1001 شب

شب ۱۱۱- حکایت ملک‌نعمان و فرزندانش


Listen Later

پس از آن جوان متاع خود بگشود و یکان‌یکان و پارچه‌پارچه به تاج‌الملوک بازنمود و از آن جمله جامۀ حریر زر تاری به در آورد که به دوهزار دینار ارزش داشت. چون جامه بگشود پارچه‌ای حریر از میان جامه بیفتاد و در حال آن پارچه بگرفت و در زیر زانو بنهاد.


شنیدیم که تاج‌الملوک فرزند ملک‌سلیمان پس از پدرش به پادشاهی مدینۀ خضرا رسید و روزی در کنار شکارگاه به کاروانی رسید که در آن چشمش به جوانی نیکوشمایل افتاد که گونه‌اش زرد بود و آشکار بود که چه غمگین است.


بعضی واژه‌های دشوار شب ۱۱۱:

دستان‌ساز: فریبکار

طراز: نوعی پارچۀ نفیس

متاع: کالا



▪️قصه‌خوان: فاطمه سالاروند

▪️ضمایم و تعلیقات: علیرضا فتاح


▪️نگارگر: حمید قدسی (استودیو سواد)

▪️رژیسور: فاطمه مهربان

▪️طرح و تهیه: امید مهدی‌نژاد


▪️تهیه‌شده در: استودیو سه‌نقطه

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

1001 شبBy studio senoghte