در میکده هامدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشتنا امیدم مکن از سابقه روز ازلتو چه دانی که پس پرده که خوب است و که زشتنه من از خانه تقوا به در افتادم و بسپدرم نیز بهشت ابد از دست بهشتبر عمل تکیه مکن خواجه که در روز ازلتو چه دانی قلم صنع به نام که نوشتباغ فردوس لطیف است ولیکن زنهارتو غنیمت شمر این سایه‌ی بید و لب کشتحافظا روز ازل گر به کف آری جامییکسر از کوی خرابات برندت به بهشت
    59 min
  • Soug - Mohammadreza Shajarian, Gholamreza Dadbeh & Mohammad Mousavi
    سوگاجرای خصوصی در شوشتریاجرا شده در سال ۱۳۶۱

    محمدرضا #شجریانغلامرضا #دادبهمحمد #موسوی
    این اثر تا حدودا ۱۶ سال پیش با نام «در سوگ بنان» دست به دست می‌شد، ولی حدودا سه سال قبل از فوت استاد بنان این اثر ضبط شده است.
    این اجرا دو بخش دارد که در ابتدا، آواز شجریان همراه با نی موسوی بر روی غزلی از حافظ را می‌شنویم و سپس دوبیتی خوانی شجریان شروع می‌شود و اجرای شجریان با دوبیتی «دو زلفونت بود تار ربابم...» به پایان می‌رسد، سپس دادبه همراه با بغضی آشکار شروع به خواندن آواز بر روی دوبیتی‌های باباطاهر می‌کند و در نهایت اجرای این بخش به انتها میرسد. بخش دوم ممکن است به این اجرا مربوط نباشد و فقط حاوی آواز دادبه با نی موسوی است. اما به خاطر بغض و گریه‌ی آخر این اجرا احتمال دادیم که مربوط به همین شب باشد. البته در نوار کاستی هم که از این اجرا به دستمان رسیده بود هر دو بخش در یک نوار قرار گرفته بود.
    هر آنکه جانب اهل وفا نگه داردخداش در همه حال از بلا نگه داردگرت هواست که معشوق نگسلد پیوندنگه دار سر رشته تا نگه داردحدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوستکه آشنا سخن آشنا نگه داردسر و زر و دل جانم فدای آن محبوبکه حق صحبت مهر و وفا نگه دارددلا معاش چنان کن که گر بلغزد پایفرشته ات به دودست دعا نگه داردنگه نداشت دل ما و جای رنجش نیستز دست بنده چه خیزد خدا نگه داردصبا در آن سر زلف اردل مرا بینیز روی لطف بگویش که جا نگه داردغبار راهگذارت کجاست تا حافظبه یادگار نسیم صبا نگه دارد
    یارب به خدائی خدائیتوانگه به کمال پادشائیتپرورده‌ی عشق شد سرشتمبی‌عشق مباد سرنوشتم
    تو دوری از برم دل در برم نیستهوای دیگری اندر سرم نیستبه جان دلبرم کز هر دو عالمتمنای دگر جز دلبرم نیست
    دل عاشق به پیغامی بسازدخماره آلوده با جامی بسازدمرا کیفیت چشم تو کافیستریاضت کش به بادامی بسازد
    دو زلفونت بود تار ربابمچه میخواهی از این حال خرابمتو که با مو سر یاری نداریچرا هر نیمه شو آیی به خوابم***********دلی دیرم که بهبودش نمیبودنصیحت میکرم، سودش نمیبودبه یادش میدهم، نش میبره باددر آتش مینهم، دودش نمیبود
    غمم غم بی و همراز غمم غمبغیر از غم ندارم یار و همدمغمم نهله که ما تنها نشینممریزاد بارکلا مرحبا غم
    غریبی سخت مرا دلگیر دارهفلک بر گردنم زنجیر دارهفلک از گردنم زنجیر بردارکه غربت خاک دامنگیر داره
    دلم تنگه ندونم صبر کردنزدلتنگی بوم راضی به مردنامشب بی تو و در حجابمندونم عرض حالم با تو کردن
    غم همه عالم کردی به بارممگر مو لوک مست سر قطارممهارم کردی دادی به ناکسفزودی هر دمم باری به بارم
    بیته یک شو دلم بی غم نمی‌بوکه آن دلبر دمی همدم نمی‌بوهزاران رحمت حق باد بر غمزمانی از دل ما کم نمی بو
    مو آن بی حاصل بی خونه مونممو آن محنت نصیب سخت جونممو آن سرگشته خارم در بیابونکه هر بادی وزد، پیشش دوونم
    بوره روزی که دیدار ته وینمگل و سنبل به دیدار تو چینمبوره بنشین برم سالان و ماهانکه تا سیرت بوینم نازنینم
    نمیدانم که سرگردان چرایمگهی گریان گهی نالان چرایمهمه دردی به دوران یافت درمانندانم مو که بیدرمان چرایم
    بیته گلشن چو زندان بچشممگلستان آذرستون بچشممبیته آرام و عمر و زندگانیهمه خواب پریشان بچشمم
    خوش آن ساعت که دیدار تو بینمکمند عنبرین تار تو بینمنبیند خرمی هرگز دل مامگر آن دم که رخسار تو بینم
    به آهی گنبد خضرا بسوجمفلک را جمله سر تا سر بسوجمبسوجم ارنه کارم را بساجیچه فرمایی بساجی یا بسوجم
    اگرعالم بسوزد من تو خواهماگر چشمان بدوزد من تو خواهماگر فایز رود در چیدن گلگلی همرنگ و هم بوی تو خواهم
    مو که افسرده حالم، چون ننالمشکسته پر و بالم، چون ننالمهمه گویند فلانی ناله کم کنته آیی در خیالم، چون ننالم
    ز حال خویشتن مو بیخبر بیمندونم در سفر یا در حضر بیمفغان از دست تو ای بی‌مروتهمین ذونم که عمری دربدر بیم
    گلستان جای تو ای نازنیننممو در گلخن به خاکستر نشینمچه در گلشن چه در گلخن چه صحراچو دیده واکرم جز ته نوینم
    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:Khosousi.com/?p=2614
    1 hr 2 min
  • Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 87
    گل‌های شجریان – گل‌های تازه ۸۷

