كتيبه

تاریخ بیهقی- قطعۀ سی ام- آغاز مجلد هفتم


Listen Later

امیر مسعود از بلخ به سمت "حضرت غزنین" پایتخت غزنویان به راه می افتد. وزیرش خواجه احمد حسن را در بلخ می گذارد تا به امورات سر و سامان دهد.

امیر خوشان خوشان می رود و در راه  گاهگاه هوس شراب و شکار و نشاط می کند و "چنین روزگار کس یاد نداشت که جهان عروسی را مانست و پادشاه محتشم بی منازع فارغ دل می رفت".
امیر مسعود در ادامۀ بدگمانی به افرادی که با پدرش و به تبع او با برادرش محمد نزدیک بودند به عمویش یوسف، از سرداران سپاه که هم سن و سال او و محمد بود و با آنها بزرگ شده بود، بد گمان شده بود.
درباریان غلام خاص یوسف به نام طغرل را فریفتند و او را بر آن داشتند که خبرهای او را به دربار برساند. درنهایت او را به غزنین کشاندند و به جرم مکاتبت با خانیان ترکستان متهم کردند و فرو گرفتندش و به قلعۀ سگاوند بردندش. یوسف سال دیگر در حبس درگذشت.

...more
View all episodesView all episodes
Download on the App Store

كتيبهBy Hossein Abbasi