1001 شب

شب ۱۰۷- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش


Listen Later

در روزگار قدیم شهری در پشت کوه‌های اصفهان بود که آن شهر را مدینۀ خضرا گفتندی و بدان شهر پادشاهی بود، ملک‌سلیمان نام داشت که خداوند عدل و داد و صاحب جود و احسان بود.


در میانۀ داستان بلند ملک‌نعمان و فرزندانش، ضوءالمکان حوصله‌اش سررفت و از وزیر دندان خواست که برایش قصه‌ای عاشقانه حکایت کند. از امشب تا شب ۱۳۶ حکایت تاج‌الملوک را در کنار ضوءالمکان می‌شنوید که در میانۀ آن حکایتی دیگر نیز روایت می‌شود.


بعضی واژه‌های شوار شب ۱۰۷:

مدینۀ خضرا: شهر سبز

خداوند نسب: صاحب اصل و نسب

بدیع‌الجمال: زیبارو

ارض بیضا: سرزمین سفید

تلطّف: مهربانی و لطافت و نرمخویی

زهره‌جبین: زیبارو، کسی که پیشانی‌اش مثل زهره درخشان است


▪️قصه‌خوان: فاطمه سالاروند

▪️ضمایم و تعلیقات: علیرضا فتاح


▪️نگارگر: حمید قدسی (استودیو سواد)

▪️رژیسور: فاطمه مهربان

▪️طرح و تهیه: امید مهدی‌نژاد


▪️تهیه‌شده در: استودیو سه‌نقطه





Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

1001 شبBy studio senoghte