در قسمت های قبلی، ملا رو دیدیم که توی هند با گروهش به دستور رییس می رن و فارمرهای بازی رو می کشن. اما یه نفر تو بازی ظاهر شد و با تیمش به ملا گفت که بهتره عضو اتحادیه ای بشن که کارش دفاع از فارمرها است. بعد از این صحبت ها ملا خواست به خونه برگرده که پسر خواهر صاحب کافه جلوش رو گرفت و ملا مجبور شد با لگد از دستش فرار کنه و به خونه برسه. حالا صبح فردا است و ملا بیدار شده.