
Sign up to save your podcasts
Or


این قطعه روایت برکشیدن تَلَکِ هندو است به منصب سپاه سالاری هندوستان برای فروگرفتن احمد ینالتگین. همچنین روایتی دارد از زندگی غلامی به غایت زیبا روی به نام نوشتگین.
این استان یکی از درخشان ترین روایت های تاریخ بیهقی، همین روایت کوتاه و به غایت صریح و روشن است از درازدستیِ بوالفضل سوری، صاحب دیوان خراسان و عاقبت شوم اين دراز دستي براي غزنويان و براي مردم.
امیر هم به دلیل هدیه های بی اندازه که از دیدن آن "امیر و همۀ حاضران به تعجب بماندند" او را "نیک چاکری" می دانست و آرزو داشت که دو سه چاکر دیگر هم مانند او داشت.
کار به آنجا رسید که "اعیان مستاصل شدند و نامه ها نبشتند به ماوراءالنهر و رسولان فرستادند و به اعیان ترکان بنالیدند تا ایشان اغرا کردند ترکمانان را".
توضیح شعر: "بند" به معنای غنیمتی است که در جنگ از حریف می گیرند. "ساز" به معنای فریب و مکر است. "کاری دراز" به معنای مشغله ای طولانی و پر دردسر است. "هر آن کار" در توضیحات به صورت "هر آن گله" هم ذکر شده است. "داغ" به معنای نشانیِ گوسفند است که برای متمایز کردن گوسفندان آنها را با آهن تفته نشان می زده اند. "داغ باز آوردنِ چوپانِ بد" یعنی چوپانِ بدکاری که گوسفندان را می دزدد و بعد نشانِ گوسفندان را برای صاحب آنها می آورد و ادعا می کند که گوسفندان تلف شده اند.
By Hossein Abbasiاین قطعه روایت برکشیدن تَلَکِ هندو است به منصب سپاه سالاری هندوستان برای فروگرفتن احمد ینالتگین. همچنین روایتی دارد از زندگی غلامی به غایت زیبا روی به نام نوشتگین.
این استان یکی از درخشان ترین روایت های تاریخ بیهقی، همین روایت کوتاه و به غایت صریح و روشن است از درازدستیِ بوالفضل سوری، صاحب دیوان خراسان و عاقبت شوم اين دراز دستي براي غزنويان و براي مردم.
امیر هم به دلیل هدیه های بی اندازه که از دیدن آن "امیر و همۀ حاضران به تعجب بماندند" او را "نیک چاکری" می دانست و آرزو داشت که دو سه چاکر دیگر هم مانند او داشت.
کار به آنجا رسید که "اعیان مستاصل شدند و نامه ها نبشتند به ماوراءالنهر و رسولان فرستادند و به اعیان ترکان بنالیدند تا ایشان اغرا کردند ترکمانان را".
توضیح شعر: "بند" به معنای غنیمتی است که در جنگ از حریف می گیرند. "ساز" به معنای فریب و مکر است. "کاری دراز" به معنای مشغله ای طولانی و پر دردسر است. "هر آن کار" در توضیحات به صورت "هر آن گله" هم ذکر شده است. "داغ" به معنای نشانیِ گوسفند است که برای متمایز کردن گوسفندان آنها را با آهن تفته نشان می زده اند. "داغ باز آوردنِ چوپانِ بد" یعنی چوپانِ بدکاری که گوسفندان را می دزدد و بعد نشانِ گوسفندان را برای صاحب آنها می آورد و ادعا می کند که گوسفندان تلف شده اند.