1001 شب

شب چهل - حکایت ایوب و فرزندان


Listen Later

آن ماهروی دید که خانهٔ غانم جایی‌ است خرم و مکانی است نیکو و فروش‌های حریر در آنجا گسترده و بقچه‌بقچه دیباها گذاشته‌اند.



در شب‌های قبل شنیدیم که غانم ابن‌ایوب شبی در قبرستانی پشت دروازۀ بغداد صندوقی یافت که در آن دختری ماهروی بود. غلامان سیاه به دختر بنگ خورانده و او را از هوش برده بودند. دختر از غانم خواست که او را مخفیانه به خانه‌اش ببرد. در چهلمین شب هزارویک‌ شب بشنوید داستان غانم بازرگان و دختر درون صندوق را.


بعضی واژه‌های دشوار شب ۴۰:


قدح: پیاله

ملاعبه: بازی، عشق‌بازی

خاصه: مخصوص، اختصاصی

مملوک: بنده، برده، فرودست، رعیت

عنف: اجبار

مغلول: زنجیری، بسته‌شده در زنجیر

کید: مکر و فریب

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

1001 شبBy studio senoghte