پادکست قندهار

پادکست قندهار

By کرونوسSociety & Culture
Download on the App Store

پادکست قندهار episodes

  • مصاحبه با رحمان حسینی
    در این اپیزود با رحمان حسینی مصاحبه کردیم. رحمان میزبان رادیو اکسپورت و پادکست شب‌های کابل بوده است. او از تاریخ و سیاست افغانستان و همچنین از تجربه‌ی خود از زندگی در ایران به عنوان یک «تبعه‌ی افغانستان» می‌گوید.
    شنیدن این پادکست را به همه‌ی ایرانیان پیشنهاد می‌کنیم.
    اگر پادکست ما را دوست دارید آن را برای دوستانتان بفرستید.
    40 min
  • مصاحبه با مریم، یک هزاره
    اپیزود پنجم از پادکست قندهار بالاخره منتشر شد. در این اپیزود با مریم صحبت می‌کنیم که از قوم هزاره است و آرزوهای زیادی در سر داشته و دارد.
    موزیک متن: بورکابند – بورکا بلوز
    27 min
  • نسیم لومانی – غزنی – لومان
    در این اپیزود با نسیم لومانی مصاحبه کردیم و از زبان متخصص‌تر او در مورد نژادپرستی، مهاجرت و سیاست پرسیدیم.
    منابع استفاده شده در این اپیزود:

    * موزیک: داود سرخوش – دل من شکوه نکن
    * سند ویکی‌لیکس در مورد ایران، پاکستان و افغانستان
    * طراحی کاور: Rachel Worthen

    26 min
  • اپیزود ۳ – محسن
    اپیزود سوم پادکست قندهار منتشر شد. در این پادکست با محسن مصاحبه کردیم که از تجربه‌ی خود از زندگی در ایران و هرات برایمان گفت.
    برای تماس با ما به نشانی kandahar [@] chronos-farsi .com ایمیل بزنید.
     

    * موسیقی: مژگان عظیمی – آیه

    33 min
  • پرنده‌ی مهاجر برایمان گفت
    اپیزود دوم پادکست قندهار منتشر شد.
    در این اپیزود پای صحبت «پرنده‌ی مهاجر» نشستیم تا برایمان از بمب‌گذاری مسجد امیرالمؤمنین در زاهدان و داستان زندگی پرفراز و نشیبش بگوید.
    پادکست ما را می‌توانید با استفاده از این لینک‌ها در اپل پادکستز، گوگل پادکستز، اسپاتیفای، انکر و کست‌باکس مشترک شده و بشنوید.
    اگر شما هم تجربه‌ای از افغانستان دارید، آن را به صورت یک فایل صوتی برایمان ارسال کنید. ایمیل ما: [email protected]

    * طراحی کاور: Rachael Worthen
    * موزیک: داود سرخوش – مسافر

    28 min
  • سفری به قندهار
    اپیزود اول از پادکست قندهار منتشر شد.
    این اپیزود بر روی آیتیونز و کست‌باکس موجود است. برای آشنایی با روش مشترک شدن این پادکست، این صفحه را ببینید.
    ما در هر قسمت از پادکست قندهار با یک شخص مصاحبه می‌کنیم و در این قسمت میزبان رحیم هستیم تا بخش کوچکی از داستان زندگی‌اش را با ما به اشتراک بگذارد.
    لطفاً تجربه‌های مشابه خود را به صورت فایل صوتی برای ما به آدرس [email protected] ارسال کنید. کرونوس در انتخاب، ویرایش و حذف محتوای ارسالی آزاد است.
     

