
Sign up to save your podcasts
Or


فرگرد دوم از رشته ویدیوهای ایرانشهری: بنمایههای فرهنگ ایرانشهری
بخش چهارم: شادزیستی
آیا دیگر کیشها نیز (چه کیشهای ابراهیمی چه کیشهای غیرابراهیمی) بر شادزیستی پافشاری میکنند و آن را از اهداف زندگی میدانند؟ یا اینکه بهدینی (کیش زرتشتی یا همان مزدیسنا) از این نگر یک استثنا است؟ دیدگاه کیشهای ابراهیمی، بودایی، و مانوی درباره شادی و شازیستی چه بوده است؟ بازتاب و بازمانده دیدگاههای کهن این دینها که شادزیستی و زندگی گیتیایی (این جهانی) را ناپسند و مایه گمراهی میدانستند، در جهان امروز ما بویژه فرهنگ غرب که مسیحیت و دینهای کهن را به ظاهر کنار گذاشته اما سراغ دین نوین ووکیسم ووکیسم رفته چگونه است؟
پافشاری بر شادزیستی در بهدینی برآمده از فرایافت سپندازمذ (سپنتاآرمئیتی) است که با خود آرامش همراه با پذیرش واقعیات و همچنین همراه با شادزیستی را در بر دارد.
شادزیستی با عیاشی همراه با فراموشی چه همسانی یا دگرسانیهایی (شباهتها یا تفاوتهایی) دارد؟ چرا شادزیستی واقعی بدون پذیرش هستیسازگاری یا همان پذیرش واقعیات ناشدنی است؟
نمونههایی از پافشاری بزرگان تاریخ ایران بر شادزیستی، همچون سنگنبشته (کتیبه) داریوش.
جشنهای ایرانی و گاهنبارها این دیدگاه را برجسته میکردند که شادی و شادزیستی یک پدیده فردی و انزواگرایانه یا خودخواهانه نیست؛ بلکه یک پدیده همبودمانیک (اجتماعی) است. جشنهای ایرانی فرصتهایی برای شادی همگانی پدید میآوردند.
آیا در دیدگاه دوگانباورانه (دوالیسم یا همان ثنویت) که نیکی و بدی را از دو سرچشمه جداگانه میداند، شادزیستی آسانتر است یا در دیدگاه توحیدی که سرچشمه نیکی و بدی را یکی میداند. دیدگاه توحیدی و اینکه یک باورمند ناچار است به الله یا یهوه یا خدایی که سرچشمه درد و بیماری و زجر او است عشق بورزد و به درگاه او نیایش کند، چه تاثیراتی در روان انسان باورمند (مومن) میگذارد؟
گویندگان: شروان فشندی و شاهین نژاد
By FILRفرگرد دوم از رشته ویدیوهای ایرانشهری: بنمایههای فرهنگ ایرانشهری
بخش چهارم: شادزیستی
آیا دیگر کیشها نیز (چه کیشهای ابراهیمی چه کیشهای غیرابراهیمی) بر شادزیستی پافشاری میکنند و آن را از اهداف زندگی میدانند؟ یا اینکه بهدینی (کیش زرتشتی یا همان مزدیسنا) از این نگر یک استثنا است؟ دیدگاه کیشهای ابراهیمی، بودایی، و مانوی درباره شادی و شازیستی چه بوده است؟ بازتاب و بازمانده دیدگاههای کهن این دینها که شادزیستی و زندگی گیتیایی (این جهانی) را ناپسند و مایه گمراهی میدانستند، در جهان امروز ما بویژه فرهنگ غرب که مسیحیت و دینهای کهن را به ظاهر کنار گذاشته اما سراغ دین نوین ووکیسم ووکیسم رفته چگونه است؟
پافشاری بر شادزیستی در بهدینی برآمده از فرایافت سپندازمذ (سپنتاآرمئیتی) است که با خود آرامش همراه با پذیرش واقعیات و همچنین همراه با شادزیستی را در بر دارد.
شادزیستی با عیاشی همراه با فراموشی چه همسانی یا دگرسانیهایی (شباهتها یا تفاوتهایی) دارد؟ چرا شادزیستی واقعی بدون پذیرش هستیسازگاری یا همان پذیرش واقعیات ناشدنی است؟
نمونههایی از پافشاری بزرگان تاریخ ایران بر شادزیستی، همچون سنگنبشته (کتیبه) داریوش.
جشنهای ایرانی و گاهنبارها این دیدگاه را برجسته میکردند که شادی و شادزیستی یک پدیده فردی و انزواگرایانه یا خودخواهانه نیست؛ بلکه یک پدیده همبودمانیک (اجتماعی) است. جشنهای ایرانی فرصتهایی برای شادی همگانی پدید میآوردند.
آیا در دیدگاه دوگانباورانه (دوالیسم یا همان ثنویت) که نیکی و بدی را از دو سرچشمه جداگانه میداند، شادزیستی آسانتر است یا در دیدگاه توحیدی که سرچشمه نیکی و بدی را یکی میداند. دیدگاه توحیدی و اینکه یک باورمند ناچار است به الله یا یهوه یا خدایی که سرچشمه درد و بیماری و زجر او است عشق بورزد و به درگاه او نیایش کند، چه تاثیراتی در روان انسان باورمند (مومن) میگذارد؟
گویندگان: شروان فشندی و شاهین نژاد