
Sign up to save your podcasts
Or


محبت واقعی، همیشه سازشکار نیست.
همیشه من اخبار مسیحیان در جفا را دنبال میکنم و چند وقته پیش بود که عکسی را دیدم که خیلی سریع شناختمش. اون از اعضا کلیسای بود که مدتی خدمتشان میکردم اما بخاطر دستگیر شدنم، ارتباطم باهاشون قطع شده بود و سالها بود ازشون خبری نداشتم.
این خبر و دستگیری اون اصلا خبر خوبی نبود چون میدانستم که چه اتفاقاتی افتاده و چطور زیر فشار و بازجوییها قرار گرفته اما یک چیزی من رو خیلی خوشحال کرد. اینکه گروهی که باهاشون بودم، از توشون خادمینی در آمده بود که داشتن خدمت میکردن و حتی بخاطر خدمتشان متحمل جفا و زندان شده بودند.
وقتی به بخش آیات امروز رسیدم، یاد همین موضوع افتادم که یوحنا، وقتی داشت این نامهاش را مینوشت این را اشاره میکنه که ایستادن مسیحیان تو ایمان حقیقی، چه شادی و برکتی را میتونه برای کلیسا یا خادمین داشته باشه.
میدانید بنظرم خیلی وقتها ما نمیتونیم ثمر خدمت یا کاری که میکنیم را ببینیم یا شاید مدتها یا سالها بعد گوشهای از نتیجهاش را ببینیم اما انگار خداوند گاهی اجازه میده که، پردهها کمی کنار برن و بتونیم ذرهای از جلالاش و رشد ملکوت و پادشاهی اون را روی زمین ببینیم و این یک تسلی، برکت و خوشی بزرگ هست واسه خادمین و کلیسا.
بیاید به این آیات از نامه دوم یوحنا از ۴ تا ۶ را نگاه کنیم:
وقتی شنیدم كه بعضی از فرزندان تو همانطور كه پدر ما فرمان داده است بر طبق حقیقت زندگی میکنند، خیلی خوشحال شدم. و اکنون ای بانو، خواهشی از تو دارم و آن این است كه به یکدیگر محبّت کنیم. من فرمان تازهای به تو نمیدهم، بلکه همان فرمانی است كه از اول شنیدیم. منظور من از محبّت این است كه مطابق احکام خدا زندگی کنیم. آری، آن فرمان كه شما از اول شنیدید این است كه باید در محبّت زندگی کنید.
میدانید چیز جالبی که تو این نامه هست اینه که یوحنا در مورد خطرناکترین تهدید، یعنی تعالیم غلط و معلمین دروغین صحبت میکنه، اما لابلای نوشته اون هیچ اثری از خشم، کینه یا نفرت نیست.
وقتی میگه این افراد را در خانههایتان نپذیرید، این نپذیرفتن، از سر دشمنی نیست، بلکه دقیقاً از سر محبته. تو کتاب مقدس، پذیرش تعلیم غلط، محبت نیست، بلکه بیتفاوتی و سازشکاریه.
نپذیرفتن کسی که تعلیم غلطی داره، در واقع یک محبت دوجانبه است:
اول، محبت به خود آن شخصه.
گاهی همین رفتار ما، بزرگترین تلنگری است که میتواند اون را به خودش بیاورد و به توبه بکشونه. ما کسی را دشمن خودمان نمیدانیم بلکه تعلیم اشتباه اون را دشمن می بینیم. محبت واقعی یعنی آنقدر برای یک نفر ارزش قائل باشی که نخواهی در گمراهی بمونه همانطوری که یعقوب میگه: برگرداندن کسی که از حقیقت منحرف شده، یعنی رهانیدن یک جان از مرگ.
و دوم، اینکه این محبت به کلیساست.
یک شبان یا یک خادم، با نپذیرفتن تعلیم غلط، در واقع دارد از عروس مسیح محافظت میکند.
همانطوری که یک همسر یا یک خادم نمیتونه اجازه بده که به خانوادهاش کسی آسیب برسانه، همینطور محافظت از کلیسا هم یک وظیفه این خادم هست. درسته که خداونده که از کلیسا محافظت میکنه اما کلام خدا هم گفته که شبانان باید پاسبانی گله خداوند را کنن. این بخشی از خدمت یک شبان است که از گله در برابر گرگ یا خطرات محافظت کنه. اینکه اجازه داده بشه که گله خدا آسیب ببینه نه تنها محبت نیست بلکه بی محبتی هستش.
مسیح هم وقتی روی زمین بود، جلوی تعالیم غلط فریسیها یا صدوقیها ایستاد وقتی بجای اطاعت از کلام خدا، مردم را به اطاعت از سنتها ترغیب میکردن یا تفسیر غلطی از کلام به مردم میدادن. عیسی به ضد تعالیم این اشخاص بود نه خود اون افراد همانطوری که میخونیم که حتی وقتی تعلیمی درست داده میشد، عیسی آنها را تشویق و محبت میکرد.
