
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: دالان سمن ها
▨ شاعر: سیمین بهبهانی
▨ با صدای: سیمین بهبهانی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
خفتنی شد به خدا بسترِ سرسبزِ چمنها
گفتنی شد به خدا، با تو در آن سبزه سخنها
خزه شد مخملِ رنگین به گریبانِ طبیعت
لاله شد دکمهٔ یاقوت به سردستِ دمنها
وه! چه خوش وسوسهٔ بوسه و آغوش فزاید
مستیِ عطر هوسپرور و نمناکِ گونها
خلوتی خواسته بودی که ببوسی لبِ ما را
وعده در سایهٔ دالانِ فلکفامِ سمنها
باد از برگِ گل آنجا فکنَد روکشِ اطلس
تا به آسودگی آریم برون جامه ز تنها
مرغسان بر سرِ هر شاخه بر آریم نواها
قو صفت در دلِ هر چشمه بشوییم بدنها
به رسنهای وفا پایِ گریزِ تو ببندم
همچو تاکی که ز هر شاخه او رسته رسنها
آه سیمین! دل آن دوست به دست آر و مرنجان
زان که آمد ز همه خلقِ جهان، سوی تو تنها
▨
سیمین بهبهانی
By شهروز کبیری▨ نام شعر: دالان سمن ها
▨ شاعر: سیمین بهبهانی
▨ با صدای: سیمین بهبهانی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری
ــــــــــــــــ
خفتنی شد به خدا بسترِ سرسبزِ چمنها
گفتنی شد به خدا، با تو در آن سبزه سخنها
خزه شد مخملِ رنگین به گریبانِ طبیعت
لاله شد دکمهٔ یاقوت به سردستِ دمنها
وه! چه خوش وسوسهٔ بوسه و آغوش فزاید
مستیِ عطر هوسپرور و نمناکِ گونها
خلوتی خواسته بودی که ببوسی لبِ ما را
وعده در سایهٔ دالانِ فلکفامِ سمنها
باد از برگِ گل آنجا فکنَد روکشِ اطلس
تا به آسودگی آریم برون جامه ز تنها
مرغسان بر سرِ هر شاخه بر آریم نواها
قو صفت در دلِ هر چشمه بشوییم بدنها
به رسنهای وفا پایِ گریزِ تو ببندم
همچو تاکی که ز هر شاخه او رسته رسنها
آه سیمین! دل آن دوست به دست آر و مرنجان
زان که آمد ز همه خلقِ جهان، سوی تو تنها
▨
سیمین بهبهانی