1001 شب

شب پنجاه ـ حکایت ملک‌نعمان و فرزندان او


Listen Later

او را خصلتی است که از دیگران ندیده بودم و آن این است که هرگاه به خصم چیره می‌شود و مجال طعن می‌یابد نیزه به کف بگرداند و با ته نیزه بزند...


شنیدیم که شرکان پسر ملک‌نعمان در راه جنگ با سپاه نصرانی‌ها بر حسب اتفاق با دختر شاه قیصریه -دشمنش- آشنا شد و مهمان او شد و ملک حردوب، شاه قیصریه بو برد که شرکان به دخترش دل بسته است و همین شد که بین شرکان و مأموران شاه مبارزه‌ای درگرفت. حالا بشنویم که مرد میدان کیست.


بعضی واژه‌های دشوار شب ۵۰:


فدیه: قربانی

خدعه: فریب و نیرنگ

جیره و علیق: نیازمندی‌های اتراق سپاه در منطقه، شامل غذا و علوفه

اشهب: اسب سیاه و سفید

صیت: شهرت

جلادت: زرنگی و چابکی

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

1001 شبBy studio senoghte