    * موسیقی متن: احمد ظاهر – سلطان قلب‌ها


    {آنونس – این اپیزود شامل کلماتی هست که ممکنه رکیک و غیرمناسب به نظر بیاد و به همین دلیل برای کودکان مناسب نیست. ما به جز مواردی که در اون ممکنه گفته شدن کلمه‌ای محرمانگی شخص ثالثی رو به خطر بندازه کلمه‌ی دیگه‌ای رو حذف نمی‌کنیم.}
    سلام. من بیژن هستم و شما به پادکست قندهار گوش می‌کنین. من تقریبن یه هفته نشستم جلوی کامپیوتر و سعی کردم برای این اپیزود که اولین برنامه‌مه یه مقدمه‌ی مفصل بنویسم و بگم می‌خوام چی رو بگم. اما نتونستم. این پادکست برای من یه سفره. به همه‌ی معنی‌های این کلمه. این پادکست داستان یه کشفه. کشف چیزی توی درون خودم که تا امروز نمی‌شناختمش، هرچند که هنوزم دقیق نمی‌دونم چه شکلیه اما توی مصاحبه‌هایی که با آدمای مختلف داشتم و اونا رو با شما به اشتراک می‌ذارم یواش‌یواش به سمت پرده برداشتن ازش حرکت می‌کنم. نمی‌دونم چرا نتونستم چیز خاصی برای مقدمه‌ی قسمت اول این پادکست بنویسم؛ شاید چون هیچی نمی‌دونم از چیزی که می‌خوام پیداش بکنم. برام خیلی بی‌شکل و ناپخته‌س. اما می‌دونم یه چیزی وجود داره. یه چیزی که شاید رحیم بهتر بتونه توضیحش بده.
    رحیم ۲۶ سالشه، اصالتن افغانستانیه و توی ایران به دنیا اومده.
    {بخش اول رحیم}
    رحیم آدم خیلی شوخ و سرزنده‌ایه و توی روابط اجتماعیش خیلی باهوشه. چیزی که فهمش برای من بعد از سی و اندی سال زندگی خیلی سخت بود این بود که با این که رحیم توی ایران به دنیا اومده، اما هیچ‌کس از دولت گرفته تا مردم اون رو به عنوان ایرانی قبول نداشتن.
    {بخش دوم رحیم}
    اگه احساس می‌کنین مغزتون داره عذاب می‌کشه از شنیدن این پادکست، من دقیقن خطابم با شماس. من وقتی فهمیدم رحیم چقدر شبیه منه و چقدر من باهاش غریبم، دیگه نتونستم راحت با خودم کنار بیام. فقط خواستم بیشتر کشفش کنم. بیشتر بفهممش و بدونم چرا چرا و چرا این همه بساط داشته. اونم مثل من پارتی می‌رفته، سگ‌مست می‌شده و بعد از کشیدن گل، چشماش خط می‌شده و دراز به دراز می‌افتاده و روده‌ی خودشو از خنده می‌برونده. رحیم یه چند وقتی می‌ره افغانستان و اون‌جاس که یه کم چش و گوشش بیشتر وا می‌شه.
    {بخش سوم رحیم}
    رحیم زاهدان زندگی می‌کرده و هیچ‌وقت نتونسته شناسنامه‌ی ایرانی بگیره. یه روزم پلیس‌ها می‌ریزن خونشون و اهل و تبارشونو دیپورت می‌کنن افغانستان. مجبورشون می‌کنن در عرض نیم ساعت همه‌ی وسایل خونه رو بریزن توی یه کامیون و برن افغانستان و مجبور می‌شن حتا پول کامیون و کمپی رو هم که سه شب توش می‌مونن پرداخت کنن.
    {بخش دیپورت}
    اما رحیم دوباره برمی‌گرده ایران و این بار به صورت غیرقانونی می‌ره تهران. تهران برای رحیم یه دنیای دیگه‌س یه دنیای وارونه و عجیب.
    {بخش چهارم رحیم}
    مفهوم ریخت و پاش برای یه افغانستانی می‌تونه پرداخت قبض برق و آب باشه. چیزی که ایرانیا فکر می‌کنن جزو نیازای اولیه‌ی زندگیه. به نظرم رسید خونواده‌ی رحیم تا الآن باید چند بار زندگیشون رو از صفر شروع کرده باشن. ازش همینو پرسیدم…
    {بخش پنجم رحیم}
    رحیم می‌گفت تهران خیلی با زاهدان فرق داشت. می‌شد بهتر توی تهران کار پیدا کرد و بعضی از مردوم هم نژادپرست نبودن. ازش پرسیدیم فکر می‌کنه چند درصد از مردم تهران نژادپرستن. جوابی که بهم داد شوکه‌م کرد.
    {بخش ششم رحیم}
    برای من از اول زندگیم تا همین الآن طول کشید که بفهمم نژادپرستم. حداقل چون هیچی از افغانستان نمی‌دونم و با این که طبق آمار رسمی سه میلیون افغانستانی توی ایران زندگی می‌کنه، ...
    38 min

About پادکست قندهار

From the publisher's feed

در پادکست قندهار از افغانستان می‌گوییم