سنتاً حقوق بشر یکی از ارکان سیاست خارجی فرانسه به ویژه طی بیست و پنج سال گذشته بوده است. اما، با روی کار آمدن امانوئل ماکرون چرخشی مهم در این زمینه صورت گرفته است. از این پس مسئلهٔ اصلی و مهمترین رکن سیاست خارجی فرانسه تأکید بر کثرتگرایی یا چندجانبه گرایی است.
دهم دسامبر آینده هفتادمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر است. در دهم دسامبر ١٩٤٨ یعنی هفتاد سال پیش در چنین روزهایی اعلامیه جهانی حقوق بشر در "ساختمان شایو" در پاریس در دستور کار ۵٨ کشور عضو آن زمان سازمان ملل قرار گرفت. در رأی گیری سازمان ملل دربارۀ این اعلامیه تنها ٨ کشور از جمله اتحاد شوروی رأی ممتنع دادند و ۵۰ کشور دیگر با تصویب این اعلامیه موافقت نمودند. در واقع، هیچیک از اعضای سازمان ملل در آن زمان به اعلامیه جهانی حقوق بشر رأی منفی ندادند.
به مناسبت هفتادمین سالگرد تصویب این اعلامیه، وزارت امور خارجهٔ فرانسه مراسمی را در ساختمان این وزارتخانه تدارک دیده بی آنکه کاخ ریاست جمهوری فرانسه به همین مناسبت موضعی اتخاذ بکند. معنای سکوت ریاست جمهوری فرانسه در این باره چیست؟
سنتاً حقوق بشر یکی از ارکان سیاست خارجی فرانسه به ویژه طی بیست و پنج سال گذشته بوده است. اما، با روی کار آمدن امانوئل ماکرون چرخشی مهم در این زمینه صورت گرفته است. از این پس مسئلهٔ اصلی و مهمترین رکن سیاست خارجی فرانسه تأکید بر کثرتگرایی یا چندجانبه گرایی است.
ظهور قدرت های جدید اقتصادی و نظامی در عرصهٔ بین المللی، روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا و صعود تدریجی میلیتاریسم و گروه ها و گرایش های ناسیونالیستی و بعضاً بیگانه ستیز در میان کشورهای اروپایی بر این چرخش بی اثر نبوده اند. در واقع، از این پس حقوق بشر مبنایی نیست که رئیس جمهوری فرانسه یا وزیر امور خارجۀ این کشور و به طریق اوُلی دیگر مقامات سیاسی فرانسه بخواهند بر اساس آن سیاست خارجی خود را تعریف کنند.
در قیاس با این چرخش عمومی در سیاست خارجی فرانسه و مسئلۀ حقوق بشر، مراسم صدمین سالگرد پایان نخستین جنگ جهانی جایگاه ویژه ای در فرانسه طی ماه نوامبر گذشته یافت.
حضور رئیس جمهوری فرانسه و رهبران قدرت ها و کشورهای جهان در مراسم یادبود صدمین سالگرد پایان نخستین جنگ جهانی، خود گویای این جایگاه ویژه بود. در این مراسم که بیش از یک هفته به درازا کشید آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفت نه پیروزی در جنگ، بلکه صلح ناقصی بود که اندکی بعد به یک جنگ دهشتناک دیگرِ، جنگ جهانی دوم، منجر شد.
بی دلیل نبود که در مراسم یادبود صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول، امانوئل ماکرون نشست ویژه ای را به موضوع صلح اختصاص داد که قرار است از این پس به طور سالانه برگزار شود. جالب توجه است که در این نشست مسالهٔ حقوق بشر حتا به عنوان یکی از موضوعات مهم بحث از سوی شرکت کنندگان در آن مورد توجه قرار نگرفت. البته، علت آن نیز واضح بود، طرح مسئلهٔ حقوق بشر می توانست مانع از حضور برخی رهبران کشورهای جهان شود.
آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان فدرال، در سخنرانی افتتاحیه نشست صلح با تلخی تمام اعتراف کرد که اگر قرار باشد امروز سازمان ملل اعلامیه جهانی حقوق بشر را از نو در دستور کار خود قرار بدهد، هیچ بعید نیست که این اعلامیه به تصویب نرسد. با این سخن، صدراعظم آلمان فدرال اعتراف می کرد که از چین تا ترکیه از روسیه تا جمهوری اسلامی ایران، بیش از پیش بسیاری از کشورها خصلت جهانی و همه گیر حقوق بشر را با استناد به ویژگی ها و تنوع های فرهنگی و ارزشی زیر سئوال برده اند.
