شب هجران – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان، پرویز یاحقی و فرامرز پایوراجرای خصوصی در ابوعطا
به مژگان سیه کردی هزاران فتنه در دینمبیا که از چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یادمرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهادکش فریادکه کرد افسون ونیرنگش ملول از جان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گلبیار ای باد شبگیری نسیمی زآن عرقچینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقیکه سلطانی عالم را طفیل عشق می بینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوستحرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیزکه غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم
*****
به تیغم گر کشد دستش نگیرمو اگر تیرم زند منت پذیرم
کمان ابرویت را گو بزن تیرکه پیش دست و بازویت بمیرم
برآ ای آفتاب صبح امیدکه در دست شب هجران اسیرم
*****ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیمغم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
دل بیمار شد از دست ورفیقان مددیتا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم
خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاستتا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم
*****
درآ که در دل خسته توان درآید بازبیا که در تن مرده روان درآید باز
بیا که فرقت تو چشم من چنان بربستکه فتح باب وصالت مگر گشاید باز
به پیش آینه دل هر آنچه میدارمبه جز خیال جمالت نمی نماید باز