شکرین حدیث سعدی

شکرین حدیث سعدی

By مریم فقیهی‌کیاSociety & Culture
Download on the App Store

شکرین حدیث سعدی episodes

  • اپیزود 56 - غزل 271 تا 275 سعدی

    غزل 271: بخت این کند که رای تو با ما یکی شود؟ / تا بشنود حسود و بر او ناوکی شود؟

    غزل 272: آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود / نقش او در چشم ما هر روز خوش‌تر می‌شود
    غزل 273: هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید / کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید
    غزل 274: چه سرو است آن که بالا می‌نماید / عنان از دست دل‌ها می‌رباید
    غزل 275: نگفتم روزه بسیاری نپاید / ریاضت بگذرد سختی سر آید

    31 min
  • اپیزود 55 - غزل 266 تا 270 سعدی

    غزل 266: در من این عیب قدیم است و به در می‌نرود / که مرا بی‌می و معشوق به سر می‌نرود

    غزل 267: سروبالایی به صحرا می‌رود / رفتنش بین تا چه زیبا می‌رود
    غزل 268: ای ساربان! آهسته رو کآرام جانم می‌رود / وآن دل که با خود داشتم، با دل‌سِتانم می‌رود
    غزل 269: آن که مرا آرزوست دیر میسر شود / وین چه مرا در سرست عمر در این سر شود
    غزل 270: هر لحظه در برم دل از اندیشه خون شود / تا منتهای کار من از عشق چون شود

    35 min
  • اپیزود 54 - غزل 261 تا 265 سعدی

    غزل 261: یا رب شب دوشین چه مبارک سحری بود / کاو را به سرِ کُشتهٔ هجران گذری بود

    غزل 262: عیبی نباشد از تو که بر ما جفا رود / مجنون از آستانه لیلی کجا رود؟
    غزل 263: گفتمش سیر ببینم مگر از دل برود / وآن چنان پای گرفته‌ست که مشکل برود
    غزل 264: هر که مجموع نباشد به تماشا نرود / یار با یار سفرکرده به تنها نرود
    غزل 265: هر که را باغچه‌ای هست به بستان نرود / هر که مجموع نشسته‌ست پریشان نرود

    33 min
  • اپیزود 53 - غزل 256 تا 260 سعدی

    غزل 256: نفسی، وقت بهارم، هوس صحرا بود / با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود

    غزل 257: از دست دوست هر چه ستانی شکر بود / وز دست غیر دوست تبرزد تبر بود
    غزل 258: مرا راحت از زندگی دوش بود / که آن ماهرویم در آغوش بود
    غزل 259: ناچار هر که صاحب روی نکو بود / هر جا که بگذرد همه چشمی در او بود
    غزل 260: من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود؟ / سر نه چیزی‌ست که شایستهٔ پای تو بود

    25 min
  • اپیزود 52 - غزل 251 تا 255 سعدی

    غزل 251: اگر تو برشکنی دوستان سلام کنند / که جور قاعده باشد که بر غلام کنند

    غزل 252: نشاید که خوبان به صحرا روند / همه کس شناسند و هر جا روند
    غزل 253: به بوی آن که شبی در حرم بیاسایند / هزار بادیه سهلست اگر بپیمایند
    غزل 254: اخترانی که به شب در نظر ما آیند / پیش خورشید محال است که پیدا آیند
    غزل 255: تو را سماع نباشد که سوز عشق نبود / گمان مبر که برآید ز خام هرگز دود

    33 min
  • اپیزود 51 - غزل 246 تا 250 سعدی

    غزل 246: دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمند / سروران بر در سودای تو خاک قدمند

    غزل 247: با دوست باش گر همه آفاق دشمنند / کاو مرهم است اگر دگران نیش می‌زنند
    غزل 248: شوخی مکن ای یار که صاحب‌نظرانند / بیگانه و خویش از پس و پیشت نگرانند
    غزل 249: این جا شکری هست که چندین مگسانند / یا بوالعجبی کاین همه صاحب‌هوسانند
    غزل 250 خوب‌رویانِ جفاپیشه وفا نیز کنند / به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند

    29 min
  • اپیزود 50 - غزل 241 تا 245 سعدی

    غزل 241: میل بین کآن سروبالا می‌کند / سرو بین کآهنگ صحرا می‌کند

    غزل 242: سرو بلند بین که چه رفتار می‌کند / وآن ماه محتشم که چه گفتار می‌کند
    غزل 243: زلف او بر رخ چو جولان می‌کند / مشک را در شهر ارزان می‌کند
    غزل 244: یار با ما بی‌وفایی می‌کند / بی‌گناه، از من جدایی می‌کند
    غزل 245: هر که بی‌او زندگانی می‌کند / گر نمی‌میرد گرانی می‌کند

    28 min
  • اپیزود 49 - غزل 236 تا 240 سعدی

    غزل 236: توانگران که به جنب سرای درویشند / مروت است که هر وقت از او بیندیشند

    غزل 237: یار باید که هر چه یار کند / بر مراد خود اختیار کند
    غزل 238: بخرام بالله تا صبا بیخ صنوبر برکند / برقع برافکن تا بهشت از حور زیور برکند
    غزل 239: کسی که روی تو بیند، نگه به کس نکند / ز عشق سیر نباشد، ز عیش بس نکند
    غزل 240: چه کند بنده که بر جور تحمل نکند؟ / دل اگر تنگ شود مهر تبدل نکند

    29 min
  • اپیزود 48 - غزل 231 تا 235 سعدی

    غزل 231: تو آن نه‌ای که دل از صحبت تو برگیرند / و گر ملول شوی صاحبی دگر گیرند

    غزل 232: دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزند / هزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزند
    غزل 233: روندگانِ مقیم از بلا نپرهیزند / گرفتگانِ ارادت به جور نگریزند
    غزل 234: آفتاب از کوه سر بر می‌زند / ماهروی انگشت بر در می‌زند
    غزل 235: بلبلی بی‌دل نوایی می‌زند / بادپیمایی هوایی می‌زند

    33 min
  • اپیزود 47 - غزل 226 تا 230 سعدی

    غزل 226: درخت، غنچه برآورد و بلبلان مستند / جهان جوان شد و یاران به عیشْ بِنْشستند

    غزل 227: آخر ای سنگدلِ سیم‌زنخدان، تا چند / تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند
    غزل 228: کاروان می‌رود و بار سفر می‌بندند / تا دگربار که بیند که به ما پیوندند
    غزل 229: پیش رویت دگران صورتِ بر دیوارند / نه چنین صورت و معنی که تو داری؛ دارند
    غزل 230: شاید این طلعت میمون که به فالش دارند / در دل اندیشه و در دیده خیالش دارند

    30 min

About شکرین حدیث سعدی

From the publisher's feed

آوایش غزلیات سعدی با شرح مختصری بر ابیات مشکل، هر اپیزود ۵ غزل از دیوان سعدی. بر اساس تصحیح محمدعلی فروغی و منطبق بر متن گنجور. اجرا: مریم فقیهی‌کیا