#گلهای_رنگارنگ
برنامه شماره 518
#حمیرا
#عماد_خراسانی
#کمال_خجندی
#گلچین_معانی
#بیژن_ترقی
#پرویز_یاحقی
#مجید_نجاحی
#جواد_معروفی
#امیر_ناصر_افتتاح
#پرویز_وکیلی
#آذر_پژوهش
ما را گلی از روی تو چیدن نگذارند
چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند
گفتم شنود مژده دیدار تو گوشم
آن نیز شنیدم که شنیدن نگذارند
صد شربت شیرین ز لبت خسته دلان را
نزدیک لب آرند و چشیدن نگذارند
بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل
بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند
ای بهار عشق من
بی روی تو رنگ خزان دارد بهارم
وای از این بی حاصلی
فریاد از این عشقی که من در سینه دارم
اسیر غمت را نمانده دگر
نه شوق تماشا نه ذوق سفر
نهال امیدم نداده ثمر غم تو چنانم گرفته به بر
که از ذو جهانم نمانده خبر
اگر تو ندانی خدای تو داند
که از غمت آمد چه بر سر من
اگر تو نبودی برابر چشمم
خیال تو بوده برابر من
نسیم بهشتی شمیم بهاری
که جان من آری به پیکر من
بیا که بریزی ز ساغر چشمت
شراب محبت به ساغر من
مست عشق توام
بی تو چنگ دلم نغمه ای نسراید
از شکسته دلان ساز خسته دلان
نغمه کی به در آید
مه روی تو، شب موی تو، گل بوی تو دارد
گلزار جهان خرمی از روی تو دارد
گردون که سراپای وجودش همه چشم است
پیوسته نظر در خم ابروی تو دارد
نرگس که نظرباز بود در صف گلها
تا چشم تورا دیده نظر سوی تو دارد
تو که درد دل دیوانه من میدانی
چند دور از تو خورم خون جگر پنهانی
عاشق عشقم و دیوانه دیوانگی ام
ای دوست منما راه که دارم سر سرگردانی
فکر من باش شبی ورنه بیاید روزی
که تو هم نیز به درمان دلم درمانی