    خواننده: محمدرضا #شجریانتار: لطف‌الله #مجدویولن: حبیب‌الله #بدیعیسنتور: منصور #صارمی تنبک: امیرناصر #افتتاح 
    گوینده: فخری نیکزاد غزل آواز: حافظ

    گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کوباد بهار می‌وزد باده خوشگوار کومجلس بزم عیش را غالیه مراد نیستای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار کوهر گل نو ز گلرخی یاد همی‌کند ولیگوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کوحسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبادست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو

    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:Khosousi.com/?p=28043
    24 min
  • Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 85
    گل‌های تازه ۸۵ – دستگاه شور گل‌های شجریان (۶۱) خواننده: محمدرضا شجریان تار:‌ لطف‌الله مجد ویولن: پرویز یاحقی  تنبک:‌ امیرناصر افتتاح 
    گوینده: فخری نیکزاد غزل آواز: حافظ 

    ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفتکارِ چراغ خلوتیان باز درگرفتآن شمعِ سرگرفته دگر چهره برفروختوین پیرِ سالخورده جوانی ز سر گرفتآن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفتوان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفتبارِ غمی که خاطرِ ما خسته کرده بودعیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفتزنهار از آن عبارتِ شیرینِ دلفریبگویی که پسته‌ی تو سخن در شکر گرفتهر سروقد که بر مَه و خور جلوه می‌فروختچون تو درآمدی پیِ کاری دگر گرفتزین قصه هفت گنبدِ افلاک پرصداستکوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
    27 min
  • Shajarian & Mousavi - Barghe Gheyrat - 58.9.16
    برق غیرت – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی – ۱۶ آذر ۵۸در محضر استاد دادبهاجرای خصوصی در شور و مخالف سه‌گاه

    حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینمکه کشم رخت به میخانه و خوش بنشینمجام می گیرم و از اهل ریا دور شومیعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینمجز صراحی و کتابم نبود یار و ندیمتا حریفان دغا را به جهان کم بینمسر به آزادگی از خلق برآرم چون سروگر دهد دست که دامن ز جهان برچینمبس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاحشرمسار از رخ ساقی و می رنگینمسینه ی تنگ من و بار غم او هیهاتمرد این بار گران نیست دل مسکینمبر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسندکه مکدر شود آیینه مهرآیینممن اگر رندِ خراباتم و گر زاهدِ شهراین مَتاعم که همی‌بینی و کمتر زینم****ما ز یاران چشم یاری داشتیمخود غلط بود آنچه می پنداشتیمتا درخت دوستی کی بر دهدحالیا رفتیم و بذری کاشتیمگفت و گو آیین درویشی نبودور نه با تو ماجراها داشتیمشیوهٔ چشمت فریب جنگ داشتما ندانستیم و صلح انگاشتیم******در اَزَل پرتو حُسنت ز تجلّی دم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زدجلوه‌ای کرد رُخَت دید مَلِک عشق نداشتعین آتش شد از این غیرت و بر آدم زدعقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزدبرق غیرت بدرخشید و جهان برهم زدنظری کرد که بیند به جهان صورت خویشخیمه در آب و گل مزرعه ی آدم زد****گر ز حال دل خبر داری بگوور نشانی مختصر داری بگومرگ را دانم ولی تا کوی دوستراه اگر نزدیکتر داری بگو********امشب ز غمت میان خون خواهم خفتوز بستر عافیت برون خواهم خفتباور نکنی خیال خود را بفرستتا در نگری که بی تو چون خواهم خفت
    19 min
  • Be Yaade Saba - Seyyed Reza Tabatabayi & Hassan Kasaee - Mahour
    به یاد صبا اجرای خصوصی در ماهور 
    آواز: سید رضا طباطبایی سه‌تار و نی: حسن کسایی 
    در ابتدای اجرا روانشاد حسن کسایی با سه‌تار چهارمضراب ابوالحسن صبا را می‌نوازد و بعد از اجرا می‌گوید که: «فعلا در سطح مملکت هیچکس نمیتواند به صورت کامل و صحیح بنوازد و اجرای بنده هم خالی از اشتباه نیست. من هم هرچی دارم از مرحوم صباست و آدم باید این چیزها رو بگه. ایشالا آیندگان هم درباره ما این‌گونه سخن بگویند و زیر پای گذشتگان خودشون نزنند...» 
    لازم به ذکر است شعری که توسط جناب طباطبایی خوانده می‌شود منسوب به حافظ است ولی به احتمال زیاد از حافظ نیست. در پژوهشی که جناب محمدرضا ضیاء بر این شعر انجام داده این توضیحات را بر این شعر نگاشته‌اند:‌ «این غزل به چندین دلیل از حافظ نیست؛ در هیچ یک از نسخه های معتبر و کهنِ حافظ نیامده است. کسی هم که با سبک شعر حافظ آشنا باشد، می داند که شعر حافظانه نیست، و بعضی ابیاتش(مثل بیت دوم و بیت آخر) بسیار سست است. و البته گفتنی است که این غزل در بعضی تصحیح های ذوقیِ دیوان حافظ، مانندِ حافظ شاملو، حافظِ قدسی، ونیز حافظِ انجوی(در بخشِ اشعارِ الحاقی) آمده است.» 

