
Sign up to save your podcasts
Or


امیر مسعود از اصفهان حرکت می کند و به ری می رسد. از غزنین، پایتخت غزنویان، خبر به امیر مسعود می رسد که برادرش امیر محمد به غزنین رسیده است و لشکریان به او ابراز وفاداری کرده اند.
نامه ای از سوی خلیفۀ عباسی از بغداد به امیر مسعود می رسد که او را جانشین پدرش می داند. برخی از بزرگان غزنین از جمله عموی امیر مسعود، یوسف، هم با ارسال نامه ای که با تایید مادر و عمۀ امیر مسعود همراه است، به او ابراز وفاداری می کنند. امیر مسعود ناچار است ری را وا نهد و به غزنین باز گردد.
امیر مسعود اعیان ری را جمع می کند و به آنها می گوید که قصد رفتن به غزنین دارد و سالاری را در ری خواهد گماشت. تهدید می کند که در صورت سرپیچی از فرمان او به سختی عقوبت خواهند دید. اعیان ری ابراز وفاداری می کنند.
By Hossein Abbasiامیر مسعود از اصفهان حرکت می کند و به ری می رسد. از غزنین، پایتخت غزنویان، خبر به امیر مسعود می رسد که برادرش امیر محمد به غزنین رسیده است و لشکریان به او ابراز وفاداری کرده اند.
نامه ای از سوی خلیفۀ عباسی از بغداد به امیر مسعود می رسد که او را جانشین پدرش می داند. برخی از بزرگان غزنین از جمله عموی امیر مسعود، یوسف، هم با ارسال نامه ای که با تایید مادر و عمۀ امیر مسعود همراه است، به او ابراز وفاداری می کنند. امیر مسعود ناچار است ری را وا نهد و به غزنین باز گردد.
امیر مسعود اعیان ری را جمع می کند و به آنها می گوید که قصد رفتن به غزنین دارد و سالاری را در ری خواهد گماشت. تهدید می کند که در صورت سرپیچی از فرمان او به سختی عقوبت خواهند دید. اعیان ری ابراز وفاداری می کنند.