داستان‌های هزارویکشب

شب شصت و دوم


Listen Later

🌙شب شصت و دوم

ادامه حکایت "ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ضوءالمکان"

موسیقی: آلبوم سایه روشن، داریوش طلایی

چون شب شصت و دوم برآمد

گفت: ای ملک جوانبخت، احنف گفت که: غسل جمعه کفاره گناهان ایام هفته است. معاویه پرسید که: رای تو چیست هرگاه با کسی از قوم خود ملاقات کنی؟ گفت: از شرم سر به زیر افکنم و بر سلام مبادرت کنم و آنچه را که به من سود ندارد واگذارم و سخن کم گویم. معاویه گفت: رای تو چیست اگر با امثال خود ملاقات کنی؟ احنف گفت: اگر سخن گوید، به گوش دارم و اگر بر من جولان کند من جولان نکنم. معاویه گفت: رای تو چیست اگر با امرا ملاقات کنی؟ احنف گفت: سلام کنم و منتظر اجابت شوم. اگر به نزدیکم بخوانند نزدیک روم و اگر دورم بکنند دور شوم. معاویه گفت: با زنت چگونه؟ احنف گفت: ای خلیفه، مرا از جواب این معاف بدار. معاویه گفت: سوگندت همیدهم بازگو. احنف گفت:خلق را نیکو کنم و با ایشان مهربانی ظاهر سازم و نفقه فراوانش دهم که زن را از پهلوی کج آفریده اند. معاویه گفت: رای تو در جماع چگونه است؟ گفت: با او سخن گویم تا به سر میل بیاید و مغازله کنم تا به طربش بیفزاید. آنگاه مجامعت کنم. اگر نطفه در مشیمه اش قرار گیرد بگویم:

اللهم اجعله مبارکا ولاتجعله شقیا و صورها احسن تصویرا»

(= خداوندا او را فرخنده ساز و سنگدل مساز و به زیباترین صورت، صورت بخش).

پس از آن برخاسته وضو بگیرم. پس از آن دستها بشویم و آب بر تن خود بریزم. پس از آن نعمتهای خدا را شکر گویم. معاویه گفت: نیکو جواب گفتی. حاجت خود از من بخواه. احنف گفت: حاجت من از تو این است که از خدا بترسی و در میان رعیت عدالت کنی. پس از آن احنف از مجلس معاویه برخاست و برفت. معاویه گفت: اگر در عراق جز این مرد دانشمندی نباشد همین بس خواهد بود.

پس نزهت الزمان گفت: این شمه ای بود از باب ادب.

چون قصه بدینجا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست.*جولان کردن: تندی کردن

*مغازله: عشق بازی 

*مجامعت: آمیزشاَحْنَف بْن قِیْس، ابو بحر صخر بن قیس بن معاویة بن حصین (در ۶۷ ق /۶۸۶ م)، از رجال معروف صدر اسلام که در فتح ایران و وقایع مهم عصر خلافت امام علی (علیه‌السلام) و آغاز دولت اموی نقشی بس مهم داشت.

درباره زندگی شخصی احنف بن قیس در منابع مطالب زیادی وجود ندارد و گزارش‌های وارده بیشتر پیرامون حضور وی در جنگ‌ها و فتوحات و مسایل سیاسی آن روز است، اما در عین حال باید گفت او یکی از بزرگان عصر خود بود و نامش ضحاک و گفته شده نام او صخر است و احنف لقب او می‌باشد. در کتب حالات صحابه آمده، وی حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را درک کرد و حضرت درباره وی دعا کردند، احنف یکی از افراد با عقل و هوش بود. قبیله او در بصره ساکن بودند. وی در میان قبیله‌اش بسیار محبوب و مورد توجه بود، بطوری که همه از وی تبعیت می‌کردند. احنف در جنگ جمل شرکت نکرد و خود را کنار کشید، اما در جنگ صفین در کنار حضرت علی (علیه‌السّلام) بود و با معاویه جنگید، او بعد از شهادت علی (علیه‌السّلام) هم چنان در بصره زندگی می‌کرد و خود را از مسائل روز کنار کشیده بود، او در کوفه در سال ۶۷ هجری درگذشت، اما برای خاکسپاری به بصره منتقل گشته و در آنجا دفن شد.

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

داستان‌های هزارویکشبBy مهدی اکبری‌فر

  • 5
  • 5
  • 5
  • 5
  • 5

5

16 ratings


More shows like داستان‌های هزارویکشب

View all
پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,965 Listeners

داستان‌های هزار و یک شب by vavkhan واوخوان

داستان‌های هزار و یک شب

0 Listeners