داستان‌های هزارویکشب

شب نودم


Listen Later

شنیدی ای ملک جوان‌بخت که چون صبح فرا رسید و دلیران جنگ را آماده گشتند، ملک افریدون سرهنگان لشکر را بخواند، خلعتشان بداد، و صلیب بر روی ایشان نقش کرد، و به بخور مقدسشان تبرک نمود. آنگاه، لوقا بن شملوط را که «شمشیر مسیح» خوانده می‌شد، پیش خواند و او را نیز بدان بخور تبرک داد. این لوقا بس دلیر بود، و در بلاد روم چون او مردی در بزرگی جثه و تیراندازی و نیزه‌گذاری نبود، لیکن منظری قبیح داشت، که عارضش چون عارض خر و صورتش چون صورت بوزینه بود.

پس لوقا پای ملک را بوسید و در برابرش ایستاد، و ملک گفت: «همی‌خواهم که با شرکان مبارزت کنی و شر او را از ما بگردانی.» و گمان ملک آن بود که لوقا عنقریب بر شرکان دست یابد. آنگاه لوقا از نزد ملک بازگشت، بر اسب اشقر سوار شد، و با تابعان خود روی به میدان نهاد. منادی در میان لشکر ندا داد که: «ای امت محمد، جز سیف اسلام، ملک شرکان، هیچ‌کس از میان شما بیرون نیاید!»

پس ملک شرکان و برادرش ضوء المکان، لوقا را در میدان بدیدند، و این ندا بشنیدند. ضوء المکان با برادر گفت: «ترا می‌خواهند.» شرکان گفت: «اگر چنین باشد، بر من گواراتر است.» پس شرکان چون شیر خشمگین به مبارزت درآمد، و اسب به سوی لوقا راند. نیزه در دستش لرزان بود، و این شعر همی‌خواند:

روزی که سمند عزم من پویه کند دشمن ز نهیب تیغ من مویه کند

اینجا به پیام و نامه بر ناید کار شمشیر دو رویه کار یک رویه کند

لیک لوقا معنی رجز ندانست، و از بهر تعظیم صلیب که بر رویش نقش کرده بودند، دست بر روی خویش مالید، دست خود ببوسید، و نیزه به سوی شرکان حواله کرد. شرکان حمله‌ی او را دفع نمود، و زوبین گرفته به سوی لوقا انداخت، و آن زوبین چون شهاب ثاقب برفت، مردم فریاد برکشیدند، و از هیبت شرکان در بیم شدند. اما چون زوبین به نزد شرکان رسید، او آن را در هوا بربود، و مردم از آن جلادت در حیرت افتادند.

پس شرکان زوبین را با همان دست که ربوده بود، چنان به اهتزاز آورد که نزدیک شد دونیمه شود، و آن را به هوا بینداخت بدان سان که از دیده غایب شد. سپس، با دست دیگر زوبین را گرفت و به سوی لوقا انداخت. لوقا نیز خواست که آن را چنان که شرکان بربود، برباید، لیکن شرکان، شتابان، زوبین دیگر بدو افکند، و آن زوبین در میان صلیب که بر روی لوقا نقش کرده بودند، فرو نشست، و در حال، جان به مالک دوزخ سپرد.

چون کفار دیدند که لوقا بن شملوط کشته شد، روی‌های خویش طپانچه زدند، و به راهبان دیرها استغاثه بردند...

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستان‌های هزارویکشبBy مهدی اکبری‌فر

  • 5
  • 5
  • 5
  • 5
  • 5

5

16 ratings


More shows like داستان‌های هزارویکشب

View all
داستان شب by Arash Babayi/Mohammad Amin Chitgaran

داستان شب

422 Listeners

قصه های هزار و یک شب | hezaroiekshab | Hezaro Yek Shab by سهیل صلح‌جو

قصه های هزار و یک شب | hezaroiekshab | Hezaro Yek Shab

188 Listeners

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

394 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

2,509 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

474 Listeners

خوابکست by khabcast.com

خوابکست

195 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,952 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

643 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

388 Listeners

پادکست قصه گو by Soroush H.

پادکست قصه گو

16 Listeners

این نقطه by Hosein Aura

این نقطه

2,163 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

51 Listeners

رختکن بازنده‌ها by rbazandeha@gmail.com

رختکن بازنده‌ها

83 Listeners