**
بعد از پایان دورهٔ ریاست جمهوری نیکلا سرکوزی، دولت فرانسه با روی کار آمدن امانوئل ماکرون مقام وزیر مشاور در امور حقوق بشر را از فهرست اعضای کابینۀ دولت حذف کرد و به جای آن ديپلماتی را در وزارت امور خارجه مسئول این موضوع نمود.
ميشل دوكلو، ديپلمات باسابقۀ فرانسوی و مشاور ويژه بنياد مونتين معتقد است كه حاشيه ای شدن تدريجی حقوق بشر در سياست خارجی فرانسه برای ديپلماسی اين كشور بیخطر نيست. او میگويد : اگر فرانسه از تصوير یا تصور تاريخی خود به عنوان ميهن حقوق بشر دست بکشد، سه چهارم هويت خود را از دست میدهد. او تاكيد می كند كه اگر نمی توان سياست خارجی را به حقوق بشر خلاصه كرد، اما حقوق بشر يكی از نشانه های اعتبار سياست خارجی فرانسه به شمار می رود.
با اين نظر، وزير امور خارجه پيشين فرانسه، هوبر ودرين موافق نیست كه رويكرد كنونی حكومت اين كشور را در خصوص جايگاه حقوق بشر در سیاست خارجی به عنوان بازگشت به رئاليسم يعنی به نوعی رئال پُلیتيك میستايد. او می گويد : نمی توان گفت چون فرانسه ميهن حقوق بشر است پس قادر است چين و روسيه را با چراغ جادويی اش به كشوری همانند دانمارك در زمينه حقوق بشر تبديل كند.
وزير امور خارجۀ پيشين فرانسه معتقد است كه نمی توان سياست خارجی كشور مهمی همانند فرانسه را فقط بر حقوق بشر استوار كرد. چنين رويكردی به گمان هوبر ودرين كل سياست خارجی فرانسه را با بن بست روبرو می كند و مالًا تنها اثر و كاربردی داخلی خواهد داشت.
**
مداخلات نظامی كشورهای غربی که در افغانستان، عراق يا ليبي به نام ارزش های بشردوستانه صورت گرفت همگی با شكست روبرو شدند، هر چند عدم مداخله در سوريه نتايج بمراتب فاجعه بارتری به بار آورد در حالی كه حضور نظامی فرانسه در كشور آفريقايی "مالی" نتيجۀ ملموسی در پی نداشته است.
برونو ترتره معاون بنياد مطالعات راهبردی فرانسه می گويد كه امانوئل ماكرون از داده جديد آگاه بود و تلقی او از سياست خارجی به عنوان مناسبات قدرت بر نوعی رئاليسم جديد استوار است. برونو ترتره می گويد كه از نظر ماكرون دموكراسی و حقوق بشر در سياست خارجی اهدافی فی نفسه به شمار نمی روند و اين تلقی از ديپلماسی به سيّالتر شدن جايگاه حقوق بشر در سياست خارجی فرانسه منجر شده است. برای نمونه، هنگامی كه دولت آلمان در واكنش به قتل جمال خاشقجی اعلام كرد كه برای متوقف كردن بمباران و كشتار در يمن دولت عربستان را هدف مجازات قرار می دهد و از فروش تسلیحات به عربستان خودداری می ورزد، امانوئل ماكرون علنا اين رويكرد را به عنوان سياستی عوامفريبانه مورد انتقاد قرار داد.
يك سال پيشتر در ملاقات با همتای مصری خود عبدالفتاح السيسی يعنی كسی كه بيلانش در زمينه حقوق بشر به اندازه رئيس جمهوری پیشین مصر، حسنی مبارك، فاجعه بار است، رئيس جمهوری فرانسه گفته بود كه او از درس دادن به ديگران در زمينه حقوق بشر، خارج از چارچوب و بستر تاريخی، اجتناب می كند.
اكنون رييس جمهوری و وزير امور خارجه فرانسه صريحا مي گويند كه مسائل مربوط به حقوق بشر را راحتتر می توان از طريق مذاكرات پشت پرده حل كرد.
به گفتۀ تحلیلگران رئیس جمهوری فرانسه حاضر نیست به سادگی از حقوق بشر در سیاست خارجی دفاع کند، به ویژه اگر این دفاع هزینه نیز در پی داشته باشد. برخی نیز معتقدند که تلقی رئیس جمهوری فرانسه از حقوق بشر فرهنگرا است. او بارها گفته است که دموکراسی و حقوق بشر میراث مشترک اروپا است که تمدن بزرگی را از اقیانوس اطلس تا منطقۀ اورال تحت تاثیر خود قرار داده است.