داستان‌های هزارویکشب

شب هشتاد و نهم


Listen Later

 ذات‌الدواهی گفت: «ترا به کاری اشارت کنم که از علاج آن ابلیس عاجز شود.» پس پنجاه هزار مرد را بر کشتی‌ها نشاند و فرمان داد که به جبل دخان روند و آنجا در کمین باشند، که چون لشکر اسلام با ایشان روبرو شود، اینان از دریا برآیند و پشت لشکر اسلام را بگیرند، و کفار نیز از پیش روی آنان حمله برند، تا هیچ تن از سپاه اسلام خلاصی نیابد.

ملک افریدون را این تدبیر خوش آمد، و هنگامی که سپاه بغداد و خراسان با ضوء‌المکان روی به جنگ نهادند، آن گروه که به دریا اندر بودند، از آب بیرون آمدند و بر اثر مسلمانان روان شدند. پس ضوء‌المکان ندا داد که سپاه بازگردد و حزب شیطان را هلاک سازد. از دیگر سو، ملک شرکان با صدو بیست هزار سپاه اسلام برسید، و لشکر کفار هزار هزار و ششصد هزار بودند، پس در میدان تیغ و سنان به هم درآمدند.

شرکان صف‌های دشمن بدرید و سپاه کفر را پراکنده کرد، و چنان بجنگید که طفلان از هیبت پیر شدند. او حمله همی‌کرد، شمشیر و نیزه به کار می‌برد، تکبیر می‌گفت، تا آنکه آن گروه را به کنار دریا بازگردانید. و از سپاه کفار، چهل و پنج هزار سوار کشته شد، و از اسلامیان سه هزار و پانصد تن جان سپردند. چون شام فرا رسید، هر دو سپاه از هم جدا شدند و به خیمه‌ها رفتند، و ملک شرکان و ضوء‌المکان را چشم نخفت، که تا بامداد دلجویی می‌کردند، و زخم‌های مجروحان مرهم می‌نهادند، و مسلمانان را به بشارت نصرت شادمان می‌داشتند.

و اما ملک افریدون و ملک حردوب و مادرش ذات‌الدواهی، امرا و لشکر را جمع کردند و گفتند: «ما به مراد رسیدیم، لیک شتاب کردیم، و این شتاب ما را خوار ساخت.» پس ذات‌الدواهی گفت: «اکنون هیچ چیز شما را سود ندهد مگر آنکه از مسیح و اعتقاد یاری خواهید. به جان مسیح سوگند که مسلمانان را چیره نکرد، مگر ملک شرکان.»

پس ملک افریدون گفت: «چون فردا در برابر ایشان صف آراستم، دلیر معروف، لوقا بن شملوط را به مبارزت شرکان فرستم، تا او را و سایر دلیران را بکشد، و از مسلمانان کس زنده نماند. و اما کار امشب آن است که به بخور اکبر تقدیس کنیم.»

امرا چون این شنیدند، زمین بوسیدند، و بخور اکبر آوردند، که فضله‌ی راهب کبیر بود و نصاری بدان تبرک می‌جستند، و آن را در مشک و عبیر می‌آمیختند، و به سایر بلاد می‌فرستادند، و به قیمت هزار درم می‌خریدند. و گهگاه، از آن فضله، کحل ساخته به دیده می‌کشیدند، و بیماران را بدان مداوا می‌کردند.

پس چون بامداد شد و آفتاب جهان را روشن ساخت، دلیران آماده‌ی جنگ شدند...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستان‌های هزارویکشبBy مهدی اکبری‌فر

  • 5
  • 5
  • 5
  • 5
  • 5

5

16 ratings


More shows like داستان‌های هزارویکشب

View all
داستان شب by Arash Babayi/Mohammad Amin Chitgaran

داستان شب

422 Listeners

قصه های هزار و یک شب | hezaroiekshab | Hezaro Yek Shab by سهیل صلح‌جو

قصه های هزار و یک شب | hezaroiekshab | Hezaro Yek Shab

188 Listeners

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

394 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

2,509 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

474 Listeners

خوابکست by khabcast.com

خوابکست

195 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,952 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

643 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

388 Listeners

پادکست قصه گو by Soroush H.

پادکست قصه گو

16 Listeners

این نقطه by Hosein Aura

این نقطه

2,163 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

51 Listeners

رختکن بازنده‌ها by rbazandeha@gmail.com

رختکن بازنده‌ها

83 Listeners