مکاشفه میگه: من هر که را محبت نمایم، توبیخ و تأدیب میکنم. توبیخ مسیح، ریشه تو محبت اون دارد؛ محبتی که هم به فکر اصلاح شخصه و هم به فکر سلامت کل بدن.
پس وقتی عیسی میگه دشمنان خود را محبت کنیم، این محبت فقط یک لبخند ساده نیست. محبت ایستادن جلوی تعلیمی هستش که بر خلاف حقیقت خداوند و کلام اونه و شاید همین برخورد، باعث توبه و برگشت شخص بشه و در عین حال، ایمان کلیسا در سلامت باقی بماند.
یوحنا کلیسا را به زندگی در محبت دعوت میکند، چون میدانه که محبت بدون حقیقت، “سازشکاریه” است و حقیقت بدون محبت، “سنگدلی“. اون میخواهد ما تو محبتی زندگی کنیم که آنقدر شجاع هست که برای نجات جان افراد، بها بپردازه.
و شاید امروز، بیشتر از هر وقت دیگری، کلیسا به چنین محبتی نیاز دارد، محبتی که فقط احساسی و بیمرز نیست، بلکه آنقدر خدا را دوست دارد که برای حقیقتمیایسته و آنقدر انسانها را دوست داره که نمیخواد تو گمراهی باقی بمانن.
گاهی ایستادن واسه حقیقت، هزینه داره.
گاهی ممکنه باعث سوءتفاهم بشه.
گاهی ممکنه باعث جدایی یا جفا بشه.
اما همانطور که یوحنا شادی خودش را در ایستادگی ایمانداران تو حقیقت میدید، امروز هم چه برکتی هست وقتی خادمین میبینند که کلیسا، نه فقط در محبت، بلکه در «محبت با حقیقت» رشد میکند.
دعا من اینه که خداوند به ما قلبی بدهد که نه سرد و سنگدل باشد، و نه سازشکار و بیتفاوت، بلکه قلبی شبیه قلب مسیح، پر از محبت و وفادار به حقیقت و این حکمی هستش که مسیح ازمون خواسته انجامش بدیم.
برکت خداوند با شما باشد.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#پادکست_مسیحی
By Aminمحبت واقعی، همیشه سازشکار نیست.
همیشه من اخبار مسیحیان در جفا را دنبال میکنم و چند وقته پیش بود که عکسی را دیدم که خیلی سریع شناختمش. اون از اعضا کلیسای بود که مدتی خدمتشان میکردم اما بخاطر دستگیر شدنم، ارتباطم باهاشون قطع شده بود و سالها بود ازشون خبری نداشتم.
این خبر و دستگیری اون اصلا خبر خوبی نبود چون میدانستم که چه اتفاقاتی افتاده و چطور زیر فشار و بازجوییها قرار گرفته اما یک چیزی من رو خیلی خوشحال کرد. اینکه گروهی که باهاشون بودم، از توشون خادمینی در آمده بود که داشتن خدمت میکردن و حتی بخاطر خدمتشان متحمل جفا و زندان شده بودند.
وقتی به بخش آیات امروز رسیدم، یاد همین موضوع افتادم که یوحنا، وقتی داشت این نامهاش را مینوشت این را اشاره میکنه که ایستادن مسیحیان تو ایمان حقیقی، چه شادی و برکتی را میتونه برای کلیسا یا خادمین داشته باشه.
میدانید بنظرم خیلی وقتها ما نمیتونیم ثمر خدمت یا کاری که میکنیم را ببینیم یا شاید مدتها یا سالها بعد گوشهای از نتیجهاش را ببینیم اما انگار خداوند گاهی اجازه میده که، پردهها کمی کنار برن و بتونیم ذرهای از جلالاش و رشد ملکوت و پادشاهی اون را روی زمین ببینیم و این یک تسلی، برکت و خوشی بزرگ هست واسه خادمین و کلیسا.
بیاید به این آیات از نامه دوم یوحنا از ۴ تا ۶ را نگاه کنیم:
وقتی شنیدم كه بعضی از فرزندان تو همانطور كه پدر ما فرمان داده است بر طبق حقیقت زندگی میکنند، خیلی خوشحال شدم. و اکنون ای بانو، خواهشی از تو دارم و آن این است كه به یکدیگر محبّت کنیم. من فرمان تازهای به تو نمیدهم، بلکه همان فرمانی است كه از اول شنیدیم. منظور من از محبّت این است كه مطابق احکام خدا زندگی کنیم. آری، آن فرمان كه شما از اول شنیدید این است كه باید در محبّت زندگی کنید.
