کتابخانه گلها

روح الله خالقی


Listen Later

#یک_شاخه_گل
برنامه شماره 273
#الهه
#بنان
#عبدالوهاب_شهیدی
#قوامی
#مرضیه
#پروین
#پوران
#روح_الله_خالقی
#رهی_معیری
#رودکی
#عارف_قزوینی
#معینی_کرمانشاهی
#کیومرث_وثوقی
#بهادر_یگانه
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل
آرزوی ما تویی تو
قبله دلها تویی تو
عاشقم ای مه به رویت
سرخوشم ای گل به بویت
مجنون تر از مجنون منم من
زیباتر از لیلا تویی تو
می ده به یاران کهن ای ماه من
می ده که عمر دشمنان طی شد
دور نشاط و نوبت می شد
شب سحر شد مهر از افق جلوه گر شد
آه دل درویشان سوزنده چون آذر شد
مطرب ز شهناز شوری عیان کن
آهنگ آذربایجان کن
بر خاک تبریز اشکی فروریز
از فتنه گردون فغان کن
و از صید خون دل روان کن
برگو که عشقت آذر به جان ها زد
بی شعله آتش بر خانمان ها زد
فرخنده باد ایام تو که از نام تو
آشفته خاطر دشمن دون شد
می در گلوی مدعی خون شد
نه پایی تا گریزی نه دستی تا ستیزی
مزن بر سر تو ای بی دست و پا دلم بی دست و پا دل
در این بیگانگی به این دیوانگی که زد نقش تو را دل
بدین افسرده جانی نیافتد از نوا دل
گناه او همین بس نبوده بی وفا دل
در آتش چرا نشسته
ندیده کجا نشسته
نسوزد مگر چو باده
شراب بی غشی
آتشی تو آتشی تو ای دل
سراپا آتش اما
خاموشی تو خاموشی تو
خدا دل ای خدا دل
بلا دل مبتلا دل
خدایا با که گویم
ندارد آشنا دل
قرار دلم کجا میروی
چرا میروی خطا میروی
چرا نشنوم صدای تو را
به جان میخرم جفای تو را
کجا میروی
توان تا بود جفایت کشم
تن ناتوان به پایت کشم
چرا میروی
بیا و ببین چه اغوا کنم
اگر شکوه ای ز هجران کنم
از خون جوانان وطن لاله دمیده
در ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه کج رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
ای دیده گر سویش نظر کردی نکردی
دل را از این دیوانه تر کردی نکردی
کردی دلم را خون ز غم از بخت وامون
از تیر مژگانش حذر کردی نکردی
ای ناله دلسوز دردآلوده جان کن
گر در دل سنگش اثر کردی نکردی
با یاد تو گشتم ز خاطرها فراموش
مارا تو یار و یاد اگر کردی نکردی
با صد طراوات ای نسیم مهربانی
هرگز به آن گلشن گذر کردی نکردی
ای شمع روشن در غم هجران آن ماه
بی اشک اگر شب را سحر کردی نکردی
بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی های او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ مارا تا میان آید همی
ای بخارا ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
نوایی ساز کن ای چنگ خاموش
که دارد عالمی بر نغمه ات گوش
چرا ای نغمه ساز محفل عشق
نهادی داغ حسرت بر دل عشق
چرا ای شمع خاموشی گرفتی
شبستان فراموشی گرفتی
چرا از بزم ما دامن کشیدی
چو رنگ از چهره گلها پریدی
...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

کتابخانه گلهاBy حسین