    این چه شوریست که در دور قمر می‌بینمهمه آفاق پر از فتنه و شر می‌بینمهر کسی روز بهی میطلبد از ایّامعلّت آن است که هر روز بدتر می‌بینمابلهان را همه شربت ز گلاب و قند استقوت دانا همه از خون جگر می‌بینمدختران را همه جنگ است و جدل با مادرپسران را همه بدخواه پدر می‌بینماسب تازی شده مجروح به زیر پالانطوق زرین همه بر گردن خر می‌بینمآنان که در بهار به صحرا نمی‌روندبوی خوش ربیع بر ایشان محرم استممسک برای مال همه ساله تنگ دلسعدی به روی دوست همه روزه خرم است
    22 min
  • Golhaye Shajarian - Golhaye Tazeh 77
    گل‌های تازه ۷۷ - پر کن پیاله را - دستگاه ماهورگل‌های شجریان (۶۰) خواننده: محمدرضا شجریان ویولن: حبیب‌الله بدیعی آهنگساز و تنظیم‌کننده: فریدون شهبازیان 
    گوینده: آذر پژوهش شعر آواز: فریدون مشیری 

    پرکن پیاله راکاین آب آتشیندیری است ره به حال خرابم نمی‌برد...این جام‌ها که در پی هم می‌شود تهی،دریای آتش است که ریزم به کام خویشگرداب می‌رباید و آبم نمی‌برد...من با سمند سرکش و جادویی شراب،تا بی‌کران عالم پندار رفته‌ام،تا دشت پرستاره‌ی اندیشه‌های ژرف،تا مرز ناشناخته‌ی مرگ و زندگی،تا کوچه باغ خاطره‌های گریزپا،تا شهر یادها...دیگر شراب هم، جز تا کنار بستر خوابم نمی‌برد...پر کن پیاله راهان! ای عقاب عشق،از اوج قله‌های مه آلوده دوردستپرواز کن به دشت غم‌انگیز عمر من،آنجا ببر مرا که شرابم نمی‌برد،آن بی‌ستاره‌ام، که عقابم نمی‌برد...در راه زندگی، با این همه تلاش و تقلا و تشنگیبا این که ناله می‌کشم از دل کهآب... آب...دیگر فریب هم به سرابم نمی‌بردپر کن پیاله را...
    27 min
  • Abe Hayaat - Shajarian, Meshkatian & Mohebbi - Nava - 63.7.4
    آب حیاتاجرای خصوصی در نوا
    به مناسبت تولد محمدرضا شجریان و فرزانه شجریان - ۴ مهر ۱۳۶۳
    آواز: محمدرضا شجریانسه‌تار: پرویز مشکاتیانتنبک: جمشید محبی
    مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز بجز فکر توام کاری هستبه کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه زلف تو گرفتاری هستگر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هستهر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تو را بر منش انکاری هستنه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هستصبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم همه دانند که در صحبت گل خاری هستمن چه در پای تو ریزم که پسند تو بود سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
    شب فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به زندان عشق دربند استگرفتم از غم دل راه بوستان گیرمکدام سرو به بالای دوست مانند استپیام من که رساند به یار مهرگسلکه برشکستی و ما را هنوز پیوند استخیال روی تو بیخ امید بنشاندستبلای عشق تو بنیاد صبر برکند است
    آب حیات منست خاک سر کوی دوست گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوستولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوستداروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوستگر شب هجران مرا تاختن آرد اجل روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوستهر غزلم نامه‌ایست صورت حالی در او نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست
    نسخه‌ی کامل - ۵۳ دقیقه‌ای - این اجرا را در کانال تلگرام بشنوید:T.me/Khosousi
    دانلود و پخش آنلاین از سایت خصوصی:Khosousi.com/?p=27883
    کیفیت این اجرا از نسخه‌های قدیمی موجود در اینترنت بالاتر است.
    54 min

About Khosousi

From the publisher's feed

مرجع موسیقی سنتی و اصیل ایرانی

http://khosousi.com