میدانید چیز جالبی که تو این نامه هست اینه که یوحنا در مورد خطرناکترین تهدید، یعنی تعالیم غلط و معلمین دروغین صحبت میکنه، اما لابلای نوشته اون هیچ اثری از خشم، کینه یا نفرت نیست.
وقتی میگه این افراد را در خانههایتان نپذیرید، این نپذیرفتن، از سر دشمنی نیست، بلکه دقیقاً از سر محبته. تو کتاب مقدس، پذیرش تعلیم غلط، محبت نیست، بلکه بیتفاوتی و سازشکاریه.
نپذیرفتن کسی که تعلیم غلطی داره، در واقع یک محبت دوجانبه است:
اول، محبت به خود آن شخصه.
گاهی همین رفتار ما، بزرگترین تلنگری است که میتواند اون را به خودش بیاورد و به توبه بکشونه. ما کسی را دشمن خودمان نمیدانیم بلکه تعلیم اشتباه اون را دشمن می بینیم. محبت واقعی یعنی آنقدر برای یک نفر ارزش قائل باشی که نخواهی در گمراهی بمونه همانطوری که یعقوب میگه: برگرداندن کسی که از حقیقت منحرف شده، یعنی رهانیدن یک جان از مرگ.
و دوم، اینکه این محبت به کلیساست.
یک شبان یا یک خادم، با نپذیرفتن تعلیم غلط، در واقع دارد از عروس مسیح محافظت میکند.
همانطوری که یک همسر یا یک خادم نمیتونه اجازه بده که به خانوادهاش کسی آسیب برسانه، همینطور محافظت از کلیسا هم یک وظیفه این خادم هست. درسته که خداونده که از کلیسا محافظت میکنه اما کلام خدا هم گفته که شبانان باید پاسبانی گله خداوند را کنن. این بخشی از خدمت یک شبان است که از گله در برابر گرگ یا خطرات محافظت کنه. اینکه اجازه داده بشه که گله خدا آسیب ببینه نه تنها محبت نیست بلکه بی محبتی هستش.
مسیح هم وقتی روی زمین بود، جلوی تعالیم غلط فریسیها یا صدوقیها ایستاد وقتی بجای اطاعت از کلام خدا، مردم را به اطاعت از سنتها ترغیب میکردن یا تفسیر غلطی از کلام به مردم میدادن. عیسی به ضد تعالیم این اشخاص بود نه خود اون افراد همانطوری که میخونیم که حتی وقتی تعلیمی درست داده میشد، عیسی آنها را تشویق و محبت میکرد.
مکاشفه میگه: من هر که را محبت نمایم، توبیخ و تأدیب میکنم. توبیخ مسیح، ریشه تو محبت اون دارد؛ محبتی که هم به فکر اصلاح شخصه و هم به فکر سلامت کل بدن.
پس وقتی عیسی میگه دشمنان خود را محبت کنیم، این محبت فقط یک لبخند ساده نیست. محبت ایستادن جلوی تعلیمی هستش که بر خلاف حقیقت خداوند و کلام اونه و شاید همین برخورد، باعث توبه و برگشت شخص بشه و در عین حال، ایمان کلیسا در سلامت باقی بماند.
یوحنا کلیسا را به زندگی در محبت دعوت میکند، چون میدانه که محبت بدون حقیقت، “سازشکاریه” است و حقیقت بدون محبت، “سنگدلی“. اون میخواهد ما تو محبتی زندگی کنیم که آنقدر شجاع هست که برای نجات جان افراد، بها بپردازه.
و شاید امروز، بیشتر از هر وقت دیگری، کلیسا به چنین محبتی نیاز دارد، محبتی که فقط احساسی و بیمرز نیست، بلکه آنقدر خدا را دوست دارد که برای حقیقتمیایسته و آنقدر انسانها را دوست داره که نمیخواد تو گمراهی باقی بمانن.
گاهی ایستادن واسه حقیقت، هزینه داره.
گاهی ممکنه باعث سوءتفاهم بشه.
گاهی ممکنه باعث جدایی یا جفا بشه.
اما همانطور که یوحنا شادی خودش را در ایستادگی ایمانداران تو حقیقت میدید، امروز هم چه برکتی هست وقتی خادمین میبینند که کلیسا، نه فقط در محبت، بلکه در «محبت با حقیقت» رشد میکند.
دعا من اینه که خداوند به ما قلبی بدهد که نه سرد و سنگدل باشد، و نه سازشکار و بیتفاوت، بلکه قلبی شبیه قلب مسیح، پر از محبت و وفادار به حقیقت و این حکمی هستش که مسیح ازمون خواسته انجامش بدیم.
برکت خداوند با شما باشد.
Social Media:
Website: https://kalameye-hayat.com
Telegram: https://t.me/KalameyeHayatofficial
Youtube: https://www.youtube.com/channel/UCyhbpNCwyvva-yH1gwFNw1w/videos
#پادکست_مسیحی