داستانهای مقدس

مرگ شائول


Listen Later

اپیزود سی ام: مرگ شائول


پس شائول به محافظ خود گفت: «قبل از آنکه به دست این کافران بیفتم و با رسوایی کشته شوم، تو با شمشیرت مرا بکش!»

ولی آن مرد ترسید این کار را بکند. پس شائول شمشیر خود را گرفت و خود را بر آن انداخت و مرد. محافظ شائول وقتی او را مرده دید، او نیز خود را روی شمشیرش انداخت و همراه شائول مرد. بدین ترتیب، شائول و سه پسرش و محافظ وی و همة افرادش در آن روز کشته شدند.

اسرائیلی هایی که در آنسوی دره یزرعیل و شرق رود اردن بودند، وقتی شنیدند که سربازانشان فرار کرده و شائول و پسرانش کشته شده اند، شهرهای خود را ترک نموده گریختند. پس فلسطینی ها آمدند و در آن شهرها ساکن شدند.

در فردای آن روز، چون فلسطینی ها برای غارت کشته شدگان رفتند، جنازة شائول و سه پسرش را که در کوه جلبوع افتاده بود یافتند. آنها سر شائول را از تنش جدا کرده، اسلحة او را باز کردند، سپس جارچیان را به سراسر فلسطین فرستادند تا خبر کشته شدن شائول را به بتخانه ها و مردم فلسطین برسانند. اسلحة شائول را در بتخانة عشتاروت گذاشتند و جسدش را بر دیوار شهر بیت شان آویختند.

منبع: اول سموئیل باب 31 دوم سموئیل باب 1  و 2

توضیح:

در خوانش پادکست ها بدون تغییر محتوایی، محاوره سازی انجام شده و از حالت کتابی خارج شده. متن هر اپیزود عین نسخه ترجمه تفسیری کتاب مقدس در کانال تلگرام داستانهای مقدس موجود است.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستانهای مقدسBy dastanhaye moghadas