می‌خوانیم

نفثه المصدور - ۱۱


Listen Later

شهاب الدین خرندزی پیاده از خوی راه افتاده است تا به شام برود اما تصمیم گرفت تا از راه کوهستان ارمن برود که در آن وقت سال بسیار سرد بود. عده‌ای از آوارگان ارمن نیز به همراهش راه افتادند. در راه به شهر «نوشهر» رسیدند که یکبار به دست لشکر خوارزم نابود شده بود و بار دیگر به دست تاتار. لحن نویسنده در وصف بی‌چیزی و آس و پاسی خودش و همراهانش و ویرانی و آشفتگی شهرهای مسیر طنزآمیز و شیرین است. در راه ارمن یکبار دیگر هم به دام حرامیان بی‌رحمی افتادند که آن طایفه را به رغم بی‌چیزی و پابرهنگی باز هم شکنجه کردند تا مگر چیزی از آنها به دست بیاورند. طرفه آن که حدیث بدبیاری و مالباختگی خرندزی به گوش همه رسیده بود و اندک پول خردی که همراه داشت را از او گرفتند و دیگر آزارش ندادند. اما گردنه صعب العبور و برف‌گرفته پرگری سر راه بود و شهاب‌الدین و همراهانش که راهزنان لباس و خوراک‌شان را گرفته بودند نه می‌توانستند از گردنه بگذرند و نه فایده‌ای داشت که به نوشهر بازگردند. اما عاقبت هر چه بادا باد گفتند و جان بر کف دست گرفتند و به راه زدند و به هر دشواری که بود به پرگری رسیدند.
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

می‌خوانیمBy Ali Ganjei

  • 5
  • 5
  • 5
  • 5
  • 5

5

3 ratings


More shows like می‌خوانیم

View all
Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

392 Listeners

پادکست فارسی اكوكست/Echocast by Faranak AmirEbrahimi

پادکست فارسی اكوكست/Echocast

3 Listeners